مراقب گفتارت باش آنها به کردار تبديل میشوند
مراقب کردارت باش آنها به عادت تبديل میشوند
مراقب عادتت باش آنها به شخصيت تبديل میشوند
مراقب شخصيتت باش آن سرنوشتت خواهد شد.

Be Easy On Yourself
بر خود سخت مگير.

ادامه مطلب
مراقب گفتارت باش آنها به کردار تبديل میشوند
مراقب کردارت باش آنها به عادت تبديل میشوند
مراقب عادتت باش آنها به شخصيت تبديل میشوند
مراقب شخصيتت باش آن سرنوشتت خواهد شد.

Be Easy On Yourself
بر خود سخت مگير.

دانلود پاورپینت با موضوعات مدیریتی

| powerpoint مدیریت استراتژیک. نویسنده, متن ... یک powerpoint خوب و جامع در مورد مدیریت استراتژیک ... |
یک powerpoint خوب و جامع در مورد مدیریت استراتژیک

دانلود رایگان پاورپوینت باموضوع مدیریت

بسمه تعالي
سازمان مديريت و برنامهريزي کشور
|
|
|
|
|
|
دوره مديريت راهبردي مدرس: دکتر حسين علوي راد پاييز و زمستان 1382 | |||
|
(CD1) |
|||
|
مثالها: | |||
|
|
|
|
|
http://www.mporg.ir/fanni/T/arshive_html/StrategicManagement.htm

توکل در مدیریت
تعریف توکل و شناخت حقیقت آن
با نگاهی اجمالی به منابع اخلاقی موجود، به راحتی متوجه میشویم که اولین مشکل، تعریف توکل است. متأسفانه در هیچ یک از کتب اخلاقی به تعریفی شفاف و واضح از توکل برنمیخوریم. البته این مسئله ایست که اختصاص به بحث توکل ندارد. و همین عدم توجه به معنا و حقیقت این مفاهیم در طول زمان باعث درک غلط و ناصواب از مفاهیم دینی و در نتیجه پیدایش انحرافاتی در این زمینه شده است.
با توجه به آیات و روایات موجود در زمینه توکل میتوان به این تعریف از توکل دست یافت که توکل عبارت است منحصر نکردن توجه و امید خود به اسباب و علل ظاهری و اعتماد و اتکاء بر خداوند متعال در تمام کارها و تکیه بر اراده و مشیت او.
با توجه به تعریف فوق روشن میشود که متعلق توکل در ادبیات دینی ما، خداوند است زیرا تنها او است که عالم به همه اسباب است و همه چیز تحت اراده او فقط قرار دارد. این نکته در خیلی از آیات قرآن کریم با تعابیر مختلفی آمده است مثل « و من یتوکل علی الله»، « و علی الله فلیتوکل المتوکلون» ، « فاذا عزمت فتوکل علی الله» و ... .
توکل به خدا دارای سه مؤلفه اسنادی، اقدامی و حالتی است که از آنها به علم، حال و عمل تعبیر میشود. و ما این سه اصل را تحت عنوان ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری توکل مورد بحث قرار میدهیم.[3]
أ. بعد شناختی توکل
بعد شناختی توکل، به حیطه ادراک و جهانبینی فرد ارتباط دارد. توکل در بعد شناختی به معنی شناخت این جهان با همه نظامها و سنناش به عنوان فعل و کار خداوند و ناشی از اراده او میباشد. توکل در این بعد به صورتهایی چون: اسناد امور و اتفاقات به خداوند(توبه،51)، رزق و روزی خود را ازسوی خدا دانستن(هود،6)، و سود و زیان و بخشش و حرمان را از سوی خدا دانستن(مجلسی،1365، ج71، ص 138) مشخص شده است.
ب. بعد عاطفی توکل
بعد عاطفی توکل آن است که فرد با تکیه و اعتماد بر خدا، آرامش و اطمینان قلبی را در خویش احساس کند. این بعد جزو آثار توکل نیز به حساب میآید. این بعد با مفاهیمی از قبیل نا امیدی از خلق و امیدوار بودن به لطف و رحمت خداوند، رضایت از خدا و امور زندگانی، اعتماد و اطمینان قلبی به خدا، و نهراسیدن از خلق خدا، در متون دینی مشخص شده اند.
ت. بعد رفتاری توکل
این بعد از توکل از حساسیت خاصی برخوردار است و خاستگاه برداشتهای مختلف و گاه متناقض از توکل نیز همین بعد میباشد. پرسش اصلی در این بعد این است که آیا توکل باکوشش، تدبیر در امور و استفاده از وسایل و امکانات طبیعی قابل جمع است یا نه.
آنچه از تعمق در آیات و روایات بدست میآید این است که توکل نه تنها هیچگونه منافاتی با کار وکوشش و عمل ندارد، بلکه بعد از بکار بستن تمام تلاشها ، افکار و اقدامات بشری مطرح میشود.(باتوکل زانوی اشتر ببند. مولوی). در قرآن کریم امر به توکل بعد از امر به عزم و تصمیم، مطرح شده است. «فاذا عزمتَ(پس از آنکه تصمیم گرفتی) فتوکل علی الله». برخی از ابعاد توکل در حیطه رفتاری عبارتند از:
1. داشتن نقش فعال در زندگی: معنای توکل در واقع این است که انسان تمام همت و تلاش خود را در جهت تامین نیازهایش بکارگیرد؛ اما در نهایت، پیروزی و کامیابی خویشتن را از حمایت و یاری خداوند ناشی بداند. در روایتی منقول از پیامبر اکرم بدنبال کار و کسب نرفتن به بهانه توکل، سرباری دیگران دانسته شده است(طبرسی،1363،ج2،ص188).
2. قطع طمع از دیگران : متوکل در عمل به هیچ کسی جز خدا نباید طمع داشته باشد(مجلسی،همان، ص138).
3. دوری از اسباب حرام: فرد متوکل در رفتار خود از اسباب حرام دوری میکند زیرا که اسباب را از آن رو به کار میگیرد که خداوند به آن دستور و اجازه داده است.
آثار توکل به خدا


1- قاطع،امامهربان باشید.
2- جدی ،امالطیف باشید.
3- در انجام كارها روي شيوهاي خاص تأكيد نكنيد. شايد كسي بتواند از مسير كوتاهتر و بهتري شما را به مقصد برساند.
4- توجه داشته باشيد دانش و تجربه، هيچ كدام به تنهايي رهگشا نيستند، مثل اكسيژن و هيدروژن كه از تركيب معيني از آنها هواي تنفس ما تأمين ميشود، ميتوان با آميختن دانش و تجربه، راهكارهاي حياتي و استثنايي خلق كرد.
5- به خاطر داشته باشيد رعايت استانداردهاي محيط كار در كارايي كارمندان مؤثر است.
6- با فرق گذاشتن بيهوده بين افراد گروه، انگيزه كاري آنها را از بين نبريد.

اطلاعیه ها
مرتبط با بخش 1 كتاب
مرتبط با بخش 2 كتاب
مرتبط با بخش 3 كتاب
مرتبط با بخش 4 كتاب
مرتبط با بخش 5 كتاب
مرتبط با بخش 6 كتاب
مرتبط با بخش 7 كتاب
مرتبط با بخش 8 كتاب
مرتبط با بخش 9 كتاب
مرتبط با بخش 10 كتاب
مرتبط با بخش 11 كتاب
مرتبط با بخش 12 كتاب
مرتبط با بخش 13 كتاب
مرتبط با بخش 14 كتاب
مرتبط با بخش 15 كتاب
مرتبط با بخش 16 كتاب
مرتبط با بخش 17 كتاب
مرتبط با بخش 18 كتاب
مرتبط با بخش 19 كتاب
مرتبط با بخش 20 كتاب
مرتبط با بخش 21 كتاب
مرتبط با بخش 22 كتاب
مرتبط با ضمائم كتاب
ترجمه فارسي و پیوند به نسخه ی انگلیسی فايلهاي نمايشي با فرمت پاورپوينت براي استفاده در تدريس

مدل كانو
مدل كانو براي طبقه بندي مشخصه هاي محصول بر اساس درك و خواسته مشتري و نيز چگونگي تاثيرگذاري آن بر رضايت مشتري استفاده مي شود. اين طبقه بندي براي تصميم گيري در طراحي ها و نيز تعيين اينكه يك مشخصه چقدر خوب است و اگر چقدر بيشتر باشد بهتر است،مورد استفاده قرار مي گيرد.
مدل كانو، مشخصه هاي محصول را به سه قسمت تقسيم بندي مي كند. مشخصه هاي اصلي (اوليه) ، مشخصه هاي عملكردي و مشخصه هاي جذاب (مهيج).
يك محصول رقابتي مشخصه هاي اوليه را برآورده كرده، مشخصه هاي عملكردي را افزايش داده و تا حد امكان و تا اندازه اي كه قيمت در بازار قابل رقابت باشد، مشخصه هاي مهيج را در خود جاي مي دهد.
مشخصه هاي ابتدايي (اوليه):
مشخصه هاي مورد انتظار مشتري يا "بايد" هاي مشتري هستند و يك شانس براي عملكرد بهتر محصول به حساب نمي آيد. افزايش عملكرد اين مشخصه ها، ميزان نارضايتي مشتري را كاهش داده و كاهش آن باعث نارضايتي شديد مشتري مي شود. نمونه اي از اين مشخصه ها، ترمز در خودروها مي باشد. عملكرد نامناسب ترمز خودرو باعث نارضايتي مشتري مي شود، در حاليكه عملكرد مناسب آن براي مشتري امري عادي و منجر به رضايت وي نخواهد شد.
مشخصه هاي عملكردي:
اين مشخصه ها، از آن دسته مشخصه ها هستند كه افزايش آنها بهتر است و باعث افزايش رضايت مشتري ميشود. در وقابل، نبودن اين مشخصه باعث ايجاد عدم رضايت مشتري مي شود. نيازهايي كه مشتري بصورت زباني بيان مي كند، اغلب جزئي از مشخصه هاي عملكردي هستند. براي ارزيابي مشخصه هاي محصول، از ليست وزن دهي شده اين نيازمندي ها استفاده مي شود.
هزينه اي كه مشتري مايل است براي يك محصول بپردازد، ارتباط مستقيم با مشخصه هاي عملكردي دارد. به عنوان مثال، مشتري حاضر است در قبال خودرويي با مصرف سوخت اقتصادي تر، مبلغ بيشتري بپردازد. افزايش مصرف بنزين در خودرو نارضايتي مشتري را به همراه خواهد داشت، درحاليكه كاهش آن باعث افزايش رضايت مشتري مي شود.
مشخصه هاي تهييج كننده (جذاب):
اين مشخصه ها، مشخصه هاي بيان نشده و غير منتظره براي مشتري هستند ولي مي توانند منجر به افزايش رضايت بيش از حد مشتري شوند. اين درحاليست كه نبود اين مشخصه ها باعث نارضايتي مشتري نمي شود. اين مشخصه ها معمولا نيازهاي پنهان را برآورده مي كنند، نيازهاي واقعي كه مشتري از آن اطلاعي ندارد. در بازار رقابتي كه سازندگان محصولات، عملكرد يكساني را ارائه مي دهند، تامين مشخصه هاي مهيج كه نيازهاي ناشناخته را برآورده مي كنند، يك مزيت رقابتي ايجاد مي كند. معمولا اين مشخصه ها پس از مدتي تبديل به مشخصه هاي عملكردي و سپس تبديل به مشخصه هاي ابتدايي مي شوند. اهداي جايزه به خريداران از جمله مشخصه هاي تهييج كننده مي باشند.
ساير مشخصه ها:
اغلب برخي محصولات داراي مشخصه هايي هستند كه در قالب تقسيم بندي مشخصات مدل كانو نمي باشند. اين مشخصه ها براي مشتري معمولا داراي اهميت چنداني نيستند و تاثيري بر روي تصميم گيري هاي وي ندارند. يك نمونه از اين نوع مشخصه ها، پلاك شماره فني قطعات است كه در زير موتور نصب مي شود.

روش كانو:
كانو يك روش ساختيافته براي كمك به تعيين كردن مشخصه هاي مختلف محصول و رفع ابهامات با اطمينان از اينكه دسته بندي بر اساس تحقيقات مشتري صورت گرفته، ارائه داد. در ذيل قدم هاي انجام اين روش آمده است.
1- تعيين مشخصه هاي اصلي كه بايد طبقه بندي شوند: در ابتدا بايد مشخصه هاي نيازمندي ها بايد تعيين گردد.
2- تهيه پرسشنامه: پرسشنامه اي براي درك اينكه مشتريان بالقوه در صورت عدم ارائه يا ارائه يك مشخصه، چه احساسي دارند. اين هدف با پرسيدن دو سوال براي هر مشخصه تامين مي شود- يك سوال كاركردي (مثلا وجود مشخصه در محصول) و يك سوال غير كاركردي (مثلا عدم وجود مشخصه در محصول). همانطور كه در نمودار زير داده شده است.
3- ميانگين پاسخ ها: همانند ساير مصاحبه ها، بايد پاسخ ها بررسي و ميانگين آنها تهيه شود.
4- تعيين طبقه بندي: بر اساس پاسخ ها، نوع مشخصه ها را مي توان از يك جدول پيدا كرد. (شكل زير) توجه كنيد كه در اين جدول چند طبقه بندي بيشتر از آنچه در بالا قيد شد، آمده است.
مشخصه هاي بي تفاوت: اين مشخصه ها، مشخصاتي هستند كه مشتري به آنها توجهي ندارد. اگر ارائه شوند خوب است و اگر ارائه نشوند، مهم نيست.
پاسخ هاي مشكوك: پاسخ هايي هستند كه مشكوك بوده و با هم تناقض دارند و نياز به بررسي بيشتر در مورد آنها مي باشد.
5- رسم مشخصات بر روي نمودار كانو: در نهايت بايد مشخصه ها بر روي نمودار كانو رسم شود تا يك راهنماي تصويري براي اهميت نسبي نظرات مشتري در مورد جنبه هاي مختلف عملكردي محصول ارائه گردد.
|
سوال كاركردي |
در مورد اينكه گوشي شما قابليت ارسال پيام كوتاه داشته باشد، چه احساسي داريد؟ |
خوشايند |
|
|
بايد داشته باشد |
OK | ||
|
مهم نيست |
| ||
|
مي توان بدون آن هم تحمل كرد |
| ||
|
نا خوشايند |
|
|
سوال غير كاركردي |
در مورد اينكه گوشي شما قابليت ارسال پيام كوتاه نداشته باشد، چه احساسي داريد؟ |
خوشايند |
|
|
بايد داشته باشد |
| ||
|
مهم نيست |
| ||
|
مي توان بدون آن هم تحمل كرد |
| ||
|
نا خوشايند |
OK |
|
نيازمندي هاي مشتري |
كاركرد | |||||
|
خوشايند |
بايد داشته باشد |
مهم نيست |
مي توان بدون آن هم تحمل كرد |
نا خوشايند | ||
|
عدم كاركرد |
خوشايند |
Q |
A |
A |
A |
O |
|
بايد داشته باشد |
R |
I |
I |
I |
E | |
|
مهم نيست |
R |
I |
I |
I |
E | |
|
مي توان بدون آن هم تحمل كرد |
R |
I |
I |
I |
E | |
|
نا خوشايند |
R |
R |
R |
I |
Q | |
O: مشخصه عملكردي E: مشخصات مورد انتظار
I: مشخصات بي تفاوت R: پاسخ هاي متناقض
A: مشخصات مهيج (جذب كننده) Q: پاسخ هاي مشكوك
مسابقه قايقراني
يك تيم آمريكايي با يك تيم ژاپني تصميم گرفتند كه مسابقه قايقراني برگزار كنند. هر دو تيم به سختي تمرين كردند تا در روز مسابقه به بهترين عملكرد خود دست پيدا كنند. روز مسابقه هر دو تيم آماده شدند.

در همان يك مايل اول، ژاپني ها مسابقه از آمريكايي ها بردند. تيم آمريكايي از باخت خود بسيار نا اميد شدند. مدير تيم دستور داد تا بررسي هاي لازم براي تعيين دلايل باخت مشخص شود. براي اين كار يك تيم مشاور انتخاب و بررسي ها شروع شد و اقدام اصلاحي را پيشنهاد دادند.
يافته هاي تيم مشاوره حاكي از اين بود كه:
در تيم ژاپن هشت نفر پارو مي زنند و يك نفر هدايت مي كند.
در تيم آمريكا هشت نفر هدايت مي كنند و يك نفر پارو مي زند.
نتيجه اين بود كه تعداد زيادي در تيم آمريكا هدايت مي كنند و تعداد كمي پارو مي زنند.
روز مسابقه در سال بعد مجددا فرا رسيد. ساختار مديريت تيم آمريكايي به كلي متحول شد. ساختار جديد بدين صورت بود: چهار مدير راهنمايي و هدايت. سه مدير راهنمايي منطقه اي. يك سيستم ارزيابي عملكرد جديد براي ارزيابي و تشویق فردی که وظیفه پارو زدن را بر عهده دارد.
تيم آمريكايي اين بار نتيجه را در كيلومتر دوم واگذار كرد.
مدير تيم در نهايت شخصي كه پارو میزد را به دليل عملكرد ضعيف بركنار كرد و به مديران به خاطر شناسايي مشكلات پاداش داد.
منبع : http://www.persianblog.ir
مقالات مدیریتی جدید 
صد نکته در مديريت تغيير
ضرورت تغيير
1- كليه تغييراتي را كه مدنظر داريد يادداشت و براي ايجاد آنها برنامه ريزي كنيد. 2- اگر احساس مي كنيد كه در برابر تغيير مقاوم هستيد، در جستجوي علت آن باشيد. 3- در جستجوي افراد پذيراي تغيير باشيد و با آنها هم پيمان باشيد. 4- قبل از تبعيت از خط مشي ديگران كمي فكر كنيد. شناخت علل تغيير براي كنار آمدن با سرعت روز افزون تغييرات، در درجه اول بايد علل زيربنايي آنها شناسايي شوند. برخي تغييرات مشخص در ساختار داخلي سازمان ها و بازارهاي خارج از آنها زاييده تغييرات گسترده در جامعه، اقتصاد يا تكنولوژي هستند. 5- در برابر شرايط عدم اطمينان، واكنش مثبت نشان دهيد و از تغيير اجتناب كنيد. 6- كنجكاوي را در خود پرورش دهيد. تصور كنيد كه هميشه بايد مطلع ترين فرد باشيد. 7- از تكنولوژي اطلاعات جديد نهراسيد و با تسلط بر آن سعي كنيد بهره برداري لازم را به عمل آوريد. 8- به خاطر داشته باشيد كه تكنولوژي به سرعت و روز به روز در حال تغيير است. شناسايي منابع تغيير
سعي كنيد از كليه منابع احتمالي تغيير آگاه شويد و از هر كجا كه نشأت گرفته است، پذيراي آن باشيد. 9- صرف نظر از منبع تغيير، از كليه نوآوري ها در جهت ايجاد آن استقبال كنيد. 10- در برابر تغييرات خارج از سازمان، همواره واكنش مثبت نشان دهيد. 11- زيردستان را به ارايه ايده هاي جديد در جهت ايجاد تغيير تشويق كنيد. طبقه بندي انواع تغيير به طور كلي مي توان تغييرات را به دو دسته تدريجي و بنيادي تقسيم كرد. هر يك از اين دو نوع تغيير به انواع مختلف و تركيبات گوناگون تقسيم مي شوند. شناخت نوع تغييري كه با آن سروكار داريد به شما كمك مي كند كه راحت تر و به شيوه اثر بخش تر به آن دست پيدا كنيد. علاوه بر اين، با شناخت نوع تغيير بهتر مي توانيد واكنش ديگران نسبت به تغيير مورد نظر را تعبير و تفسير كنيد. 12- اثرات تركيبي ناشي از انواع مختلف تغيير را مدنظر قرار دهيد. 13- هنگام تجزيه و تحليل تغيير به بسترهاي كوتاه مدت و بلند مدت توجه كنيد. 14- از بحران ها، تجربه كسب كنيد و مطالب مفيدي بياموزيد تا بتوانيد از بروز مجدد آنها جلوگيري كنيد. 15- هدف خود را بركسب برابري يا پيشي گرفتن از بهترين الگويي كه مي شناسيد متمركز كنيد.
16- براي برنده شدن سعي كنيد با رقبا متفاوت و از آنها بهتر باشيد. تمركز بر اهداف اگر مديران هدف خود را ندانند، نمي توانند براي رسيدن به آن تغيير كنند. اگر آنها ندانند در حال حاضر كجا هستند، نمي توانند مسير درست را آغاز كنند. اين نقاط ابتدايي و انتهايي را به عنوان اولين قدم در شناسايي موارد نيازمند تغيير معين كنيد. 17- نقاط قوت و ضعف سازمان خود را به شيوه اي واقع بينانه مورد ارزيابي قرار دهيد. 18- براي بيان دورنماي كاري خود از يك يا دو جمله كوتاه استفاده كنيد. 19- هميشه سعي كنيد فرهنگ سازماني را از طريق افراد تغيير دهيد و نه بر عكس. تشخيص تقاضا براي تغيير موفقيت شما در گرو راضي كردن مشتريان است. مشتريان ناراضي به ساير عرضه كنندگان كالا و خدمات مراجعه مي كنند و كاركنان ناراضي (كه در واقع همان «مشتريان» داخلي شما هستند) يا درست كار نمي كنند يا سازمان را ترك مي كنند. نيازهاي اين دو گروه از مشتريان را مورد بررسي قرار دهيد و سعي كنيد تغييرات لازم جهت ارضاي اين نيازها را به عمل آوريد. 20- سعي كنيد هم نياز كاركنان و هم نياز مشتريان را برآورده سازيد. 21- به مشترياني كه شكايت مي كنند احترام بگذاريد. آنها به شما مي گويند كه چه چيزهايي را بايد تغيير دهيد. 22- فراموش نكنيد كه كيفيت يك محصول به كيفيت فرآيند توليد آن بستگي دارد. 23- از مقياس هاي عيني به دست آمده از پاسخ هاي مشتريان بهره برداري كنيد. انتخاب تغييرات ضروري برنامه هاي تغيير بايد استمرار، دوام و جامعيت كامل داشته باشند. با وجود اين، مراقب باشيد كه با معرفي تغييرات خاص متعدد باعث پريشان خاطري افراد نشويد. چند اولويت مهم را مشخص كنيد كه تغيير در آنها بيشترين تاثير را به دنبال خواهد داشت و فقط بر روي همان موارد تاكيد كنيد. 24- زمينه هاي اصلي تغيير را اولويت بندي و سپس توجه خود را به طور كامل و گسترده متوجه آنها كنيد. 25- هدف از هر گونه تغييرات برنامه ريزي شده را براي خود كاملاً روشن كنيد. 26- تلاش خود را فقط بر روي چند فرايند مهم متمركز كنيد. 27- براي ايجاد تغيير، يك برنامه روان و منسجم تدوين كنيد. و ........... |
استاندارد ایمنی و بهداشت شغلی ( OHSAS 18001: 1999 )

مقدمه : با آغاز انقلاب صنعتی و انتقال تولید از كارگاههای كوچك به كارخانه های تولید انبوه، موضوع حفاظت از سلامت نیروی كار نیز از حالت فردی خارج و حالت عمومی تری به خود گرفت . پس از پیدایش مكتب روابط انسانی در مدیریت كه براثر تجربیات هاتورن پدید آمد ، توجه به ایمنی منابع انسانی اهمیت بیشتری یافت. پس از بیان اهمیت وجود ایمنی در محیط كار ، پرسش اصلی این است كه چگونه می توان ایمنی محیط كار را افزایش داد . به عبارت دیگر بهترین راه ارتقای وضعیت ایمنی محیط كار چیست ؟امروزه اهمیت مدیریت ایمنی در دستیابی به كارایی سازمان به طور فزاینده ای مورد توجه قرار گرفته است . مقررات ایمنی روز به روز سخت گیرانه تر می شود و از نگاه كاركنان نیز ایمنی شرط اولیه محیط كار است . حتی می توان گفت علت اصلی پیدایش سیستمهای مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی ، ایجاد راهی برای رعایت مقررات اجباری است كه روز به روز سخت گیرانه تر می شوند . البته امروز همگان بر این باورند كه ایمنی و بهداشت به سیستم مدیریت فعالی نیاز دارد چرا كه ایمنی و بهداشت را نمی توان از طریق مقررات اجباری یا احساس جمعی و یا توسط یك فرد به تنهایی تامین كرد . OHSAS مخفف عبارت Occupational Health and Safety Assessment Series می باشد.
1ـ دامنه كاربرد : مشخصات این سری ارزیابی بهداشت حرفه ای و ایمنی ( OHSAS 18001 ) الزاماتی را برای یك سیستم مدیریت بهداشت شغلی و ایمنی ( OH & S ) معین می نماید تا یك سازمان بتواند با كنترل خطرات ( ریسك ها ) بهداشتی و ایمنی ، عملكرد خود را بهبود بخشد .OHSAS 18001 خود بیانگر معیار عملكرد بهداشتی و ایمنی خاصی نیست و كلیه جزییات لازم برای طراحی یك سیستم مدیریتی را نیز ارائه نمی دهد. مشخصات OHSAS 18001 در مورد هر سازمانی كه مایل به اعمال موارد زیر باشد كاربرد دارد :
الف ) ایجاد یك سیستم مدیریت بهداشت شغلی و ایمنی به منظور حذف یا كاهش خطرات ( ریسك ) برای كاركنان و سایر طرفهای ذینفع كه ممكن است در معرض خطرات ( ریسك ) بهداشتی و ایمنی ناشی از فعالیتهای سازمان باشند .
ب ) استقرار ، حفظ و بهبود مستمر یك سیستم مدیریت بهداشت شغلی و ایمنی
ج ) حصول اطمینان از انطباق با خط مشی بهداشت شغلی ایمنی كه خود تعیین كرده است
د ) اثبات این انطباق به دیگران
ه ) درخواست گواهی / ثبت سیستم مدیریت بهداشت شغلی و ایمنی خود توسط یك سازمان بیرونی
و ) تعیین انطباق با این مشخصات و اظهار آن توسط خود سازمان تمام الزامات مندرج در OHSAS 18001 به منظور لحاظ شدن در یك سیستم مدیریت بهداشت شغلی و ایمنی در نظر گرفته شده اند .
گستره كاربرد آن به عواملی مانند خط مشی بهداشت شغلی و ایمنی ، ماهیت و شرایطی كه در آن فعالیت می نماید ، اندازه سازمان و نیز خطرات و پیچیدگی این فعالیتها بستگی دارد . توجه : OHSAS 18001 قصد دارد تا به موضوعات بهداشت شغلی و ایمنی اشاره نماید و نه به ایمنی محصول و خدمات
2ـ استاندارد مرجع ( NORMATIVE REFERENCES ) : سایر مراجع و انتشاراتی كه می تواند اطلاعات و راهنمایی هایی را ارائه نماید در قسمت Bibliography آمده است . پیشنهاد می شود كه آخرین چاپ بازنگری شده این مراجع مورد استفاده قرار گیرد . به طورویژه باید به موارد زیر ارجاع نمود : OHSAS 18002 : 1999 Guide line for implementation of OHSAS 18001 BS 8800 : 1996 Guide to occupational Health & safety Management systems
راهبری پروژه های بهبود در سازمان ![]()
راهبری پروژه های بهبود در سازمان با صرف حداقل منابع جهت حصول به نتایج طرحریزی شده در کوتاهترین زمان ممکن یکی از دغدغه های مهم سازمانی است و این مهم هنگامی امکان پذیر است که :
اولا : مسائل و مشکلات سازمان را درست تشخیص داده و اولویت بندی نمائیم .
ثانیا : متناسب با اهداف سازمانی هدفگذاری واقعی نموده باشیم .
تخصیص درست منابع , نظارت و کنترل و مدیریت آن از جمله موارد مهم و اساسی است که ما را سریعتر به نتیجه می رساند .
در این مقاله مدلی علمی و تجربی جهت راهبری پروژه های بهبود با استفاده از تکنیکهای حل مسائله , روشهای تعالی سازمانی و ابزارهای موجود در سیستم های کیفیت ارائه میگردد . که ما را در دستیابی به اهداف طرحریزی شده در قالب پروزه های بهبود سازمان کمک می کند .
بهينه سازي كيفيت از طريق طراحي پارامتر به روش تاگوچي![]()
طراحي نيرومند ، يك متدولوژي مهندسي جهت بهينه كردن شرايط فرآيند محصول است ، به گونه اي كه محصول و فرآيند كمترين حساسيت را نسبت به عوامل تغيير داشته و در نتيجه توليداتي با كيفيت بالا را به همراه خواهد داشت . يكي از ابزارهاي مهم براي طراحي نيرومند ، طراحي پارامتر به روش تاگوچي است . در طراحي پارامتر به روش تاگوچي فرض بر اين است كه مواد و اجزاء با كيفيت متوسط در محصول وجود داشته و يا اين كه فرآيند از ماشين هايي استفاده مي كند كه دقت بالائي ندارند . اين امر مقداري تلورانس را به دليل وجود عوامل اختلال ايجاد خواهد كرد . بنابراين حساسيت نسبت به عوامل اختلال و تغييرات كيفي كه اغلب ناشي از شرايط محيطي مي باشد ،مي بايست كمينه گردد . در اين مقاله يك نمونه كامل از بهينه سازي به روش تاگوچي ارائه مي شود .




چرا بهبود مستمر مهم است؟

معیارهای کلیدی برای دستیابی و تداوم بهبود مستمر کدامند؟
1. مشارکت مدیریت ارشد
هنگامی که سؤال شد آیا مدیریت ارشد، چشمانداز، رسالت یا عامل حیاتی موفقیت را به وجود آورده است، 94درصد از سازمانها پاسخ مثبت دادند.
بیشتر شرکتها اهمیت تماس الزامی مدیریت ارشد با کارکنان را متذکر شدند و برخی نیز آن را موضوعی نیازمند بسط بیشتر دانستند. یکی از سازمانها نوشته بود: «مدیریت ارشد باید به فراوانی در محیط کار راه برود و تمامی چیزها را مشاهده کند. سیستمهای رسمی به آنها نخواهند گفت که کیفیت در چه سطحی است. خود آنها لازم است که آن را به دست آورند».
مدیریت ارشد میبایستی تعهد کرده باشد که کاری با بهبود مستمر ایجاد کند. یک سازمان با مدیریت آن شناخته میشود که البته منظور آن مدیرانی است که در بالا قرار دارند.
2. رهبری
هنگامی که از افراد پرسیده شد، آیا فکر میکنند تمام مدیران، مشارکت شخص خود را در بهبود کیفیت، ابراز میدارند، تنها 39 درصد پاسخ مثبت دادند. برخی پاسخهای منفی از این قرار بودند:
- مدیران میانی مشکل دارند
- مدیریت به اندازه کافی، نقش فعالی در آموزش کارکنان بر عهده نمیگیرد
- بعضی از مدیران با هر تغییری دست به گریبان میشوند و مشتاق اعمال تغییر نیستند
- مدیران، به دلیل عدم وجود تعهد و جهتدهی از سوی هیئت مدیره، متعهد به بهبود مستمر نیستند
- از دیدگاه برخی مدیران، کیفیت، مسئولیت شخص دیگری است،مثلا، بخش کنترل کیفیت (QC) یا مدیر کیفیت
3. تمرکز بر ذینفعان
سازمانها در جستوجو و بهرهبری از اطلاعات مشتریان برای مشخص کردن استراتژیهای بلندمدت و کوتاهمدت خود، مثبت و منعطف به نظر میرسیدند.
بعضی شرکتها، به اهمیت تمرکز بر نیازهای تمام ذینفعان توجه کرده بودند، البته نه تنها مشتریان بلکه کارکنان، تأمینکنندگان، سهامداران، اجتماع و دیگران.
4. تلفیق فعالیتهای بهبود مستمر
در زمینه تلفیق فعالیتهای بهبود مستمر، سازمانهایی موفقتر به نظر رسیدند که از چارچوبهایی مشخص (نظیر: مدل تعالی سازمانی، جایزه مالکوم بالدریج و غیره) برای تخمین زدن و بهبود وضعیت موجود کیفیت خود استفاده کرده بودند.
5. فرهنگ بهبود مستمر
72 درصد از سازمانها فکر میکردند مسئولیت کیفیت، مسئولیتی در نظر گرفته شده برای هر کسی است.
اکثر پاسخگویان (80 درصد) تصور میکردند که فرهنگ کاری سازمانشان، مشوق فرایند بهبود مستمر است که این موضوع متأثر بود از:
- ارتباطات و تعاملات باز
- اطلاعرسانی وسیع و ارتقای سطح آگاهی و فهم کارکنان
- آموزش افراد در حوزه مفاهیم کیفیت
البته، هنگامی که اشتباهی رخ میدهد، به نظر میرسد که سرزنش و جریمه، هنوزهم در دستور کارمدیران قراردارد. موارد زیر، نمونه نظراتی هستند که در این زمینه ارائه شدهاند:
- «جریمه با خطا تناسب دارد»
- «این مایه تأسف است و جای سرزنش و نکوهش دارد»
- «ما اشتباهات را جریمه میکنیم، اما از آنها درس نمیگیریم»
6. تمرکز بر کارکنان
این معیار چهار حوزه مشخص را مطرح میسازد:
1. مشارکت کارکنان: از طریق بازبینی عملکرد و ارزیابیهای سالانه، سیستمهای ایدهای/ طرحهای پیشنهادی، تیمهای پروژه، گروههای تمرکز و آموزش.
2. توانمندسازی کارکنان: اندک سازمانهایی بر این باور بودند که کارکنانشان توانمند شدهاند (تنها 28 درصد). اکثراً طبیعت محدودیتهای عملیات و کسب و کار را دلیل محدود بودن کنترل توسط کارکنان دانستند.
3. کار تیمی و تأسیس تیمهای بهبود: تمامی سازمانها، تیمها را برای پروژههای خاص و یا برای مقاصد حل مسئله به کار گرفته بودند.
4. آموزش و توسعه: تمامی سازمانها گفته بودند نیازهای آموزشی و توسعه کارکنان شناسایی شدهاند.هنگامی که سؤال شد این موضوع چگونه کسب شده است، 8 سازمان استاندارد IIP را به اجرا درآورده بودند. 4 سازمان دیگر تکیه بر سیستمهای ارزیابی کرده بودند و دیگر سازمانها گفته بودند این بخشی از سیستم مدیریت کیفیت آنهاست.
7. تمرکز بر فرایندهای حیاتی
بیشتر سازمانها (96 درصد) فرایندهای اصلی خود را شناسایی کرده و در مورد بسیاری از این سازمانها این فرایندها به شکل نمودار جریان (فلوچارت) مستند و بایگانی شده بود. سازمانهایی که از این جهت موفق به نظر میرسیدند، سازمانهایی بودند که از مدل تعالی سازمانی (تعالی کسب و کار) برای خود- ارزیابی استفاده کرده بودند.
8 . سیستم مدیریت کیفیت (QMS)
15 سازمان، سیستمهای مدیریت کیفیت را برای همه یا بخشی از فعالیتهای خود مستندسازی کرده بودند که اکثر آنها (10 سازمان) در BS EN ISO 9000 ثبت شده بودند. دو سازمان هم در حال راهاندازی QMS بودند. باقی سازمانها، رویههای خود را به شکل نمودار جریان (فلوچارت) مستندسازی کرده بودند.
9. سیستمهای بازخورد و اندازهگیری
در تمام سازمانها، مکانیزمهای اندازهگیری عملکرد راهاندازی شده و حوزههای بهبود نیز شناسایی شده بودند. موارد ذکر شده از این قرارند:
- شکایات مشتری
- حسابرسیها
- استفاده از تیمهای میانبخشی
- استفاده از مدلهای خود ارزیابی
- بررسیهای کارکنان
- ارزیابیهای کارکنان
- موارد شناسایی شده توسط کارکنان و مدیران
- برنامههای بهبود کیفی
- استفاده از نمودار جریان برای فرایندها
10. سازمان یادگیرنده
هنگامی که پرسیده شد، آیا مکانیزمهایی برای دریافت آموزش و تجربیات افراد و تیمها وجود دارد، 61 درصد جواب مثبت دادند. بهترین دورههایی که توسط سازمانها ذکر شدند، شامل موارد ذیل بودند:
- پروژههای مشارکت تیمی مدیریت
- استفاده از تیمهای متمرکز
- سرمشقگیری داخلی در قسمتهای مختلف به صورت غیررسمی
- استفاده از برنامهریزی کسب و کار
مدلهای بهبود مستمر بازبینی شده
بر نقش مدیریت ارشد و دیگر مدیران،میبایستی با توجه به وضعیت کنونی، تأکید بیشتری صورت بگیرد. ضمناً، یک مدل خود ارزیابی معتبر- مثلاً مدل تعالی کسب و کار، شاخص جایزه بالدریج- باید مورد استفاده قرار بگیرد. نقش مدیریت بویژه مدیریت ارشد، فراتر از یک توانمندساز (براساس مدل تعالی کسب و کار) بوده و به عنوان محرکی پایهای در نظر گرفته شدهاست، البته همراه با:
- تمرکز بر ذینفعان
- اندازهگیری و بازخورد
- درس گرفتن از نتایج
این محرکها، تضمین میکنند که بهبود مستمر نه تنها تحقق یافته بلکه در طول زمان، حفظ شده است. محرکها، نیرو و انرژی مدل بهبود مستمر هستند که در صورت فقدان آنها، چگونگی لحاظ شدن دیگر معیارها به همراه مدل، اهمیتی ندارد و بهبودهای درازمدتتر دیگر وجود نخواهند داشت.
توانمندسازهای مدل، مبانی مشخصی هستند که اگر بهبود مستمر میبایستی به دست آید و شروع شود، باید در جای مناسب خود موجود باشند. توانمندسازها عبارتند از:
- فرهنگ بهبود مستمر و نوآوری
- تمرکز بر کارکنان
- تلفیق بهبود مستمر
- تمرکز بر فرایندهای حیاتی و استانداردسازی بهترین شیوهها در یک سیستم مدیریت کیفیت
بسیاری از سازمانها نتایج را تنها در قالب مالی میبینند، اما با این مدل، درک میشود که نتایج همچنین باید از دیدگاه عملکرد سازمانی، عملکردی فردی، و عملکرد تیمی دیده شوند.
نتایج
تحقیقات نشان داده است که دستیابی به کیفیت و بهبود مستمر، کاری آسان نیست. در فعالیت یک سازمان، متغیرهای پیچیده بسیاری وجود دارد. ضروری است که چارچوبی نیرومند در دسترس باشد تا با تکیه بر آن، عملکردها اندازهگیری و ارزیابی شوند. باید رویکردی برنامهریزی شده و تلفیقی وجود داشته باشد، در غیر اینصورت کیفیت همچنان به عنوان جزئی الحاقی تلقی خواهد شد و بهبودهای ناچیزی به دست خواهند آمد. یافتههای بررسی، روشن کردند سازمانهایی که از مدلهای خودارزیابی معتبری بهره میجویند، از لحاظ بهبود فرایند، تلفیق، بازخورد و ارزیابی، عملکرد خوبی دارند، اما در ارتباط با دیگر معیارهای کلیدی شناسایی شده، توفیق کمتری داشتهاند.
منابع:
1. Journal of Quality and Reliability Management، Vol. 16، No. 5، 1999.
2. www.managementfirst.com