تبليغاتX
TOTAL QUALITY MANAGEMENT

دريافت فايل

رديف

نام فايل موضوع سايز تاريخ دانلود
1 Karfarma.exe نرم افزار پرداخت ديسكتي حق بيمه

15.3 MB

24/10/1385
2 maghale1.doc مقاله اي در خصوص تحليل سازمان تامين اجتماعي

66.5 KB

24/02/1386
3 ravabetomoumi.doc همايش روابط عمومي الكترونيك

93.0 KB

19/03/1386
4 ASHENAII.exe آشنائی باسازمان تامین اجتماعی وخدمات آن

98.0 KB

20/04/1386
5 TAMIN-keshvar.exe معرفی تامین اجتماعی در4کشور

660 KB

20/04/1386
6 mafahim.exe استقراروپیاده سازی سیستم مدیریت کیفیت براساس استانداردiso9001:2000

 648 KB

23/04/1386

7 ISO9000.exe استاندارد ISI-9000

143 kb

23/04/1386
8 estrajit.exe مدیریت استراتژیک

84 kb

23/04/1386
9 empowerm.exe توانمندسازی وارتباط آن بامنابع انسانی

237 kb

23/04/1386
10 barnameh.exe برنامه ریزی وهدف ازبرنامه ریزی کردن 49.6 kb 23/04/1386
11 amalyati.exe برنامه عملیاتی 163 kb 23/04/1386
12

4-custom.exe

مدیریت روابط مشتری 501 kb 23/04/1386
13 arzeshya.exe مفهوم ارزشیابی 107kb 23/04/1386
14 mohandsi.exe مهندسی مجدد

25.1 kb

23/04/1386
15 instroduc.exe سخنرانی دکترسیدمحمدمقیمی درخصوص رفتاراداری

12.4 mb

24/04/1386
16 honaribehtarazin.doc هنري بهترازاین (به بهانه 25تیر،روزتامین اجتماعی )

60 kb

27/04/1386
17 5doshman.pdf 5دشمن تیم کاری (پاتریک لنچیونی )

196 kb

30/05/1386
18 bahrevari.exe بهره وری (جوادفرشباف ماهریان )

219 kb

30/05/1386
19 edalatdarnahjolbalagheh.doc عدالت درنهج البلاغه

63 kb

30/05/1386
20 dolateelectronic.pdf جایگاه دولت الکترونیک درتحول اداری

320 kb

30/05/1386
21 edalatemahdavi.doc تجلی عدالت مهدوی درعدالت کارگزاران (دکترمحمدرضاجباری )

93 kb

30/05/1386
22 manabeensani.doc مدیریت منابع انسانی ازدیدگاه امام علی (ع )

319 kb

30/05/1386
23 modiranedolatekarime.doc مدیران دولت کریمه ازمنظرجوادمحدثی

34 kb

30/05/1386
24 modirejahani.exe مدیرجهانی

184 kb

30/05/1386
25 modiryatealavi.doc ویژگیهای منحصربه فردمدیریت علوی

186 kb

30/05/1386
26 rahbaridarnahjolbalagheh.doc رهبری درنهج البلاغه

76 kb

30/05/1386
27 systemeettelaatemodiriyyat.pdf سیستم اطلاعات مدیریت

447 kb

30/05/1386
28 tahavvoleedari1.pdf کاربردموفق راهکارهای علمی درتحول اداری

195 kb

30/05/1386
29 tahavvoleedari2.pdf جایگاه فن آوری اطلاعات درتحول اداری

166 kb

30/05/1386
30 tahavvoleedari3.pdf نیروی انسانی :محورتحول

185 kb

30/05/1386
31 tahavvoleedari4.pdf جایگاه تقویت تعهدسازمانی درتحول اداری

148 kb

30/05/1386
32 tahavvoleedari5.ppt تحول اداری وسازمانی

135 kb

30/05/1386
33 tosaehefanavari.ppt 7نظریه درتبیین توسعه فناوری دراقتصادمبتنی بر دانائی

116 kb

30/05/1386
34 tagirpaziri.ppt تغييرپذيري درسازمان

159 kb

28/08/1386
35 barnamerizi.ppt برنامه ريزي عملياتي

573 kb

28/08/1386
36 taminvarefah.ppt تامين ورفاه اجتماعي

776 kb

28/08/1386
           
           
+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت 14:59 |

شرکت هلدینگ

تصویر تصادفی


تعریف شرکت هلدینگ:

هلدینگ از واژهء لاتین  Hold  به معنای نگه داشتن می‌آید. این مفهوم به معنای شرکتی است که مجموعه‌ای از شرکت‌ها، از لحاظ مدیریتی زیر نظر آن‌ها فعالیت می‌کنند. در واقع شرکت مادر یا شرکت هلدینگ، شرکتی است که با هدف اعمال کنترل و مدیریت بر شرکت‌های تابعه، اکثریت یا اقلیت سهام در یک یا چند شرکت را در اختیار می‌گیرد. باید توجه داشت که شرکت هلدینگ نوعا اکثریت سهام شرکت‌های تابعه را داراست، ولی گاه به دلیل پراکنده بودن سهامداران، با مالکیت اقلیت سهام نیز کنترل شرکت‌های تابعه امکان‌پذیر است. به این ترتیب، مشخص است که شرکت هلدینگ، مستقیما، محصول (کالا یا خدمت) عرضه نمی‌کند و دارایی‌های شرکت هلدینگ سهام شرکت‌های تابعه است.در حقیقت شرکت هلدینگ ستاد فرماندهی شرکت‌های تابعه است، بنابراین، باید دارای بینشی وسیع از کسب‌و‌کار شرکت‌های تابعه باشد تا بتواند شرکت‌های تحت فرمان خود را در مسیر ارزش‌آفرینی ‌و هم‌افزایی به‌طور کارآمد هدایت و رهبری کند.

اصولا مقصود از تاسیس هر شرکتی ارتقای ارزش صاحبان سهام است. برخی از شرکت‌ها با شناخت زنجیره ارزشی کسب‌و‌کارها و به تملیک درآوردن شرکت‌هایی که در زنجیره ارزشی قرار دارند، ضمن هلدینگ شدن، موجب کاهش ریسک و منجر به هم‌افزایی می‌شوند. به اعتقاد «انسف» از چهره‌های سرشناس مدیریت استراتژیک، چهار نوع هم‌افزایی (هم‌افزایی فروش، هم‌افزایی عملیاتی، هم‌افزایی سرمایه‌گذاری و هم‌افزایی‌های مدیریتی ) وجود دارد که هلدینگ با راهبری شرکت‌های تابعه می‌تواند این هم افزایی‌ها را ایجاد کند. البته در برخی موارد ممکن است اهداف دیگری همچون رشد کاذب شرکت و ایجاد حاشیه امنیت برای مدیران، انگیزه حرکت به سمت هلدینگ شدن باشد.

واقعیت این است که در شرکت‌های هلدینگ امکان استفاده از منابع بین شرکت‌ها (منابع آزاد) و به اشتراک گذاشتن توانمندی‌ها، صرفه‌جویی در مقیاس و در عین حال قدرت انعطاف‌پذیری بالا خصوصا در شرکت‌های هلدینگ تخصصی، مزیتی است که در شرایط برابر، شرکت‌های دیگر از آن بی‌بهره‌اند. البته قدرت انعطاف‌پذیری و واکنش در برابر تغییرات محیطی بستگی به سبک ارتباطی هلدینگ با شرکت‌های تابعه دارد. پس می‌توان عنوان کرد که هلدینگ همزمان دو هدف به ظاهر متناقض را دنبال می‌کند: هم دوست دارد بزرگ باشد و هم انعطاف پذیر. به عبارتی هم از مزیت‌های سازمان بزرگ مانند منابع وسیع و هم از مزیت‌های سازمان کوچک یعنی انعطاف‌پذیری بالا، بهره می‌برد.

ستاد هلدینگ شامل فرایندهایی چون برنامه ریزی ،کنترل ،نظارت و پشتیبانی است. شرکتهای تابعه(واحدهای کسب و کار استراتژیک) همان کارخانه ها و واحدهایی هستند که به صورت مستقیم به تولید و ارائه محصولات و خدمات می پردازند و به صورت مستقیم با مشتری سروکار دارند.

تفاوت شرکت های هلدینگ با شرکت های سرمایه گذار:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 11:57 |

استاندارد SA8000

استاندارد بين المللي پذيرش اجتماعي SA 8000


گواهینامه SA8000 اثبات می كند كه سیستم پاسخگویی اجتماعی شما با شیوه یك استاندارد طراحی شده بر مبنای بهترین نمونه ها مورد ارزیابی قرار گرفته و با آن منطبق شناخته شده است. این گواهینامه صادر شده توسط مراجع ثبت و صدور گواهینامه به مشتریان شما این اطمینان را می دهد كه شما فرآیندهای درون سازمانی لازم را جهت تضمین حقوق ابتدایی انسانها را در مورد كارمندان خود مستقر نموده اید.

استاندارد SA8000 استانداردی جامع، جهانی و قابل تایید می باشد كه جهت ممیزی و صدور گواهینامه انطباق با الزامات پاسخگویی جامع طراحی شده است. این استاندارد چه برای سازمانهای كوچك و چه برای سازمانهای بزرگ كار برد داشته و میزان مسؤولیت پذیری سازمان را به مشتریان و سایر سهامداران نشان می دهد. این باور كه حقوق ابتدایی انسانها در تمامی محیطهای كاری باید رعایت شود و مدیران سازمانها نیز باید پذیرای پاسخگویی باشند در بطن این استاندارد قرار گرفته است.

-

چشم انداز بین المللی

این استاندارد ابتدا توسط Social Accountability International یا SAI شكل گرفت. سازمان SAI یك مرکز غیر انتقاعی است كه به جهت پیشبرد و اجرای استانداردهای اختیاری SAاختصاص داده شده بود. سیستم SA8000پس از استانداردهای ISO 9001 و ISO 14001برای سیستم های مدیریت كیفیت و زیست محیطی شكل گرفت. این استاندارد توسط شورای غیر انتفاعی اولویتهای اقتصادی یا CEPتوسعه یافت و بوردی مشاوره ای بین المللی مشتمل بر نمایندگان مؤسسات برجسته، سازمانهای دفاع از حقوق بشر، مراجع متخصص صدور گواهینامه، انجمنهای علمی و اتحادیه های و انجمن های کارگری را شکل داد.

سازمان SAIبه تعدادی از مراجع ثبت و صدور گواهینامه از جمله DNV تایید صلاحیت لازم برای ممیزی و صدور گواهینامه اعتبار دهی برای این استاندارد را ارایه نموده است.

-

حقوق یکپارچه بین المللی برای كارگران

این استاندارد بر پایه تعدادی از استانداردهای بین المللی حقوق بشر از جمله اظهارنامه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد و كنوانسیون سازمان ملل در مورد حقوق كودكان پایه گذاری شده است. استاندارد SA 8000در 9 مورد ذیل استانداردهایی شـفاف، قابل اندازه گیری و تایید برای صدور گواهینامه و اثبات میزان كارایی سازمانها ارایه می دهد:

-

1. كار كودكان.كار كردن كودكان (در اغلب موارد زیر 15 سال) را ممنوع اعلام كرده است. سازمانها و شركتهای گواهی شده موظفند مبالغی را جهت آموزش كودكان و كسانی كه ممكن است در نتیجه اجرای این استانداردی شغل خود را از دست دهند، اختصاص دهند.

-

2. كار اجباری.كارگران نباید به وثیقه قرار دادن مدارك شناسایی معتبر خود و یا «سپرده» به عنوان یكی از شرایط استخدام اجبار داشته باشند.

-

3. بهداشت و ایمنی. شركتها و سازمانها باید استانداردهای اولیه ای همچون امكانات آب آشامیدنی، ‌محل استراحت، تجهیزات ایمنی و آموزشی را در تمامی محیطهای كاری فراهم سازند.

-

4. آزادی انجمن ها.سازمانها باید برای كارگران حق عضویت در تعاونی های بازرگانی و انجام معامله به صورت گروهی بدون ترس و محدودیت قایل شوند.

-

5. تبعیض. سازمانها باید هیچگونه تبعیضی از نظر نژاد، طبقه‌اجتماعی، ملیت، مذهب، جنس، از كار افتادگی و یا عضویت در انجمنهای سیاسی را برای كارگران قایل شوند.

-

6. موارد انضباطی.سازمانها نباید هیچ گونه تنبیه سازمانی، تهدید روحی و جسمی و سوء استفاده زبانی را در مورد كارگران به كار گیرند.

-

7. ساعت کاری.سازمانها باید ماكزیمم 48 ساعت كاری در هفته با در نظر گرفتن یك روز تعطیلی برای كارگران داشته باشند. همچنین می توانند 12 ساعت اضافه كاری در هفته به شرط پرداخت هزینه اضافه كاری را در سازمانها به اجرا در آوردند.

-

8. حقوق و دستمزد. حقوق و دستمزد اعطایی به كارگران باید حداقل استاندارد قانونی را شامل و جهت برآوردن نیازهای اولیه حتی المقدور بدون اعمال تبعیض را در بر گیرد.

-

9. مدیریت.مدیریت سازمان باید روشهای اجرایی لازم برای مدیریت اثربخش استقرار و بازبینی جهت انطباق با SA 8000 را از تعیین مسؤولیت پرسنل گرفته تا توجه به موضوعات و نگرانی ها و اقدامات اصلاحی مرتبط تدوین نماید.

تاریخچه استاندارد ISO 9000 در سال1994 میلادی بر مبنای استاندارد انگلیسی BS 9000 تهیه و تدوین گردید. این استاندارد شامل 4 استاندارد مرجع بود:
الف) استاندارد ISO 9001 : استاندارد مرجع جهت طراحی ،پیاده سازی و نگهداری سیستم مدیریت کیفیت در سازمانهای دارای فرایند طراحی.
ب) استاندارد ISO 9002 : استاندارد مرجع جهت طراحی، پیاده سازی و نگهداری سیستم مدیریت کیفیت در سازمانهای بدون فرایند طراحی .
ج) استاندارد ISO 9003: استاندارد مرجع جهت طراحی، پیاده سازی و نگهداری سیستم مدیریت کیفیت در سازمانهای خدماتی و سازمانهای دارای بازرسی نهایی بر روی محصول.
د) استاندارد ISO 9004 : استاندارد راهنما جهت طراحی، پیاده سازی و نگهداری سیستم مدیریت کیفیت در سازمانها.
سپس استانداردهای زیر تدوین گردیده و جهت کارایی بیشتر به سری استانداردهای ISO 9000 اضافه گردیدند:
الف) استاندارد 8402 : لغت نامه استاندارد ISO 9000 .
ب) استاندارد ISO 10011 : استاندارد راهنما جهت انجام ممیزی.
ج) استاندارد ISO 10012 : استاندارد راهنما جهت مستند سازی سیستم مدیریت کیفیت.
د) استاندارد ISO 10013 : استاندارد راهنما جهت کالیبراسیون ابزارهای اندازه گیری.
استاندارد ISO 9000 در سال 2000تجدید ویرایش شده و ساختار و محتوای کلی آن تغییر نمود.
جهت طراحی و پیاده سازی استاندارد ISO 9000  در صنایع دارای اهمیت بیشتر استانداردهای دیگری تدوین گردیدند. در این استانداردها علاوه بر نیازمندیهای استاندارد ISO 9000 ، نیازمندیهای صنایع مربوطه نیز دخیل گردیدند. نمونه هایی از این استانداردها عبارتند از:
الف) استاندارد AS 9000 : استاندارد مرجع جهت طراحی ، پیاده سازی و نگهداری سیستم مدیریت کیفیت در صنایع هوا و فضا .
ب) استاندارد TL 9000 : استاندارد مرجع جهت طراحی، پیاده سازی و نگهداری سیستم مدیریت کیفیت در صنایع مخابرات.
ج) استاندارد ISO- TS 16949 : استاندارد مرجع جهت طراحی، پیاده سازی و نگهداری سیستم مدیریت کیفیت در صنایع اتومبیل.
د) استاندارد ISO 22000 : استاندارد مرجع جهت طراحی ، پیاده سازی و نگهداری سیستم مدیریت کیفیت در صنایع غذایی.
با رویکرد عمومی سازمانها به استاندارد ISO 9000 و افزایش تعداد گواهی های صادر شده در زمینه مدیریت کیفیت بر مبنای این استاندارد و استاندارد های مرتبط در صنایع مختلف سازمان جهانی استاندارد (ISO) تصمیم گرفت در زمینه های دیگر مدیریتی نیز اقدام به تدوین استاندارد نماید . این اقدام منجر به تدوین استانداردهای دیگری همچون موارد زیر گردید:
الف) استاندارد ISO 14000: استاندارد مرجع جهت طراحی ، پیاده سازی و نگهداری سیستم مدیریت آلودگی محیط زیست.
ب) استاندارد OHS AS 18000 :استاندارد مرجع جهت طراحی، پیاده سازی و نگهداری سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی.
ج) استاندارد ISO 17799: استاندارد مرجع جهت طراحی، پیاده سازی و نگهداری سیستم مدیریت حفاظت اطلاعات.
د) استاندارد SA 8000: استاندارد مرجع جهت طراحی، پیاده سازی و نگهداری سیستم مدیریت مسئولیت پذیری اجتماعی.
1- استاندارد ISO – TS16949: دارای 7 منوال پیوست به شرح زیر می باشد:
الف) حالت شکست و تجزیه و تحلیل اثرات (FMEA)
ب) کنترل فرایند آماری (SPC)
ج) تجزیه و تحلیل سیستم اندازه گیری (MSA)
د) طراحی پیشاپیش کیفیت محصول(APQP)
ذ) فرایند تأیید محصول تولیدی (PPAP)
ز) تجزیه و تحلیل سیستم کیفیت (QSA)
و) مدیریت ابزار و قالب.

کیفیت : میزان بر آورده کردن نیازمندیهای محصول که جهت انجام خواسته های مورد انتظار محصول مورد نیازند.

+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت 20:45 |


روش مقایسات زوجی AHP

مقدمه:

در مدلهایی مانند برنامه ریزی خطی، برنامه ریزی عدد صحیح،برنامه ریزی غیر خطی، تخصیص و عمده مدلهای کلاسیک تحقیق در عملیات فقط یک معیار مانند سود، هزینه،بهره وری،زمان و ... مورد توجه قرار می گیرد حال آنکه در مدلهای تصمیم گیری با معیارهای چندگانه (MADM) همزمان چند معیار با یکدیگر در تعیین بهترین گزینه مورد استفاده قرار می گیرد.

در بسیاری از موارد نتیجه تصمیم گیری ها وقتی مطلوب و مورد رضایت تصمیم گیرنده است که تصمیم گیری بر اساس چندین معیار بررسی و تجزیه و تحلیل شده باشد.

مدلهای تصمیم گیری چند شاخصه مواردی مانند مدل SAW،  TOPSIS، ELECTRE و AHP  را در برمی گیرند که ما در اینجا به معرفی مدل AHP می پردازیم.

 

روش AHP:

روش AHP توسط فردی عراقی الاصل به نام توماس ساعتی در دهه 1970 پیشنهاد شد. AHP تصمیم گیرندگان را قادر می سازد تا اثرات متقابل و همزمان بسیاری از وضعیتهای نا معین و پیچیده را تعیین کنند.در این روش احساسات و قضاوتها نیز در نظر گرفته می شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت 10:43 |


مدیریت و ارتباطات

   
این مقاله مفاهیم و فنون ارتباط را در حوزه مدیریت و سازمان مورد بررسی قرار می‌دهد. عوامل پدیدآورنده تنش در سازمان، فرآیند ارتباط و اجزاء آن، راه‌های ایجاد ارتباط و انواع آن، انواع ارتباطات در سازمان، روش‌های بهبود و ارتباطات و شناسایی و رفع موانع ارتباطی برای ایجاد محیط و ارتباطات پویا در سازمان و تنش‌زدایی مباحث این مقاله را تشکیل می‌دهند.

1- مقدمه
در مدیریت اموری چون ارتباطات انسانی، عوامل مؤثر بر ارتباطات، گروه‌های غیررسمی و رسمی، راه‌های بهبود ارتباطات در رفع موانع ارتباطی و مدنظر داشتن مراودات انسانی در سازمان مطرح است. بیشتر وقت مدیران به ارتباط رودررو یا تلفنی با زیردستان، همکاران یا مشتریان می‌گذرد و گاهی در زمانی که مدیران تنها هستند ممکن است به واسطه ارتباطات ذهنی با مسائل حاد روز خلوت آنها به یک محیط کاری تبدیل شود. این مقاله مفاهیم و فنون ارتباط را در حوزه مدیریت و سازمان مورد بررسی قرار می‌دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در شنبه پنجم مرداد 1387 و ساعت 15:15 |


۷عادت مردمان موثر

   

 
TRIZ به معنای تئوری حل مسئله به روش ابداعی است. گنریش آلتشولر برای اولین بار در سال 1946 این تئوری را با طرح این نظریه که قوانین عمومی برای نوآوری وجود دارند که پایه و اساس نوآوریهای خلاقانه هستند و به پیشرفت فناوری منجر می شوند. مورد بررسی قرار داد. با مجهزشدن به قوانین و الگو توسعه سیستم های این تکنیک، مردم می آموزند که چگونه می توان دست به خلاقیت و نوآوری زد، فرایند نوآوری را پیش بینی کرد و در مسیر آن گام برداشت.
کتاب هفت عادت مردمان موثر، نوشته استفان کاوی، یکی از مطرح ترین کتابهای منتشرشده در زمینه مدیریت و روان شناسی انسانهاست که نویسنده در آن به هفت عادت مردمان موثر اشاره کرده است که دارای یک سیر تحولی از رشد شخصی (سه عادت اول) تا کار گروهی، همکاری و ارتباطات (سه عادت دوم) و در نهایت دوباره سازی و یکپارچه کردن همه عادتها (عادت هفتم) هستند.
در این نوشته، سعی شده است برخی اصول و مفاهیم تئوری حل مسئله به روش ابداعی با هفت عادت ذکر شده در کتاب هفت عادت مردمان موثر مورد مقایسه تطبیقی قرار گیرد.

مقدمه
تئوری حل مسئله به روش ابداعی (THEORY OF INVENTIVE PROBLEM SOLVING = TIPS) و TRIZ سر واژه عبارتی به همین معنا در زبان روسی است. توسعه TRIZ از سال 1946 توسط گنریش آلتشولر (GENRISH ALTSHULLER) و همکارانش در شوروی سابق آغاز شد و در حال حاضر نیز در بسیاری از نقاط دنیا در حال فراگیری، به کارگیری و توسعه است.

پژوهش در مورد TRIZ، ابتدا با این نظریه شروع شد: قوانین عمومی برای نوآوری وجود دارند که پایه و اساس نوآوریهای خلاقانه هستند و به پیشرفت فناوری منجر می شوند. اگر این قوانین به درستی شناسایی، دسته بندی و کدگذاری شوند، می توانند به مردم بیاموزند که چگونه می توان فرایند نوآوری را پیش بینی کرد و هرچه بیشتر در مسیر آن گام برداشت. این تحقیقات در مقاطع و سطوح مختلفی طی 50 سال صورت پذیرفت. بیش از دو میلیون سند اختراع(PATENT) بررسی و طبقه بندی شد و سپس به منظور تحلیل آنها و شناسایی قوانین نوآوری و سطح بندی مسایل و اختراعات، مورد مطالعه قرار گرفت. سه نتیجه اصلی این پژوهشها، به قرار زیراست:

1 - مسایل و راه حلهای آنها، در صنایع و علوم مختلف تکرار می شوند؛
2 - الگوهای تکامل فنی، در صنایع و علوم گوناگون تکرارپذیرند؛
3 - نوآوریها و اختراعات انجام شده در یک حوزه علمی، بر دیگر عرصه ها و زمینه های دانش تاثیر می گذارند.
در به کارگیری این تئوری، هرسه یافته برای ایجاد و توسعه یک محصول، خدمت یا سیستم به کار گرفته می شوند.
شرکتهای بزرگ و کوچک بسیاری از TRIZ استفاده می کنند. این شرکتها، این تئوری را در سطوح مختلفی مانند حل مسایل واقعی، مشکلات روزمره و عملیاتی و پیش بینی و تصمیم گیری درباره جهت گیریهای آینده فناوری به کار می گیرند. این تئوری در شرکتهایی چون فورد، زیراکس، هوندا، موتورولا، زیمنس، فیلیپس، ال جی، سامسونگ، میتسوبیشی، کداک، فوجی فیلم، سونی و صدها کمپانی دیگر، در حال اجراست.
باتوجه به نوپابودن این تئوری در ایران، مقاله زیر به منظور آشنایی با گستره آن از طریق موضوعی آشناتر انتخاب شده است. در این نوشته، برخی از اصول و مفاهیم TRIZ با کتاب مدیریتی هفت عادت مردمان موثر مورد مقایسه تطبیقی قرار گرفته است.

در تئوری حل مسئله به روش ابداعی قوانین و الگوهایی برای توسعه سیستم ها، معرفی می شود. یکی از مهمترین این قانونها، قانون بروز تضادها است. بررسی و تحلیل این قانون به تعریف 39 پارامتر مهندسی و 40 اصل نوآوری منجر می شود. هر نوع تضاد موجود در سیستم‌‌ها‌ و مسایل، ناشی از تقابل دو یا چند پارامتر از این 39 پارامتر است. راه حل غلبه بر تضاد رخ داده نیز،‌ به کارگیری اصول پیشنهادی ذکر شده در ماتریسی 39 .39*موسوم به ماتریس تضادها است. TRIZ برای مسایل مدیریتی نیز 31 پارامتر و 40 استراتژی خلاق را معرفی می کند و برای حل مسایل مدیریتی از ماتریس 31F،31موسوم به ماتریس(WIN-WIN) برنده - برنده بهره می گیرد.

سیر تحول 7 عادت
کتاب هفت عادت مردمان موثر، نوشته استفان کاوی یکی از کتابهای بدون تاریخ مصرف و همیشه قــــابل استفاده در زمینه روان شناسی انسانها است. در فاصله کوتاهی پس از انتشار اولین چاپ این کتاب در سال 1989، میلونها نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته است. به منظور مطابقت دادن مفاهیمTRIZ با آنچه در این کتاب ارزشمند آمده است، آن را مــورد مطالعه و بازخوانی قرار داده ایم.

اغلب TRIZیک رویکرد بسیار فنی برای حل مسایل به نظر می آید و به همین دلیل نیز در قیاس با روابط ملموس انسانی، موثر تصور می شود.
اگرچه حقیقت این است که مطابقت ها و مشترکات بسیاری بین رویکردهای تشریح شده هفت عادت وTRIZ وجود دارد. در زیر، برخی از اشتراکات این دو را مورد بررسی قرار می دهد.

هفت عادت مردمان موثر، برگرفته از کتاب استفان کاوی، به قرار زیرند:
عامل بودن؛
شروع از پایان درذهن؛
نخست به اولین ها پرداختن؛
برنده - برنده اندیشیدن؛
اول فهمیدن و سپس فهماندن؛
هم افزایی (سینرژی)؛
اره تیزکردن (پیشرفت مستمر و فرایندهای پیشرفت).
در این کتاب، هفت عادت یک سیر تحولی را از رشد شخصی (سه عادت اول) تا کار گروهی/ همکاری / ارتباطات (سه عادت بعد) به دوباره سازی همه عادات (عادت هفت) طی می کنند.
در زیر، هریک از این عادتها را مبتنی بر ارتباطشان با این تئوری بررسی می کنیم.
1 - عامل بودن: نخستین عادت، توجه به حق انتخاب است. مهمترین ایده پنهان پشت این عادت این است که در یک شرایط مشخص، چه آن را خوشایند فرض کنیم چه ناخوشایند و طردشده در نظرش بگیریم، ما اجازه انتخاب داریم که چطور با موضوع برخورد کرده و به آن بپردازیم. اگر کسی در خیابان یک بزرگراه به یکباره جلو ما بپیچد، احساس عصبانیت نسبت به شخص خاطی در ما برانگیخته می شود. اما توجه داشته باشیم که این واکنش، خود یک انتخاب است. به استناد کتاب، واکنش بسیار موثرتر، گزینش واکنــش مخالف و بروز عکس العملی برخلاف عادت یا احساس طبیعی است. بااین رویکرد ما می توانیم نسبت به هرچیز منفی، محرکی مثبت نشان دهیم و زندگی شادتر و پرثمرتری داشته باشیم.

صرف کردن انرژی برای عصبانیت، اگر توان غلبه برشرایط و نفوذ بر جایگاه غالب را نداشته باشیم، حرکتی پوچ و بیهـوده است. حلقه های نگرانی و حلقه های نفوذ یکی از تصویرهای مفید است (شکل 1).

درون حلقه نفوذ، چیزهایی است که ما توانایی تغییر آنها را داریم. درون حلقه نگرانی چیزهایی است که باید نگرانشان باشیم، اما قدرت نفوذ و غلبه بر آنها را نداریم، مثل آن راننده ای که راه ما را می بندد. عامل بـــودن، می گوید که وقتمان را در حلقه نگرانیها تلف نکنیم و به جای آن حلقه نفوذمان را بشناسیم و آن را توسعه بدهیم.

اصل شماره 22 TRIZ، تبدیل ضرر به سود، در‌برگیرنده مفهوم عادت عامل بودن است. همچنین مفهوم توفیق اجباری و استفاده از منابع را نیز می توانیم برای این عادت عنوان کنیم.

اصل 22. تبدیل ضرر به سود: 1 - احراز یک اثر مثبت با به کارگیری اثر زیان بار یا عامل زیان بار محیطی؛
2 - از میان برداشتن یک عامل زیانبار توسط عامل زیان بار دیگر؛ 3 - خروج از حالت ضرر باافزایش درجه زیان باری.
2 - شروع از پایان، در ذهن: عادت دوم ما را تمرین می دهد تا پیش بینی کنیم که آینده موضوع موردنظرمان چگونه خواهد بود و یادآور این ضرب المثل قدیمی است که اگر نمی دانید کجا می خواهید بروید، همه راهها شما را به مقصد می رساند«. شروع ذهنی از پایان می گوید که آنچه می خواهید بدان برسید را تجسم کنید. ایده ادوارد دوبونو و آنچه که درTRIZ آن را با عنوانIFR (نتیجه نهایی ایده ال) می شناسیم نیز از آنجا که با حرکت به سوی عقب از آینده تا به امروز ما را به مقصد راهنمایی می کند، بسیار به این عادت شباهت دارد. چیزی که با کمک نتیجه نهایی ایده ال به آن معنا می بخشیم با تمام مزایا و ویژگیها، مثبت و بدون هرگونه عیب یا ضرری همان چیزی است که استفان کاوی در تشریح عادت دوم در کتاب خود بیان داشته است.

تعریف IFR (نتیجه نهایی ایده آل): برای انجام یک کارکرد خاص، سیستم های متفاوتی وجود دارد ولی از میان تمام سیستم هایی که کارکرد مورد نظر را انجام می دهند، سیستمی بهتر است که به کمترین منابع برای ساخت، عملیات و نگهداری نیاز داشته باشد.

سیستم ایده آل سیستمی است که هیچ گونه وجود فیزیکی نداشته باشد اما کارکرد اصلی خود را انجام دهد.
3 - نخست به اولین ها پرداختن: عادت سوم به طور مشخص به روشها و راههای رسیدن به تجسم تعریف شده در عادت دوم پرداخته است. به این ترتیب که به سمت عمل کردن گام بر می داریم. در نگاه اول، این عادت با تئوری حل مسئله به روش ابداعی ارتباط قوی ندارد اما ماتریس معروف اهمیت - اضطرار که در کتاب کاوی تشریح شده است، بسیار به TRIZ نزدیک است. ایده اصلی این عادت، پرداختن و تمرکز بر موارد مهم و خصوصاً موارد غیراضطراری است.

TRIZهنگامی که به حرکتها و جابه جائیهای غیرقابل شمارش در مسیر رسیدن به نتیجه نهایی ایده ال می پردازد، بسیار قوی می نماید. به عبارت دیگر این تئوری به ما در تشخیص و تمیز دادن بین نسبتاً خوبها و خوبها و تشخیص مهم اما غیراضطراری کمک می کند.

برخی از روشهای رسیــــدن به بهترین راه حل در این تئوری، مانند افـزایش درجه ایده الی، رفع تضادها، استفاده از منابع موجود بدون افزودن منبع جدید، به ما کمک می کنند تا تشخیص دهیم کدام راه حل قوی تر و ثمربخش تر از بقیه است.

4 - برنده - برنده اندیشیدن: از منظر یک عادت فردی مرتبط با دیگران، عادت برنده - برنده اندیشیدن بسیار بهTRIZ نزدیک است.
مردمان موثر، تفکر برنده - برنده دارند؛ همان طور که این تئوری به ما کمک می کند تا به وسیله روشهای نظام یافته به راه حل برنده - برنده دست یابیم. دو چیزی که بسیار به یکدیگر نزدیک و متصل هستند.
به عنوان مثال، مذاکره بین دو نماینده از دو سازمان را تصور کنید. تصور مرسوم آن است که دو فرد مقابل هم و در دوســـــــوی میز می نشینند و به گفت وگو می پردازند. این در حالی است که در یک مذاکره با منطق بـــــرنده - برنده، هردو طرف به یک سمت میز می آیند و با نشستن در کنار هم، فارغ از دغدغه اینکه صرفاً هریک چه منافعی از دیگری عایدش خواهد شد، به افق گسترده دنیای امکان پذیرها و منــــافع ناشی از همراهی یکدیگر می اندیشند.

5 - اول فهمیدن و سپس فهماندن : اول در پی فهمیدن باشید، سپس سعی کنید بفهمانید. این کار به نظر ساده می نماید اما در عمل دشوار است. اصل شماره 13TRIZ (معکوس کردن) تمرین مناسبی برای پیاده سازی این عادت است. پیوند محکم تر این عادت با TRIZ از طریق ابزارهای نقشه ادراک (PERCEPTION MAPPING) و 9 پنجره (9 SCREEN) یا اپراتور سیستمی قابل ادراک است.

عادت پنجم می گوید که پیش از توجه به دیدگاه خودمان، به موضوع از دید دیگران نیز بنگریم.

اصل 13 . معکوس کردن : 1 - به جای اقدام مستقیمی که مسئله دیکته می کند، اقدام عکس آن را انجام دهید؛
2 - قسمت مورد نظر شیء را متحرک سازید؛ محیط خارجی شیء متحرک را تغییر دهید و بخش متحرک را ثابت و بخش ثابت را متحرک کنید؛ 3 - شیء را وارونه کنید.
6 - هم افزایی: عادت هم افزایی، علاقه مندی به مفهوم ارزشمندتر بودن جمع از مجموع ارزشهای هریک از اجزای تشکیل دهنده آن است. متاسفانه امروزه هم افزایی به یک واژه کلیشه ای تبدیل شده است.
ایده دستیابی به منابعی که پیش از این به آن دست یافته نشده است، زمانی که ما دو گروه متفاوت را در کنار هم قرار می دهیم خوشبختانه هنوز یک روش موثر و کارآمد در دستیابی به راه حلهای قدرتمند است. ارتباط اصلی این عادت با TRIZ استفاده از اصول 5و6 آن است.
در کتاب استفان کاوی، عادت ششم به کارگیری توام پنج عادت پیشین است. بنابراین، این عادت به تنهایی شامل تمام اجزای آنها نیز می شود. از دیدگاه این تئوری، این عادت نمایانگر اهمیت ادغام کردن سیستم ها براساس اصلهای 5 و 6 TRIZ وقانون حرکت از یک سیستم تکی، به دوتایی و چندتایی به منظور دستیابی به راه حلهای موثر و مفیدتر است.
اصل 5 . یکپارچه کردن: 1 - اجسام مشابه یا اجسامی راکه برای انجام عملکردهای پیاپی در نظر گرفته شده اند، به صورت مکانی با هم ترکیب کنید؛
2 - عملکردهای مشابه یا پیاپی را به صورت زمانی با یکدیگر ترکیب سازید. اصل 6 . جامعیت یا عمومیت دادن: به منظور رفع نیاز به چند جسم، یک جسم می تواند عملکردهای چندگانه ای داشته باشد.
قانون حرکت از یک سیستم تکی به دوتایی و چندتایی: یک سیستم فنی در طول عمر خود، برای کسب خواص مثبت بیشتر با یک سیستم فنی دیگر و یا چندسیستم فنی دیگر ترکیب شده و سیستم جدیدی ایجاد می گردد و سپس در مرحله مشخصی از رشد، سیستم فنی بزرگ شده به یک سیستم فنی فشرده با حفظ تمام خواص مثبت کسب شده قبلی، تبدیل می گردد

7 - اره تیزکردن: عادت اره تیزکنی، به مـــــا می گوید که در مقایسه سفر با مقصد، اهمیت سفرکردن را بدانیم. مردمان موثر براساس این عادت، مردمانی هستند که به طور مداوم بازنگری و نوسازی آنچه را انجام می دهند و روش آن را مدنظر قرار می دهند. پیوند اصلی این عادت باTRIZ طبیعت چرخه ای فرایند حل مسئله است. به عنوان مثال، ایده زنجیره تضاد بیانگر ظهور مداوم تضادها و راه حلهای برطرف کردن آنها به عنوان ابزار اولیه پیشرفت سیستم است. عادت اره تیزکردن در مقایسه با TRIZ همانند استفاده از ایده زنجیره تضادها در فرایند حل مسئله است.

به کارگیری همه عادتها
اگر تئوری روش ابداعی حل مسئله را عصاره بهترین روشها فرض کنیم، در این صورت تمام مزایای هفت عادت نیز باید در آن موجود باشد، یا آنکه باید در این فلسفه یا متد، یکجا جمع شده باشد. به عبارت دیگر، همه آنچه در هفت عادت مردمان موثر شرح داده شده است. ما به ازایی این تئوری دارد. برای جمع بندی بحث، در جدول شماره یک به مطابقت هفت عادت وTRIZ پرداخته شده است:

نتیجه گیری
آن چنــــان که از مطالب بالا برمی آید، می توان هریک از هفت عادت ذکر شده را به طور معادل بااستفاده از یک و یا چنداصل و یا قانون مطرح شده توسطTRIZ تعریف کرده و آنها را در حل مسایل و پیش بینی آینده به کار گرفت. به عبارت دیگر، هرآنچه که از آن به عنوان عادات مردمان موثر یاد شده است، معادلی در ایــــــن تئوری دارد که این خود می تواند گواهی بر جامعیت این فلسفه و متدولوژی و توانائیهای گسترده آن در سطوح و زمینه های مختلف باشد.

منابع و ماخذ
1 - خبرنامه شرکت CREAX ، اکتبر 2001؛
2 - جزوه آموزشی کارگاه سطح یک TRIZ، موسسه مطالعات نوآوری و فناوری ایران، 1382؛
3 - کتاب الگوریتم نوآوری، ترجمه و تالیف دکتر محمد حسین سلیمی، مهندس حسین ایران منش، مهندس حمیدرضا شهابی حقیقی، موسسه مطالعات نوآوری و فناوری ایران، 1381؛
4 - WWW. TRIZ-JOURNAL.COM
5 - D.MANN, S.DEWOLF, TRIZ COMPANION, CREAX PUBLISHING, 2002.

+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در شنبه پنجم مرداد 1387 و ساعت 14:54 |


رویکردی ایرانی برای شش‌سیگما

   

 
در این مقاله براساس تجربیات حاصله از انجام بیش از 300پروژه شش‌سیگما در سازمانهای ایرانی اعم از تولیدی و خدماتی، و آموزش شش‌سیگما در سطوح کارشناسی کمربندسبز، کمربندسیاه و مدیران شش‌سیگما در ایران پیشنهاداتی برای اجرای اثربخش رویکرد بهبود شش‌سیگما با درنظر گرفتن شرایط منحصر بفرد سازمانهای ایرانی ارائه شده است. این مقاله سعی دارد تا مدیران و کارشناسان شش‌سیگما را از موانع بازدارنده و فرصتهای توسعه شش‌سیگما در ایران آگاه سازد. موضوعاتی که دراین مقاله مورد بررسی قرار گرفته است طیف متنوعی از نکات را دربرگرفته است که می‌توان به بررسی زیرساختهای شش سیگما، نقش مدیریت در شش‌سیگما و درنهایت اعمال تصحیحات و اصلاحاتی بر متدولوژی DMAIC1 اشاره نمود.


1-مقدمه
شش‌سیگما به عنوان یکی از نوین‌ترین رویکردهای ارتقاء کیفیت، کاهش ضایعات و کسب درآمد محسوب می‌شود، که توجه کارشناسان و مدیران شرکت‌های مختلف در سرتاسر جهان را به خود معطوف ساخته است. این رویکرد براساس اصول علمی تائید شده‌ای بنا شده است که باعث می‌گردد تا با طی کردن چرخه‌ای متشکل از مراحل تعریف، اندازه‌گیری، بهبود و کنترل بتوان مسائل و مشکلات را بطور ساختاریافته‌ای حل نمود. نتیجه‌گرایی و مدت زمان محدود برای اتمام پروژه‌های بهبود از ویژگی‌های بارز این رویکرد محسوب می‌شود. هدف شش‌سیگما کمک به افراد و فرآیندها جهت تولید محصولات بهتر، ارائه خدمات بدون عیب و نقص، صرفه‌جویی مالی و بازگشت سرمایه، و رضایت مشتریان است. اصول شش‌سیگما بر روی بهبود کسب و کار و فرآیند تمرکز یافته است و موفقیت در انجام آن منجر به یک صرفه‌جویی مهم در منابع سازمان و سودآوری عظیم می‌شود. پس از ابداع و توسعه شش‌سیگما توسط مهندسین شرکت موتورولا، بیل اسمیت2 و مایکل هری3 که منجر به دریافت اولین جایزه ملی کیفیت امریکا برای این شرکت گردید، تقریبا" با تأخیر زمانی بیست‌ساله، از اواخر دهه 70شمسی بکارگیری این رویکرد در ایران نیز شروع شد. در ابتدا شش‌سیگما با تعداد بسیار اندکی از پروژه‌ها در صنایع خودروسازی و الکترونیک آغاز گردید. بنا به یک تخمین تقریبی، اکنون در ایران حدود 2000کمربندسبز وجود داشته و بیش از 1500پروژه شش‌سیگما اجرا شده است. همچنین از نظر دستاوردهای حاصله، طیف وسیعی از انواع پروژه‌های شش‌سیگما در ایران به انجام رسیده است که از نتایج آن می‌توان به کاهش ضایعات، کاهش هزینه‌های اجرایی و افزایش سرعت، وکاهش موجودی، افزایش رضایت مشتری، و حتی افزایش ایمنی نیز اشاره نمود[1].

در ایران شش‌سیگما بطور عمده برای حل تعداد اندکی از مسائل کلیدی سازمان بکار برده می‌شود و غالبا" حجم پروژه‌های حل شده در یک سازمان بسیار ناچیز است. عدم‌درک و حمایت جدی مدیران ارشد یکی از مهمترین ضعفهای شش‌سیگما در ایران است. مشاهده دستاوردهای ارزشمند رویکردها و ابزارهای بهبود در کشورهای توسعه یافته، همواره عاملی اغواکننده برای سازمانهای ایرانی پیشرو در جهت پیاده‌سازی سریع و بدون اعمال بستر‌سازی مناسب آن رویکرد یا ابزار بوده است. ویژگیهای منحصر بفرد سازمانهای ایرانی که منبعث از شرایط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خاص کشور ما است سبب شده تا بکارگیری رویکرد شش‌سیگما در سازمانهای ایرانی، بدون در نظر گرفتن ملاحظات خاصی گریزناپذیر باشد.

در این مقاله سعی شده است تا ضمن بیان نقاط ضعف اصلی بکارگیری رویکرد شش‌سیگما در ایران، راهکارهای مناسب برای ایجاد انطباق این رویکرد مؤثر حل مسئله بر شرایط سازمانهای ایرانی ارائه گردد. بنابراین در قسمت دوم از مقاله، هریک از نقاط ضعف مذکور به صورت مجزا تشریح گردیده و براساس سوابق و تجربیات حاصل از اجرای شش‌سیگما در ایران به بیان موارد بهبود فرآیند اجرای شش‌سیگما پرداخته خواهد شد. بخش سوم، به جمع‌بندی و نتیجه‌گیری از مباحث و بررسیها اختصاص یافته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در شنبه پنجم مرداد 1387 و ساعت 13:58 |

نقش BSC و BPR در اجراي استراتژي‌هاي سازمان

   

نحوه تلفيق و يكپارچه‌سازي اين دو رويكرد 
آدام اسميت در 1776، در كتاب ثروت ملل، اصول «تقسيم كار» را به وجود آورد و شرح داد. وي مي‌گفت: «در يك كارخانه سنجاق‌سازي، يك نفر بايد حلقه سيم را بياورد، ديگري بايد آن را صاف و مستقيم كند، سومي آن را به قطعات مناسب ببرد، چهارمي نوك آن را تيز كند، پنجمي انتهاي ديگر سنجاق را براي نصف سرسنجاق، سمباده زده و آماده كند. ساختن سرسنجاق نيز خود دو يا سه عمل جداگانه است. سپس نوبت به نصب سر مي‌رسد و پس از آن آب دادن و سفيد كردن سنجاق، حتي پيچيدن سنجاق‌ها در كاغذ و بسته‌بندي نيز كاري ديگر است.»

تقسيم كار، بهره‌وري كارگران را صدها برابر كرد به نظر اسميت، اين امتياز از سه جنبه ناشي مي‌شود:
- افزايش چابكي در هر فرد
- صرفه‌جويي در زمان‌هايي كه به هنگام پرداختن از يك بخش كار به ديگري از بين مي‌روند.
- اختراع ماشين‌هايي كه كار را آسان كرده و به كارگران فرصت مي‌دهند تا به اندازه چندين نفر بازده داشته باشند.
تقسيم كار و وظايف، معايبي نيز دارد. پيتر سنگه در كتاب پنجمين فرمان در مورد وظيفه‌گرايي چنين مي‌گويد:
«هنگامي كه از كاركنان پرسيده مي‌شود كه چه مي‌كنند، اكثر آنها فعاليت‌هاي روزمره خود را برمي‌شمرند و نه اهداف اصلي مجموعه بزرگ‌تري كه ايشان جزئي از آن هستند. اكثر كاركنان خود را جزئي از يك سيستم مي‌دانند كه آنها يا بر روي آن اثري ندارند يا تاثيرشان بسيار اندك است. آنها كار خود را انجام مي‌دهند، وقت مي‌گذرانند و تلاش مي‌كنند با عواملي كه خارج از كنترل آنهاست، سازگار شوند. در نتيجه تمايل دارند كه مسئوليت‌شان را به محدوده مرزهاي شغلي خود محدود كنند.
هنگامي كه كاركنان در يك سازمان تنها بر روي شغل خود متمركز شوند، مسئوليت بسيار كم‌رنگي نسبت به نتايج حاصل در كل مجموعه و حاصل عملكرد تمامي افراد، احساس مي‌كنند. به علاوه، اگر نتايج به دست‌آمده نااميدكننده باشد، تشخيص علت آن بسيار دشوار است. حداكثر كاري كه بتوان انجام داد، اين است كه گفته شود يك نفر كارش را درست انجام نداده است.
يك كارخانه خودروسازي در ديترويت با هدف پي‌بردن به رمز دقت و كارايي و كيفيت بالاي يك خودروي ژاپني و قيمت پايين آن، اجزاي آن را از هم باز كرد و پي برد كه از يك شفت استاندارد، سه جا در يك موتور و هر جا براي اتصال اجزاي مختلف استفاده شده است. در خودروي امريكايي، براي همين عمل از سه نوع شفت مختلف استفاده مي‌شود كه طبعاً نيازمند سه نوع متفاوت ابزار و سه گروه مختلف موجودي انبار است كه در نهايت موجب كاهش سرعت مونتاژ و افزايش هزينه‌هاي مربوطه خواهد شد.
دليل استفاده امريكايي‌ها از سه نوع شفت مختلف اين بود كه سازمان طراحي مستقر در ديترويت، سه گروه مهندس طراح داشت كه هر كدام تنها خود را مسئول قطعه خود مي‌دانست، اما ژاپني‌ها از يك گروه طراحي استفاده مي‌كردند كه مسئول عملكرد كل موتور و يا حتي كل خودرو بود. نكته جالب اينجاست كه هر يك از سه گروه طراحي امريكايي نتيجه كار خود را موفقيت‌آميز مي‌دانند زيرا اين شفت در مجموعه موتور بخوبي كار مي‌كند.
بسيار پيش مي‌آيد كه در موسسات، مشاجره‌هايي نظير اين موارد را شاهد باشيم كه بازاريابي، توليد را مقصر مي‌داند و بيان مي‌كند كه: «علت شكست ما در دستيابي به اهداف فروش، غيرقابل رقابت بودن كيفيت محصولات است.» توليد به همين دليل، مهندسي را مورد شماتت قرار مي‌دهد و بالاخره، مهندسي تقصير را متوجه فروش مي‌داند و مي‌گويد كه اگر فروش طرح‌هاي ما را به هم نمي‌ريخت و مي‌گذاشت كارمان را كامل كنيم، حالا در اين حرفه پيشتاز بوديم.
بيماري «دشمن، جايي آن بيرون است» درواقع محصول درد قبلي يعني «من، يعني شغلم» است و تاكيدي است بر نگرش غيرسيستماتيك و غيرجامع‌نگر به مسائل.
نگارنده در يكي از كارخانجات مونتاژ خودروهاي سنگين ايران، شاهد بحثي بي‌نتيجه بين يكي از روساي كنترل كيفيت و رئيس توليد بوده است. رئيس كنترل كيفيت بخش مونتاژ كاميون با عصبانيت مي‌گفت اين 12 كاميون توليد شده بايد مستقيماً به بخش ضايعات منتقل شوند. رئيس توليد در پاسخ گفت: «اگر اين 12 كاميون بي‌كيفيت مونتاژ شده‌اند، تقصير بخش كنترل كيفيت است و اگر بخش كنترل كيفيت مسئول كيفيت نيست، پس مسئول چه چيزي است؟» در نهايت دو رئيس پشت به يكديگر، از يكديگر دور شدند. بحث بي‌نتيجه خاتمه يافت و معلوم نشد كه مقصر كيست؟
فرايندهاي موجود هر سازمان ابتدا براساس مجموعه برنامه‌هاي از قبل تعيين شده و مدون، طراحي شده‌اند و آنگاه به موازات توسعه فناوري خودكار شده‌اند. همان‌طور كه سازمان رشد مي‌كند، افراد بيشتري به مجموعه سازمان اضافه مي‌شوند. در حالي كه سازمان هنوز مطابق برنامه قبلي فعاليت مي‌كند. فرايندها جاي خود را با وظيفه‌ها عوض كرده و به تدريج هزينه‌هاي بالاسري افزايش مي‌يابد و سازمان اسير چارچوب وظيفه‌اي خود مي‌شود. اين امر، موجب پيچيده شدن كار و تاخير در انجام آن شده و به تدريج باعث مي‌شود كه سازمان دچار ركود شده و از سرعت كافي براي پاسخ به نياز مشتري برخوردار نباشد، قدرت سازمان در رقابت با ديگران رو به افول گذارده و كيفيت توليدات و خدمات كاهش مي‌يابد. چنين سازماني كاملاً از عملياتي كردن استراتژي‌هاي خود عاجز است و در اينجاست كه ضرورت ايجاد تغييرات اساسي در سازمان نمود پيدا مي‌كند.

مهندسي مجدد فرايندهاي كسب و كار (BPR)
در 1991، مايكل همر مقاله‌اي در مجله هاروارد بيزينس ريويو منتشر كرد كه بر نياز به تغيير بنيادين سازمان‌ها تاكيد داشت و براي اولين‌بار مهندسي مجدد فرايندهاي كسب و كار (BPR) را مطرح ساخت. براساس تعريف وي، مهندسي مجدد عبارت است از بازانديشي بنيادين و طراحي مجدد و ريشه‌اي فرايندها براي دستيابي به بهبودهاي چشمگير در معيارهاي حساس عملكردي مانند هزينه، كيفيت، خدمات و سرعت. مهندسي مجدد شامل تجزيه و تحليل ريشه‌اي سازمان و طراحي مجدد مواردي همانند ساختار سازماني، شرح وظايف، ساختار پاداش‌دهي در سازمان، جريان‌هاي كار، فرايند كنترل و ارزيابي مجدد فرهنگ و فلسفه سازماني است.
تفاوت ميان وظيفه و فرايند همانند تفاوت ميان جزء و كل است. وظيفه، واحدي از كار است، فعاليتي كه معمولاً يك نفر انجام مي‌دهد. در مقابل، فرايند، گروهي از وظيفه‌هاي به هم پيوسته است كه با همديگر، نتيجه‌اي با ارزش از ديد مشتري را به‌بارمي‌آورند. مهندسي مجدد با فرايند محوري و با تغييرات اساسي كه در سازمان به‌وجود مي‌آورد، فعاليت‌هايي كه در سازمان ارزش افزوده ايجاد نمي‌كنند را با فرايندهاي جديد جايگزين مي‌كند. در اين صورت، انرژي سازمان بركارهاي واقعي و ارزش‌آفرين متمركز مي‌شود كه ارتقاي بهره‌وري را با افزايش سرعت، ارتقاي كيفيت، بهبود خدمات و كاهش قيمت تمام شده به دنبال خواهد داشت. مهندسي مجدد معمولاً نه تنها به نتايجي شگفت‌انگيز منجر مي‌شود بلكه در عين حال، اين امكان را به سازمان مي‌دهد كه از انعطاف، حساسيت و توانايي بيشتري براي بهره‌برداري از فرصت‌هاي پيش آمده و اجراي استراتژي‌هاي موردنظر سازمان، برخوردار شود.
مهندسي مجدد سازمان‌ها، رويكردي كل‌نگر است كه طي آن، استراتژي رقابتي سازمان را با فرايندهاي دروني و كاركنان آن مرتبط مي‌كند. اين ارتباط، از طريق به كارگيري جديدترين و روزامدترين فناوري اطلاعات و ارتباطات برقرار مي‌شود.
مطابق تعريف بنياد مديريت كيفيت اروپا (EFQM)، فرايند، از يك سلسله فعاليت‌هاي متوالي تشكيل شده است و با توليد خروجي‌هاي موردنياز از انواع ورودي‌ها، ارزش افزوده به‌وجود‌مي‌آورد. در ساده‌ترين سطح، فرايند را مي‌توان به شكل زير نشان داد:
 

هنگامي كه فرايندهاي سازمان و ارزش افزوده هر يك در سطوح مختلف شناسايي شده و هدف‌گذاري شوند و مسئوليت هر فرايند و منابع آن به يك فرد معلوم و مشخص سپرده شود، مي‌توان به بهبود سازمان اميدوار شد و اجراي استراتژي‌ها را از سازمان انتظار داشت.
 

چرخه برنامه‌ريزي واجراي استراتژي‌ها
مطابق تعاليم EFQM، چرخه برنامه‌ريزي و اجراي استراتژي‌ها را مي‌توان به شكل بالا نمايش داد. در اين شكل مي‌بينيم كه هر سازمان هر ساله بايد پس از شناسايي نيازها و انتظارات حال و آينده ذينفعان و مقايسه اين نيازها با عملكرد پيشين، به تدوين استراتژي‌ها و برنامه‌ها براي مديريت اين نيازها بپردازد. سازمان پس از تدوين استراتژي‌ها و برنامه‌ها بايد فرايندهاي خود را بازنگري كرده (BPR) و اجرا كند. همچنين بايد اهداف سازمان و شاخص‌هاي بحراني موفقيت (CSFها) تعيين شوند. ابزاري كه به اين منظور در اغلب سازمان‌هاي موفق مورد استفاده قرار مي‌گيرد، همانا كارت امتيازي متوازن1 است كه در مبحث بعد به آن خواهيم پرداخت.
پس از اجراي فرايندها، دستاوردهاي سازمان را با اهداف از پيش تعيين‌شده مقايسه كرده و تعيين مي‌شود كه تا چه اندازه سازمان توانسته است نيازهاي ذينفعان را ارضا كند. نتيجه اين ارزيابي، به همراه ارزيابي نيازهاي جديد ذينفعان، ورودي‌هاي فرايند برنامه‌ريزي استراتژيك سال بعد خواهند بود.

كارت امتيازي متوازن
يكي از مهم‌ترين منابع اطلاعات براي تصميم‌گيري مديران، ارزيابي عملكرد مالي و شاخص‌هايي نظير سودآوري، فروش، نرخ بازگشت سرمايه و غيره مي‌باشند، اما اين شاخص‌ها تنها يك بعد از سازمان را براي تصميم‌گيري به تصوير مي‌كشند و مهم‌تر اينكه اين شاخص‌ها همه از نوع تاخيري هستند. به بيان ديگر، اين شاخص‌ها عملكرد گذشته ما را نشان مي‌دهند و مديري كه براي تصميم‌گيري تنها از اين شاخص‌ها استفاده مي‌كند، همانند خلباني است كه ارتفاع‌سنج او ارتفاع نيم ساعت قبل هواپيما را نشان مي‌دهد و يا همچون پدري است كه از فرزند خود همواره نمره رياضيات سال گذشته‌اش را مي‌پرسد و با نمرات امسال او كاري ندارد. براي خلق تصويري كامل‌تر و آينده‌نگر از يك سازمان، نيازمند ابزاري كارا و همه جانبه‌نگر در ارزيابي عملكرد سازمان در كليه سطوح خواهيم بود.
مدل كارت امتيازي متوازن كه در 1990 با بهره‌گيري از تفكر بالا و رفع نواقص مدل‌هايي نظير MBO و هوشين به‌وجود آمد، مي‌تواند به بهترين وجهي آرمان و استراتژي‌ها را به اهداف عملياتي و CSF‌ها در چهار منظر مالي، مشتريان، فرايندهاي داخلي، يادگيري و رشد، ترجمه كند.
با استفاده از كارت امتيازي متوازن، تمامي افراد سازمان مي‌دانند كه چه نقشي در اهداف كلان سازمان ايفا مي‌كنند. اين كارت كه معمولاً شكلي همانند شكل زير دارد، در اغلب سازمان‌هاي سرامد دنيا، مبناي پاداش‌دهي به افراد را تشكيل مي‌دهند.
 


تلفيق BSC و BPR
در سيستم مديريت فرايندي، افرادي متولي فرايند2 خواهند بود و وظيفه پايش، اندازه‌گيري و بهبود فرايندها را برعهده دارند. در سيستم مديريت عملكردي BSC نيز تعدادي متولي معيار3 خواهند بود كه وظيفه پايش، اندازه‌گيري و گزارش‌دهي معيارهاي عملكردي سازمان و كاركنان را برعهده دارند. در بسياري از سازمان‌هاي ايراني كه از اين دو سيستم استفاده مي‌كنند، اين دو سيستم مستقل از يكديگر انجام وظيفه مي‌كنند. حال آنكه تمامي رويكردهاي مديريتي بايد تحت هر شرايطي يكپارچگي خود را با يكديگر حفظ كنند. برقراري اين يكپارچگي بين دو نظام BSC و BPR، از طريق نوعي كارت امتيازي پيشرفته‌تر كه شكلي همانند شكل زير دارد، به نحو بسيار مطلوبي برقرار مي‌شود.

 

كارت امتيازي، همانند ماتريسي است كه سطور آن را فرايندهاي كليدي سازمان و ستون‌هاي آن را چهار وجه BSC تشكيل مي‌دهند. با استفاده از اين كارت، متوليان معيارها به آساني از ميان متوليان فرايندهاي كليدي منصوب خواهند شد.
به عنوان مثالي كاربردي، بخشي از كارت امتيازي متوازن شركت مشاوره‌اي و آموزشي سرامدسازان كارامد در اينجا ارائه شده است. اين شركت با ماموريت «كمك به سرامدي ايران و ايرانيان»، تاسيس شده و فعاليت مي‌كند.
بنياد مديريت كيفيت اروپا (EFQM)، با عنوان «مديريت بر مبناي فرايندها و واقعيت‌ها» و سازمان بين‌المللي استانداردسازي (ISO) با عناوين «رويكرد واقع‌بينانه در تصميم‌گيري» و «رويكرد فرايندي» دو رويكرد BSC و BPR را بسيار مورد تاكيد قرار داده‌اند و در حال حاضر نمي‌توان شركت سرامد بين‌المللي را يافت كه چنين رويكردهايي را در تار و پود سازمان خود نهادينه نكرده باشد، اما به نظر مي‌رسد كه در كشور ما به دليل برخي مسائل نظير اخذ هزينه‌هاي بسيار گزاف از سوي مشاوران و انجام پروژه‌هاي مديريتي به نحو بسيار مطول، خسته‌كننده و بي‌نتيجه، چنين رويكردهايي به بيراهه رفته و مديران عالي شركت‌ها نسبت به اين رويكردها بدگمان شده‌اند. اكنون زمان آن فرا رسيده است كه مشاوران با ديدگاهي بلندمدت، در راه از بين بردن اين بدگماني‌ها، گام‌هاي اساسي بردارند.
 


پانوشت‌ها:
1. Balarced Score Card
2. Process owner
3. Criteria owner
منابع:
1. مهندسي دوباره شركت‌ها، نويسندگان: مايكل همر، جيمز شامپي؛ ترجمه: عبدالرضا رضائي‌نژاد- تهران: خدمات فرهنگي رسا، 1375
2. پنجمين فرمان، نويسنده: پيتر سنگه؛ ترجمه: حافظ كمال هدايت، محمد روشن، تهران: سازمان مديريت صنعتي، 1380
3. فرايندها، اثر: بنياد مديريت كيفيت اروپا (EFQM)؛ ترجمه: انجمن مديريت كيفيت ايران- تهران: موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران، 1384
4. www. bscol.com
5. www. balancedscorecard.org
+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در شنبه پنجم مرداد 1387 و ساعت 13:24 |