تبليغاتX
TOTAL QUALITY MANAGEMENT

 

فصلهاي قانون مديريت خدمات كشوري   سال 1386

15

14

13

12

11

10

9

8

7

6

5

4

3

2

1

 

+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 14:27 |

ايجاد يك ساختار مديريت كيفيت فراگير از طريق فناوری اطلاعات  

 

خلاصه

ساختار سازماني تا حدودي توسط صاحب‌نظران TQM مورد بي توجهي قرار گرفته و حتي مشخص نيست كه ساختار TQM بصورت متمركز مي‌باشد ياخير.بسياري از شركت‌ها برنامه‌هاي TQM را بر روي ساختار موجود خود پياده‌سازي نموده و براين عقيده‌اند كه موفقيت هر سازمان تا حد زيادي به هماهنگي بين راهكار و ساختار آن بستگي دارد و در غياب يك دور‌نماي شفاف در يك ساختار TQM,نقش موثر فناوري اطلاعات بعنوان يك عامل ارتقاء كيفيت بيشتر نمايان مي‌شود.در اين مقاله مشخصات اصلي يك ساختار TQM و نقش IT برروي هريك از آنها تشريح گرديده است.

مقدمه
عبارات كليدي:
ساختار سازماني TQM,رسميت دادن به سازمان,تمركز,پيچيدگي,توجه به مشتري,سازمان فرآيند , شبكه‌سازي .
در اين مقاله تغييرات لازم در يك ساختار سازماني كه جهت اجراي موفق TQM ضروري مي‌باشند تشريح شده و اين تغييرات در طراحي دور نماي كلي سازمان,كه هدف آن معرفي عوامل موثر در ساختار سازمان است,بايستي مد نظر قرار گيرند. TQM بعنوان يك راهكار سازماني و برنامه تغيير، فناوري اطلاعات (IT) مؤلفه‌هاي يك ساختار سازماني محسوب مي‌گردند كه از اجراي برنامه تغييرات TQM ناشي شده و به آن ساختار TQM اطلاق مي‌گردد.در اين مقاله فرض براين است كه تحقيقات ناچيزي در زيربناي ساختاري TQM انجام شده,و در آن ابتدا به معرفي TQM و ساختار سازماني و رابطه‌ بين TQM و IT پرداخته مي‌شود.در قسمت‌هاي بعدي ابعاد مختلف ساختار TQM يعني رسميت دادن, تمركز,پيچيدگي سازماني,توجه به مشتري,سازمان فرآيند و شبكه‌سازي و تاثير IT برآنها مورد بحث قرار مي‌گيرد.
در ادامه بحث همچنين نقش IT بر روي هر يك از جنبه‌هاي ساختار TQM تشريح شده و مشخص مي‌گردد كه سيستم‌هاي IT زيربناي برنامه TQM را تشكيل مي‌دهند.
سابقه موضوع
عليرغم اينكه نقش مديريت بر روي تدوين خط مشي‌ها و ساختار منطبق با TQM مشخص گرديده,ليكن در خصوص بررسي تاثير TQM بر روي طراحي سازماني، فعاليت و پيشرفت زيادي انجام نشده است.در واقع برنامه‌هاي تغيير TQM بطور سنتي بر روي مفاهيم فني نظير طراحي فرآيند و محصول و مديريت فرآيند تمركز يافته و توجه بعدي اين طرح به جلب رضايت مشتريان,سهامداران و كارمندان از طريق آموزش,كار گروهي و همكاري در داخل شركت معطوف مي‌باشد و نهايتاً تاكيد كمتري جهت پيگيري موضوع تغيير ساختار شامل توجه به مكانيزم‌هاي كنترلي,تمركزگرايي يا تمركز زدايي و تغييرات فرهنگي وجود دارد، لیکن بر اساس نظرات آقایان گرانت، شانی و کریشنال در سال 1994 شرکت ها عملا در حال بازنگری ساختار سلسله مراتب مدیریتی خود بوده بر این نکته تاکید دادند که مدیریت رده بالا و کارمندان بایستی پشتیبانی خدمات لازم را جهت واحدهای مرتبط با مشتریان تامین نمایند. همچنین نتیجه مطالعات متعدد انجام شده توسط آقایان هیل و کالینز در سال 1999 دستورالعمل های کلی جهت یک ساختار TQM را معین می کنند. اگر چه TQM ممکن است باعث تغییراتی در ساختار سازمان شود که آن را به طور عمده از وضعیت قبلی خود دور کند، لیکن بر اساس نظر نویسندگانی نظیر داونپورت، هیل و ویلکینسون، TQM به واسطه تمرکز بر روی فرآیندهای موجود، ندرتا ممکن است طرح اصلی ساختار سازمان را بطور بنیادی دگرگون نماید. نویسندگانی نظیر ویلکینسون و ویچر بر این باورند که TQM بیشتر در درون ساختارهای موجود پیاده شده و نباید به عنوان عاملی جهت تغییر شکل آنها تلقی گردد.
TQM عمدتا بر روی قابلیت های نیروی انسانی تاکید نموده و به امتیازات ناشی از موقعیت های شغلی بها نمی دهد و نظریه پردازان آن نیز بیشتر به هماهنگی افقی (ونه از بالا به پایین) بر اساس جریان فرآیند کاری اعتقاد داشته و لزوم ایجاد روابط بین تولید کنندگان و مشتریان را مطرح می نمایند. آقای هانت در سال 1993 طرحی از مدیریت کیفیت فراگیر را در نظر داشت که بر اساس آن اولا فرآیند، بجای عمل، عنصر اصلی تجزیه و تحلیل کار سازمان باشد، ثانیا کارمندان بجای اینکه صرفا شاغلین واحدهای کاری مختلف باشند بیشتر بر روی فرآیندها تاکید نموده و به آنها وفادار بمانند و ثالثا عواملی نظیر پاسخگویی به درخواست مشتریان و ارتقاء کیفیت جایگزین و اداری موجود گردند.
در سال 1998 آقایان تاتار و پراساد اعلام نمودند که ساختارهای ارگانیک بیشتر در راستای موفقیت اجرای TQM قرار دارند، در حالیکه آقای کلمر قبلا در سال 1992 سازمان مبتنی بر TQM را کاملا در جهت مخالف ساختار مکانیکی قلمداد نموده بود. از سوی دیگر تاکید TQM بر کاهش تغییرات و حاکم نمودن فرآیندها در سازمان و ایجاد هماهنگی و از طرف دیگر اهمیت دادن به کارکنان و آموزش، حاکی از متنوع بودن اهداف TQM می باشد که در نهایت هدف رضایت مشتری را دنبال می کند.
استفاده از فناوری اطلاعات این توانایی ساختاری را بوجود آورده که ضمن رفع ناهماهنگی ها، کارهایی را که قبلا میسر نبود امکان پذیر نماید، مثلا عباراتی نظیر کنترل در مقابل خود مختاری و یا تمرکز گرایی درمقابل تمرکز زدایی دیگر مفاهیمی کاملا متضاد در دو سوی طیف نبوده بلکه بنا به ضرورت و به صورت همزمان می توانند کارآیی داشته باشند. بسیاری از سازمان ها با استفاده از فرصت تغییرات حاصل از برنامه TQM، امکان بکارگیری فناوری اطلاعات(IT) را در سازمان خود فراهم نموده و بنابراین TQM را تحت پشتیبانی یک ساختار مدرن قرارداده اند.
در بخش های بعدی، ابتدا ارتباط بین ساختار سازمانی و TQM از یک سو و TQM و IT از سویی دیگر و نیز کاربرد تکنولوژِیهای اطلاعاتی کلیدی در ارتقاء سازمانی TQM مورد بحث قرار می گیرد.

ساختار سازماني و TQM
تئوري كلاسيك سازماني دو نوع سازمان متفاوت را تحت عنوان مكانيكي و بنياني(ارگانيك) معرفي مي‌نمايد كه زيربناي تشكيل سازمانهاي ديگر محسوب مي‌شوند.ساختار مكانيكي برپايه مديريت عملي كه ارتقاء بهره‌وري را باعث مي‌شود شكل گرفته و از مشخصات آن رسمیت زیاد، تمركز گرايي زياد و پيچيدگي فراوان مي‌باشد که این مدل توسط هنری فایول در سال 1929 ایجاد شده و در نقطه مقابل آن ساختار بنياني قراردارد كه بر مبناي اصول بيولوژيك توسط فن برتالانفی در سال 1950 ارائه تعريف گرديده و سازماني است با رسمیت کم و داراي كانالهاي ارتباطي در كليه جهات و بصورت غير متمركز. هدف این سازمان رشد و بقاء بوده و بر اساس بخش اصلی تئوری مدیریت ساختار چنین سازمانی به راهکار آن بستگی دارد.
با توجه به اينكه هر دو نوع سازمان فوق الذكر قبل از ابداع IT بوجود آمده‌اند برخي نظريه پردازان سازمان معتقدند كه هم اكنون IT عامل اصلي ساختار سازماني گرديده و بطور مشخص به نقش IT در پياده سازي TQM در سازمان اشاره مي‌نمايند كه البته اين موضوع با نقش IT در شكل‌گيري مفهوم TQM متفاوت مي‌باشد، مانند ایجاد بازخورد، فراهم سازی فرآیندهای بهتر کیفیت حصول اطمینان از ایجاد سیستم های اطلاعات کیفیت، و نیز تسهیل ارتباط بین زیرمجموعه های تیم TQM. تاثير IT معمولاً از ديدگاه اثرات برروي ساختار و فرايندهاي سازماني جهت حصول به اهداف و آرمانهای شركت، مورد مطالعه قرار مي‌گيرد.بنابر این بیشتر بر روی فرآیندهای TQM تکیه دارد تا بر روی عملکرد سازمان.

IT و TQM
بطور كلي IT بعنوان عامل بكارگيري TQM محسوب شده و سيستم‌هاي اطلاعاتي نقش كليدي در حصول به اهداف TQM از طريق منابع انساني استراتژيك و حوزه‌هاي فني ايفاء مي‌نمايند,بنحوي كه استفاده از IT در اندازه‌گيري,درك,و پيشرفت سطح كيفيت پايدار سازمانها رو به گسترش مي‌باشد،بعبارت ديگر IT باعث تسهيل استفاده از فرآيند‌هاي كنترل آماری(SPC)، توسعه عملکرد کیفیت(QFD) و ايجاد سيستم لحظه‌اي جمع‌آوري ديتا جهت جلب رضايت مشتريان می شود.
فرآيند داخلي، سيستم هاي کاري حساس و ساير سيستم هاي اندازه گيري را که جهت پشتيباني از TQM ضروري مي باشند کنترل مي کند. آقاي کنشتات در سال 1990 اين نظريه را مطرح نمود که تجهيزات ارتباطي پيشرفته، ابزار محاسباتي و سيستم هاي ذخيره اطلاعات عوامل اصلي موفقيت TQM مي باشند و در واقع IT وسيله اي جهت تداوم پيشرفت محسوب مي گردد، حتي در حالتي که فرآيندهاي اساسي و ارتباط کاري مديريت با کارمندان به همان شکل سنتي باقي بمانند . آقاي هيوز در سال 1994 با استفاده از روش مطالعه موردي کيفي در خصوص نقش IT بر روي TQM تحقيق نمود و در تجزيه و تحليل كاربردهاي IT در فرآيندهاي TQM در عمليات كاري و اداري چهار موسسه آموزش عالي به اين نتيجه رسيد كه IT بعنوان عاملي جهت تسهيل TQM تلقي گرديده و كاربرد آن در يك محيط TQM مستلزم ايجاد تغييرات مهم در فرهنگ سازماني توسط مديران و مسئولين اين موسسات بود،ليكن در اين تحقيق به اينكه چگونه و كجا بايستي از IT در فرآيندهاي TQM استفاده نمود اشاره‌اي نشده است.بنابراين,براساس مقاله‌ سال 1994 آقاي چو,IT بعنوان يكي از عوامل اصلي موفقيت در جهت تاثير‌گذاري TQM بر عملكرد سازماني شركت‌هاي شناخته‌شده گرچه در اين مقاله چگونگي بكارگيري IT در جهت پيشبرد TQM توضيح داده نشده است. در ادامه بحث فعلي ارتباط بين IT و ساختار TQM از طريق تشريح جنبه‌هاي مختلف ساختار TQM مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

رسميت‌دادن و تمركز گرایی

اين واقعيت كه TQM معمولاً بعنوان جايگزين «مديريت از طريق كنترل» تعريف مي‌شود نشان مي دهد كه سازمان TQM يك سازمان غير رسمي بوده و بصورت غير متمركز مي‌باشد.از طرفي كارمندان بايستي قدرت تصميم‌گيري در خصوص مسائل كاري را داشته,جهت رفع مشكلات با يكديگر بحث و گفتگو نموده و در نهايت با حذف روش‌هاي غير مؤثر كيفيت كار را بالا ببرند, و از سويي ديگر برخي محققين TQM بر روي مكانيزم كنترل بعنوان اولويت اصلي و استفاده از فرآيندکنترل آماری(SPC )تاكيد دارندكه باعث كاهش بي‌ثباتي در فرآيندهاي مختلف مي‌شود و اين كاهش كه مستلزم سطح بالايي از رسميت مي‌باشد بطور واضح در مفهوم كلي استاندارد ISO9000 نشان داده شده است.
مورن اوزون و پريس در سال 1998 يك مدل يكپارچه مديريت استراتژيك طراحي سازماني,و مديريت كيفيت را ابداع نمودند,بدين ترتيب كه آنها سازمان كيفيت را به سازمان تضمين كيفيت يا Quality Assurance (QA) و سازمان TQM گروه‌بندي نمودند كه مشخصه سازمان اول انطباق و مشخصه سازمان دوم رضايت مشتريان داخلي و خارجي و بهبود مداوم مشاركت كاركنان مي‌باشد.مدل آنها سازمان QA را در حوزه رسميت و تمركز گرايي بالا قرار داده در حالي كه سازمان TQM دقيقاً عكس اين حالات را دارا بود.اما اين نوع تجزيه و تحليل مربوط به دوره قبل از IT بود و و در واقع رسميت زياد و يا كم و يا تمركز گرايي در مقابل تمركز زدايي, ديگر جزو معيارهاي مشخصه ثابت يك سازمان محسوب نمي‌شوند بلكه مي‌توان گفت كه TQM اساسا يك سازمان,قابل انعطاف بوده و براساس نياز مي تواند هم رسمي و غيررسمي و هم تمركز و غيرمتمركز باشد.
وكوركا در سال 2002 طبق نظريه خود اعلام نمود كه TQM مانند ساير برنامه‌هاي تغيير مي تواند زنجيره توليد سازماني را با قابليت انعطاف مناسب در بازار رقابتي موجود متحول نمايد. مخابرات و فناوري شبكه نيز تا حدودي مفاهيم سازمان متمركز و غيرمتمركز را بهم نزديك نموده‌اند بنحوي كه كارمندان مي‌توانند از طريق كامپيوتر مشتري از نيازهاي او آگاه شده و رضايت وي را جلب نمايند.كه اين كار با استفاده از زيرساخت‌هاي يكپارچه و ديتا بيس‌هاي مشترك موجود در شركت انجام شده و مديريت ارشد نيز مي‌تواند بطور همزمان و در يك ساختار غيرمتمركز كليه عمليات را از طريق سيستم‌هاي اطلاعاتي اجرايي Exective Information Systems(EIS)نظارت و كنترل نمايد.به منظور اينكه مديران اجرايي بيش از حد درگير اطلاعات اجرايي روزمره نشوند سيستم EIS برخي شاخص‌هاي كليدي را برگزيده و گزارش هاي موردي را ارائه مي‌نمايد.معمولاً مديريت ارشد به روش متمركز عمل نموده و صرفاً تحت شرايط خاص خود را در مديريت اجرايي كارها دخالت مي‌دهد.اساساً ايده‌ اوليه سازمان متمركز بعنوان يك ساختار ايده آل جهت كنترل و هماهنگي فعاليت هاي سازماني مطرح گرديد ليكن IT نقش موثر خود را بعنوان يك جايگزين مناسب جهت كنترل و هماهنگي در مقايسه با روش سنتي به اثبات رسانده ‌است بنابراين يك روش غيرمتمركز الزاماً بعنوان فقدان كنترل مديريتي و يا هماهنگي ضعيف بين قسمت هاي مختلف كاري سازمان تلقي نگرديده,بلكه برعكس,با بكارگيري موثر IT در يك ساختار TQM جنبه‌هاي مختلف كنترل و هماهنگي تقويت نيز خواهد شد.
پيچيدگي
کانتر در سال 1987 پیشنهاد نمود که سازمان را مي‌توان از طريق فرآيند تمركز زدايي و ارجاع پاره‌اي از امور به ساير شركت‌هاي فرابخشي كوچك نمود.شركت موتورولا در سال 1992 تغييرات سازماني عمده‌اي را بشرح زير به انجام رساند:
- تقليل كارمندان سطوح مديريتي و نظارتي و گسترش حوزه كنترل
- تقليل سازمان به سطح قابل مديريت,ايجاد انگيزه‌ كارگروهي و افزايش احساس مسئوليت كاركنان
- ادغام كارها جهت حذف قسمت‌هاي موازي



- تغيير نقش سنتي كنترل انضباطي سازمان به نقش هدايت‌گر
تقريباً تمامي صاحب نظران بر اين باورند كه سازماني با كيفيت بالا لزوماً بايستي داراي پيچيدگي كمتري باشد بدين معني كه سطوح مديريتي كمتر و ساختار سازمان ساده‌تر باشد كه اين موضوع نه تنها رضايت مشتري را به سطح تصمیم گیری نزدیک می کند بلکهابعاد فیزیکی سازمان را نیز کوچکتر می نماید که این موضوع از تنش‌هاي فرهنگي و نوسانات اداري نيز خواهد كاست.یکی از ر وش‌هاي ساده نمودن سازمان حذف سطوح مديريت مياني بجاي سطوح پائيني مي‌باشد.شركت غذايي زنجيره‌اي بين‌المللي Pigga Hut در برنامه‌هاي تغيير ساختار خود موفق بود.زيرا تاكيد آنها بر روي تغييرات در سطوح مديريتي از سوي ديگر شركت‌ موتورولا مالزي تجربه‌اي ناموفق در برنامه تغيير ساختار خود داشت زيرا با حذف سطوح پائيني,ناظرين توليد را در سلسه مراتب سازمان دو درجه ارتقاء دادند غافل از اينكه آنها فاقد قابليت‌هاي مديريتي لازم بودند.
يكي از موارد تكراري در تغييرات سازماني مبتني بر IT موضوع سازمان شبكه و زيرمجموعه آن يعني سازمان مجازي است كه هر دو همانند سازمان TQM برمبناي فرآيندپايه ريري شده‌اند.
روش هاي گوناگوني وجود دارد كه IT از طريق آنها بتواند از پيچيدگي سازمان TQM بكاهد كه يكي از آنها روشي است كه بين سطوح برنامه‌ريزي و اجرايي ارتباط و همكاري مستقيم ايجاد نموده و در نتيجه سطوح مديريت مياني را حذف مي‌نمايد,بطورمثال پست‌الكترونيكي (e-mail),سيستم‌هاي اطلاعاتي اجرايي(EIS),و شبكه‌هاي اينترانت عمدتاً در جهت كوچك نمودن سازمان مورد استفاده قرار مي‌گيرند.ديتا بيس‌هاي مدرن و فناوري‌هاي شبكه ارتباط بين سطوح مختلف سازمان را تسهيل نموده و سيستم‌هاي مديريتي نظير”برنامه‌ريزي‌منابع شركت” (ERP)و يا ”مديريت روابط مشتريان”(CRM)بسياري از سطوح سازماني را كارآمدتر نموده‌اند
توجه به مشتري
جلب رضايت مشتري هدف TQM بوده و بهمين دليل سازمان TQM را معمولاً يك سازمان مشتري محور نام مي‌برند براساس فرضيه‌هاي متفاوت مشتريان را در خدماتي كه دريافت مي كنند مي‌توان به عنوان بخشی از کارمندان محسوب نمود و با مثلاً می توان مشتریان را در طرح و اجرای کارهای سازمانی دخالت داد. حتی پیشنهاد شده است که ساختار سازمان بایستی بجای بهره وری داخلی بر اساس جلب رضایت مشتری طراحی می شود.بطور مثال شركت IBM در ابتدا داراي قسمت‌هاي متعدد و فروش بود,بدين ترتيب مشتري جهت خريد يك ماشين تحرير برقي و يا يك كامپيوتر شخصي و يا ميني كامپيوتر مي‌بايستي با نمايندگان فروش مختلف تماس مي گرفت بدون اينكه به دريافت جواب قطعي و تصميم‌گيري نهايي موفق شود.لذا براساس شكايت مشتريان IBM ساختار بخش فروش خود را تغيير داد و بهمين ترتيب بسياري از ادارات دولتي نيز بجاي سازماندهي حول برنامه‌ها ساختار خود را برمبناي مشتري مداري پايه‌ريزي نمودند.
TQM همواره خواست مشتری را مدنظر دارد و تمرکز کلیه فعالیت های شرکت جهت جلب نظر مشتری شعار اکثر برنامه های TQM بوده است . لیکن مشکل عمده در این است که قسمت های موازی خدمات مشتریان در سازمان وجود دارد كه با يكديگر نيز هماهنگ نبود و نهايتا نارضايتي مشتري را سبب می شوند. پراكندگي سيستم‌هاي اطلاعاتي نيز,كه بطور سنتي در داخل محدوده‌هاي كاري تشكيل شده‌اند,وضع را بدتر مي كند,بنابراين IT نيز بناچار بجاي فرآيندها از عمليات سازمان پشتيباني مي‌نمايد.برهمين اساس TQM تاكيد دارد كه با استفاده از فناوري‌هاي شبكه يكپارچگي قسمت‌هاي پراكنده خدمات مشتريان تامين گردد.راتنام در سال 1995 در خصوص تاثير بكارگيري IT جهت افزايش هماهنگي مابين گروههاي پشتيباني مشتري مطالعاتي را انجام داد,بعنوان مثال كمپاني خدمات پستي بين المللي فدرال اكسپرس در حال حاضر اين امكان را از طريق اينترنت براي مشتريان خود فراهم نمود كه از طريق نقاط تماس مشخص در مورد چك كردن قیمت‌ها,تهیه بر چسب حمل پيدا كردن نزديكترين محل تحويل بسته‌پستي,و رديابي آخرين وضعيت محموله خود اقدام نموده و اين سيستم شبيه مثال كمپاني IBM بر مبناي يك زيرساخت يكپارچه IT كه تمام اطلاعات مربوط به مشتري را روي شبكه قرار مي‌دهد پايه‌ريزي‌ گرديده‌است.برآورد نياز مشتريان بصورت انبوه(MC:Mass Customigation) نيز يكي ديگر از دستاوردهاي TQM مي‌باشد كه از تركيب دو عبارت توليد انبوه (Mass Production)و برآورد نياز درخواستي مشتري Customigation بوجود آمده است.ايده اوليه MC توليد انبوه محصولات ارائه و خدمات براساس در خواست مشتريان مختلف با قيمت پايين و كيفيت بالا مي باشد كه باعث افزايش توان پاسخگويي و قابليت انعطاف شركت مي‌گردد.MC بستگي به قابليت زياد شركت جهت دريافت اطلاعات از مشتريان و تنظيم فرآيندهاي توليد جهت پاسخگويي به نيازهاي در حال تغيير بازار دارد.نكته قابل توجه در خصوص MC اين است كه اين موضوع نه تنها فرآيند عمليات توليد,بلكه قسمت‌بازار يابي و فروش و امور پرسنلي و مالي را نيز در بر مي‌گيرد. استفاده از شبكه‌ جهاني اينترنت بطرق مختلف باعث تسهيل در MC شده و اجراي آن در چار چوپ تغييرات مبتني برفرآيند مانند TQM و يا مهندسي مجدد با استفاده از IT امكان پذير مي‌باشد.

مبنای فرآیند

TQM اساساً یک سازمان مشتری محور است که بر پایه فرآیند های مستقل طراحی گردیده است و تاکید بر روی خدمات مشتریان، سازمان را ملزم می نماید ید که فرآیندهای فوق الذکر را به این سمت سو ق دهد. سازمان TQM شامل يك سري فرآيندهاي بهم وابسته است كه بايستي آنها را درك نموده و بهبود بخشيد.در سال 1992 استرداد طي نظريه خود در مورد سازمان فرآيند اعلام نمود كه در آينده مشاغل اجرايي بصورت گروهي از كارمندان مانند مدير قسمت فروش تعريف نشده بلكه بعنوان فرآيند مشخص مي‌گردند.مثلا معاون ارشد مدير قسمت ارسال اجناس مشتريان تحت عنوان فروش,حمل,و صدور صورتحساب در سازمان تعريف مي‌گردد,بعبارت ديگر ,كارمندان داراي عنوان شغلي مشخصي در چارت شركت نخواهد بود و بخشي از يك نقشه فرآيند محسوب مي شوند
. مثلاً اگر شما از همکارتان بپرسید جلب رضایت چه کسی درشـرکت و عناوین شغلی برا ی شما اهمیت دارد و او پاسخ دهد « رئیس مربوطه » این نشاندهنده این موضوع است که آن شخص هنوز به سلسله مراتب سازمانی اعتقاد دارد ، لیکن اگر پاسخ داد « شخص شاغل در فرآیند بعدی ویا مشتری » مشخص می شود که وی دیدگاهی سیستمی سازمان را درک کرده است. .
تعدادي از روش‌هاي طراحي و بهبود فرآيند توسط تا گوشي در سال 1970 و نيز توسط آكائو تحت عنوان «بكارگيري عمل كيفيت» (QFD) در سال 1990 ابداع گرديده‌اند و مواردي از روش‌هاي جديد بهبود فرآيند نيز در ادبيات مهندسي مجدد در مقاله‌هاي پپارد و رولند در سال 1995 معرفي شده‌اند.
نقش IT در تبیین سازمان TQM مبتنی بر فرآیند ، از طریق ادغام فعالیت ها در قالب فرآیندها و احتراز از ساختارهای سنتی بسیار حائز اهمیت بوده که شامل بر تجزیه و تحلیل فرآیندهای موجود و ادغام آنها در فرآیند های باارزش افزوده و نرم افزارهای تولید شده جهت حصول به هدف پشتیبانی از فرآیند ها کاملاً حائز اهمیت می باشند مثلاً تجارت الکترونیکی ( E-commerce ) صرفاً تعامل یک مشتری بایک مرکز خاص از طریق وب نبوده بلکه صرفاً از طریق یک تغییر ساختار اساسی شرکت جهت ارائه سرویس آنی به مشتری و تقلیل ( اگر نه حذف کلی ) عامل انسانی صورت می گیرد.
گروههای کاری ترکیبی
تشکیل گروههای کاری کلید موفقیت مدیران است که سازمانهای TQM مبتنی بر فرآیندها راهدایت می نمایند و این گروهها که از افراد با تخصص های مختلف با مسئولیت مشترک تشکیل گردیده اند درسازمان های سنتیً اغلب ارتباط کاری نداشته، لیکن در سازمان TQM کار آنها کاملاً به هم وابسته است . بایستی توجه داشت که موفقیت تشکیل گروه به فرهنگ اجتماعی بستگی دارد مثلا در ژاپن گروههای کاری اذعان دارند که موفقیت آنها بواسطه برخی خصوصیات مشترک فرهنگی بوده است.
سيستم‌هاي IT مي‌توانند بنحوي طراحي شوند كه يا آزادي عمل كاري لازم را به كارمندان بدهند و يا آنها را كنترل نمايند,بعبارت ديگر كارمندان اجرايي مي توانند با امكان دسترسي به اطلاعات به روز تصميمات سنجيده اتخاذ نموده و يا از طرف ديگر IT مي‌تواند بعنوان ابزار كنترل و نظارت بر رفتار كاركنان مورد استفاده قرار گيرد.
سازمانها در صورتي كه بخواهند در برنامه‌هاي TQM خود بازدهي لازم را داشته باشند بايستي يك راهكار مشخص آزادي عمل براي كاركنان خود تعيين نمايند و در اين مورد IT مي‌تواند نقشي بسيار حساس در ارتباط بين اعضاي گروههاي كاري ايفا نمايد,كه از آن جمله مي‌توان از مديريت گردش كار,سيستم‌هاي پشتيباني تصميم گروهي,و همكاري گروهي با پشتيباني كامپيوتر (CSCW)نام برد.مثلاً ايجاد يك فرآيند توليد جديد و موثر مستلزم اخذ اطلاعات از قسمت‌هاي مختلف شركت (توليد,بازاريابي و پژوهش و توسعه) مي‌باشد كه IT در اين خصوص مي تواند سريعترين ابزار انتقال اين اطلاعات باشد. در سال 1997 هامري و نيهتيلا يک مطالعه ء موردي را انجام داد که بر اساس آن پروژه هاي طراحي شامل گروه هاي متعدد از مکان هاي مختلف بود و در اين مورد کاربرد هاي بر پايه ء وب Webbased نقش خود را در عمليات توليد محصول جديد بعنوان يک محيط ارتباطي و اطلاعاتي کارآمد به اثبات رساندند. بهمين ترتيب گروه هاي مجازي و يا گروه هايي که فعاليت آنها بصورت شبکه اي است بيشترين استفاده را از فناوري شبکه مي نمايند. محاسبه متحرک (Mobile Computing) يکي ديگر از کابرد هاي IT جهت توسعه ء محدوده کاري سازمان و تشکيل گروه هاي از نواحي جغرافيايي مختلف و يا با مشاغل گوناگون جهت رفع مشکلات شرکت مي باشند.
مشارکت ها
همانطور که قبلاً ذکر شد سازمان شرکت های موفق خیلی پیچیده نبوده واین شرکت ها از طریق حذف برخی از سطوح مدیریت ، سازمان خود را کوچک نموده اند و یکی دیگر از روش ها outsourcing یعنی ارجاع بخشی از کارها به سایر شرکت ها و نیز جداسازی قسمتی از خود شرکت می باشد.
به عنوان مثال شرکت کامپيوتري اپل Apple بخشي از عمليات خود را با حفظ وابستگي بلند مدت ، از شرکت مادر جدا نمود که نتيجه ء آن افزايش قدرت رقابت و سرمايه گذاري شرکت بود. آقاي تاکئو فوجياوا مدير عامل کمپاني هوندا (Honda)، که داراي يکي از بهترين سيستم هاي مديريت در سطح جهان مي باشد، نيز به اهميت يک ساختار مناسب مبتني بر کيفيت پي برده بود و با تاکيد بر حفط برتري هوندا در طراحي ومهندسي صنايع اتومبيل سازي دنيا، تغييرات سازماني ابتکاري را در کمپاني خود ایجاد نمود بدین ترتیب که وي بخش تحقيق و توسعه (R&D) کمپاني هوندا را از شرکت مادر جدا و بعنوان يک شرکت مستقل سازمان دهي نمود. طرح آقاي فوجیا بقدري جاه طلبانه و افراطي بود که حتي در در داخل کمپاني هوندا مخالفت هايي را برعليه وي برانگيخت. در مرحله ء بعد بخش مهندسي هوندا نيز از کمپاني مادر جدا شد و صرفا بخش هاي بازاريابي ، فروش و اداري جزو بدنه اصلي کمپاني باقي ماندند.
این نوع مشارکت ها بعنوان همکاریهای استراتژیک بلند مدت معمولاً از طریق سیستم های اطلاعات بین سازمانی انجام می شوند که این سیستم ها می توانند از شبکه های اختصاصی و یا عمومی استفاده نمایند. درمورد نوع و نحوه مبادله مدارک و پرداخت ها معمولاًتوافقاتی بین شرکت ها بمنظور انتقال وجه الکترونیک (EFT ) و استفاده از شبکه های خصوصی مجازی ( VPN ) انجام می شود .
شبکه سازی
آقاي فوجيسا وا بمنظور کاستن از واکنش هاي منفي در خصوص تصميمات ابداعي خود ، ايده ء نياز به همکاري را مطرح نمود، بنحوي که شرکت هاي مختلف موظف گرديدند که بعنوان مشتري يکديگر وارد صحنه شوند. البته اگرچه در مديريت کيفيت معمولا ساختارهاي سازماني کوچک مرجع مي باشند، ليکن بهمان نسبت ميزان سرمايه هاي آنها نيز محدودتر است، لذا بمنظور رفع اين اشکال شرکت ها بايستي بعنوان اعضاي يک شبکه با يکديگر همکاري نموده و عرضه کنندگان ، مشتريان و حتي رقباي خود را نيز در اين روند دخالت دهند که البته ميزان موفقيت اين مشارکت در موارد مختلف و صنايع گوناگون متغير بوده است.
شبکه هاي اکسترانت و اينترانت معمولا از طريق اينترنت برقرار مي گردند و مانند ساير فناوري هاي دخيل در تجارت الکترونيک شرکت ها را قادر مي سازد تا با سهامداران و شرکاي اقتصادي خود از طريق شبکه اي فوق الذکرارتباط برقرار نموده و تجارت خود را توسعه دهند، بعنوان شرکت بين المللي توليد پوشاک LeviStrauss به تهيه کنندگان منسوجات خود اجازه ء دسترسي به ديتابيس خود را مي دهد تا آنها دقيقا بدانند شرکت فوق الذکر چه مقدار توليد و فروش دارد بنحوي که آنها بتوانند نيازهاي شرکت را در موعد مقرر تامين نمايند. بهمين ترتيب شرکتNational Semi-Conductor (NSC) مشتريان خود را در فرايند طراحي و مهندسي ميکرو چيپ هاي خود دخالت مي دهد تا نهايتا محصولي مطابق خواست آنها عرضه نمايد. مشتريان شرکت NSC در سراسر دنيا قادرند بااستفاده از شبکه ء اکسترانت اين شرکت بطور لحظه اي نظرات و درخواست هاي خود را با شرکت مذکور در ميان بگذارند.
نتیجه گیری
بر روی مکانیزم TQM بعنوان یک برنامه تغییر جهت تداوم فعالیت سازمان تا کنون تأکید زیادی گردیده و در بسیاری از این برنامه ها مشخصات رفتاری و ساختاری سازمان مربوطه نادیده گرفته شده ا ند .به خصوص انهایی که TQM را به عنوان جزء لاینفک سازمان های امروزی معرفی می کنند. گریس اظهار می کند که گرایش TQM به حاشیه راندن نقش گروهای خارجی ذینفعی همچون اتحادیه های خارجی و موسسات صوری کارمندان می تواند به گونه ای از استثمار و تضعیف کارمندان بیانجامد. تحقیق روشن می کند که سهم موفقیت برنامه های TQM، اساسا به دلیل فقدان تعدیلات سازمانی، در داخل دامنه 20 تا 30 درصدی قرار دارد. پیغام روشن است، سازمانهایی که تمایلی به سازگاری با TQM ندارند،نمی بایستی جرات وارد شدن به آن را به خود بدهند. در این مقاله مشخصات ساختاری اصلی که تحت تأثیر تغییرات قرار مي گيرند بررسي گرديد و مشخص شد كه ‏TQM تغييرات اساسي در نحوه عمليات و ساختار سازماني شركت ها را ضروري مي داند. كارشناسان مربوطه به شركت ها توصيه مي كنند كه تغييرات TQM را بطور کامل ارزیابی نموده و ظرفیت سازمان خود جهت جذب این تغییرات و انطباق با آنها را بررسی نمایند.ما همچنین استدلال کرده ایم که IT قابلیت خود را بعنوان عاملی جهت هماهنگی سازمان با تغییرات TQM به اثبات رسانده، لیکن بسیاری از شرکتهایی که TQM را بمورد اجرا در آورده اند هماهنگی لازم بین اهداف IT و TQM سازمان خودرا نداشته و لذا ضروری است این شرکت ها انجام TQM را در دستور کار و برنامه های استراتژیک خود گنجانده و همزمان با پیشرفت برنامه ها، استفاده از فناوری اطلاعات (IT) را نیز مدنظر داشته باشند.

منبع :CR Vol. 14. No 1&2

+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 14:9 |
  1.  بابیلون بتسادانلود رایگان دیکشنری مهندسی صنایع از سایت بابیلون
    حتما می بایست دیکشنری بابیلون بر روی کامپیوترتان نصب باشد تا بتوانید پس از دانلود دیکشنری بالا و کلیک بر روی آن نصب و استفاده کنید.

    * دانلود رایگان جزوه آموزشی آشنایی با نرم افزار Arena
    (76 صفحه pdf و با حجم 639 کیلو بایت)

     

     

     

      

    * دانلود توضیحات نرم افزارها (فایل doc)
    primavera کنترل پروژه   minitab کنترل کيفيت  spss آمار  office نرم افزار های ورد و اکسل و اکسس و پاورپوينت

+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 14:9 |

رهبری و فرهنگ

فرهنگ و رهبری چگونه بر روی شما اثر می گذارند:

یک فرهنگ سالم باعث می شود که :

  • یک محیط تیمی قوی ایجاد گردد
  • به شما امکان می دهد که ریسک ها و شکست ها را پذیرفته و از آنها درس بگیرید
  • به شما امکان می دهد که بیشترین مشارکت را در کارها داشته باشید
  • به شما امکان می دهد که از نظر شخصی و حرفه ای رشد کنید

یک رهبر/رئیس خوب :

  • یک فرهنگ سالم ایجاد می کند
  • شما را راهنمایی کرده به شما امکان می دهد که زمین خورده و دوباره بلند شوید
  • شما را به راه می اندازد تا ببیند که محدودیت های شما کدامند
  • از شما همیشه حمایت می کند
  • موفقیت خود را در موفقیت شما می داند

 

 


ارزش های کلیدی رهبری عبارتند از:

  • درستی، اعتماد، اخلاق
  • سرمایه گذاری روی افراد
  • بلند پروازی برای تیم قبل از خود
  • تعهد به تعالی و نتیجه
  • رهبران الگو تعیین می کنند
  • رهبران تصمیم می گیرند و کل مسئولیت آن را بر عهده می گیرند
  • رهبران از افراد خود پشتیبانی می کنند، مهم نیست که در چه موردی

رهبران واقعی کم هستند

 

تله هایی که مدیران باید از آن اجتناب کنند:

  • وضعیت را به شرایط ترجیح ندهید
  • شهرت را به پاسخگویی ترجیح ندهید
  • قطعیت را به شفافیت ترجیح ندهید
  • نظم را به تعارضات سازنده ترجیح ندهید
  • شکست ناپذیری را به اعتماد ترجیح ندهید
  • ایمنی را به ریسک برنامه ریزی شده ترجیح ندهید
  • ریاست را به رهبری ترجیح ندهید
  • مطلع بودن را به درگیر شدن در کار ترجیح ندهید

 

منبع: هدایت آینده و مدیریت شغل از Sid Fuchs

+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:30 |

مهندسی ارزش

مهندسی ارزش عبارتست از يک روش گروهی ساختار يافته بر اساس عملکرد پروژه که سعی در حل مسائل و کاهش هزينه های زمان سيکل دارد. گروه مهندسی ارزش از طريق اعمال فنون و تکنيکهايی به يک طرح رسمی و فرمان برای کار دست می يابد. با استفاده از اين تکنيکها تيم مهندسی ارزش، گروهی عملکردهای پروژه ، محصولات يا فرآيندها را مشخص کرده و مدلسازی می کند. تيم مهندسی ارزش بخشهای مربوط به بهبود ارزش و زمينه های مناسب برای بهبود را در پروژه شناسايی کرده و با استفاده از تفکر خلاق، آلترناتيوهای ارائه شده توسط اعضا، گزينه های مساعد برای بهبود ارائه می شوند.

اجرای سيستماتيک تکنيکهای شناخته شده که عملکرد محصول يا خدمات را شناسايی می کند، به تعيين ارزش اين عملکردها منتهی شده و سپس، مناسب ترين راه حل را در راستای کارکردهای لازم برای برآوردن عملکردهای مورد نياز در پايين ترين سطح هزينه های کلی زمان سيکل را ارائه می دهد. به طور کلی در مهندسی ارزش تغيير از ارزش سازنده گرا به مشتری گرا به عنوان پيش فرض قرار گرفته است.

فرآيند مهندسی ارزش که شامل تکنيکهای مهندسی ارزش می باشد و هدف از اجرای مهندسی ارزش در اين مقاله شرح داده شده است.

واژه نامه :

هزينه کاربرد يا مصرف محصول                                         Application ( or use ) cost

طوفان فکری                                                                                Brain storming

کاهش هزينه ها                                                                                  Cost down

مشتری مدار                                                                        Customer oriented

فاز خلاقيت ، نوآوری                                                                     Creative phase

تکنيک دلفی                                                                              Delphy method

مطلوبيت                                                                                        Desirability

فاز پيشنهاد يا توسعه                            Development or recommendation phase

فاز ارزيابی                                                                              Valuation phase

کارکرد

کار گروهی با ديدگاه کارکرد محوری

فاز اجرا

فاز اطلاعات

هزينه های اوليه

برنامه کار

هزينه های دوره عمر

عملکرد

کارکرد اصلی

کيفيت

رتبه بندی مشخصه ها

کارکرد ثانويه يا پشتيبان

حل گروهی مسأله

مجموع هزينه ها

آناليز ارزش

اندازه گيری ارزش

ارزش ، بها

 مقدمه :

افزايش قيمت انرژی و رقابت شديدی که در بازار بين محصولات وجود دارد و از طرفی پيچيده تر شدن نگرش مشتری ها به محصول و انتظارات مختلف آنها، مديريت طرح و محصول را با معضلی اساسی و حساس روبرو ساخته است. استراتژی های کاهش هزينه برای رسيدن با بازار رقابت، در مقابل حفظ و افزايش کيفيت محصول، معضل بزرگتر و پيچيده تری را مطرح می سازد. همچنانکه تکنولوژی پيچيده می شود، مسائل انسانی و مديريت نيز دچار پيچيدگی خاص می گردد؛ بنابراين توجه به رويارويی با چالشهای واقعی، خلاقيت و نوآوری را در طراحی محصول, فرآيند و ارزيابی ها ايجاد می کند.

مهندسی ارزش ابزاری است که تصميم گيرنده می تواند برای قسمتی از اين چالشها پاسخی درخور و مناسب تهيه کند، با کاربرد مهندسی ارزش می توان با حفظ کيفيت هزينه ها را کاهش داد.

V.E. و مفاهيم اوليه آن نخستين بار در سالهای دهه چهل در دنيای غرب به ويژه آمريکا در بخشهای توليد و بازاريابی پايه گذاری شد، در اين سالها مفهوم V.E. در شناخت و کاربرد تکنيکهای خلاق در کاهش هزينه های کالا، پروژه و خدمات بدون کاهش سطح کيفيت، عملکرد يا جذابيت محصول در بازار است و قابليت رقابت آن را بهبود می بخشد.

واژة مهندسی ارزش نخستين بار از سوی " مايلز " برای توضيح تکنيکی که وی در شرکت " جنرال الکتريک "  در طی جنگ جهانی دوم به کار برده بود، استفاده شد. تکنيک ياد شده در شرايطی پديد آمد که کمبودهایناشی از جنگ، جستجوی مصالح جايگزين در محصولات را الزام می نمود؛ اما به سبب جنگ اين مصالح بت همان مشخصات ياد شده مشابه يافت نمی شد. از اين رو به جای مصالح جايگزين، روش جايگزين برای تأمين کارکرد اجزا، مورد توجه قرار گرفت. بعدها معلوم شد که فرآيند تحليل کارکرد به توليد محصولات ارزان تر، بدون کاهش کيفيت می انجامد. هستة اصلی کار " مايلز " تعريف کارکردهايی بود که خريدار از توليدات انتظار داشت. اين کارکردها در عباراتی با يک فعل و يک اسم تعريف می شوند. سپس کارکردهای تعريف شده با کمترين هزيه ممکن برای دستيابی به آنها و اين ارزيابی برای يافتن جايگزين هايی که همان کارکرد را تأمين می کنند، نيز به کار می رفت.

حال با مثالی درباره جدار موتور الکتريکی موضوع را بررسی می کنيم :


جدول 1 : تعريف کارکرد

رديف

فعل

اسم

1

جدا کردن

اشياء

2

امکان پذير کردن

تهويه

3

آسان کردن

تعمير

4

راضی کردن

خريدار

 

اين کارکردها با انتخاب ارزان ترين حالت ممکن، به صورت زير سنجيده شدند :

ü  کارکرد جداکردن با هزينه ورقه آهنی که برای پوشش موتور به کار می رفت، ارزيابی شد.

ü  کارکرد انکان پذير کردن تهويه بر اساس هزينه اضافی برای ايجاد سوراخهايی بر روی ورقه آهنی ارزيابی شد.

ü   آسان کردن تعمير با افزودن هزينه گره فلزی برای باز کردن جدار فلزی ارزشيابی شد.

ü   هزينه رنگ کردن فلز به عنوان عامل رضايت مشتری ارزيابی شد.

جدول 2 : انتساب هزينه به کارکرد

رديف

فعل

اسم

ارزان ترين روش دستيابی به کارکرد

کمترين هزينه دستيابی به کارکرد

1

جدا کردن

اشياء

جدار فلزی

0.15$

2

امکانپذير کردن

تهويه

سوراخ روی فلز

0.5$

3

آسان کردن

تعمير

گيره فلزی

0.10$

4

راضی کردن

خريدار

رنگ کردن

0.20$

جمع هزينه دستيابی به همه کارکردها  :                                              0.50$

 

در ادامه اين فرآيند، " مايلز " کمترين هزينه ممکن برای ارزشيابی کارکردها را در اين نمونه معادل 0.5 دلار برآورد کرد و آن را با کمترين هزينة واقعی برای درست کردن اين قطعه که 4.75 دلار بود، مقايسه کرد. به روشنی آشکار شد که بسياری از هزينه های ياد شده عملاً کارکردی را برآورد نمی کردند.

تعريف کارکرد، ارزيابی کارکرد و جايگزين يابی در مجموع، " تحليل کارکرد" ناميده می شوند و اين همان تکنيک اساسی است که بر پاية آن مهندسی ارزش شکل گرفته است.

تحليل کارکرد

گزينه يابی

ارزيابی کارکرد

تعريف کارکرد

طوفان انديشه ها

کمترين هزينه دستيابی به کارکرد

فعل ـ اسم


برنامه کاری مهندسی ارزش :

برنامه کاری مهندسی ارزش آرايه ای از رويکردها و عملکردهای لازم برای بدست آوردن جواب مسأله می باشد . اين برنامه از 7 فاز تشکيل شده است :

1 . فاز مبدأ :

1 _1 : سازماندهی در طول فاز 1 :

روند را با سازماندهی نيروی کار، مشخص کردن تصميم گيرنده، انتخاب محدودة کار، تخصيص عملکرد به هر يک از اجزاو جهت دهی مطالعات آغاز کرده و بدين صورت به کار گروهی سامان می دهيم.

سؤالات کليدی :

1-     محصول يا خدمت مورد نظر کدام است ؟ ( تعريف دقيق هدف طرح )

2-     هدف V.E. در رابطه با محصول يا خدمت مورد نظر چيست ؟

3-     محدوده و حوزه مطالعه کجاست ؟

 1 _ 2 : انتخاب پروژه :

پروژه تحقيقاتی V.E. بايد برای افراد سيستم مهم بوده و يک نياز واقعی باشد. به اين ترتيب پروژه از حمايت مديران بهره مند خواهد شد؛ بنابراين برخی معيارهای کلی بايد در انتخاب طرح در نظر گرفته شود :

1-   مسأله ای را حل کند.

2-   احتمال موفقيت و اجرای آن خوب باشد.

3-   اهدافش معتبر باشد.

4-   برای مردم منطقة مورد مطالعه اهميت داشته باشد.

5-  قابليت پاسخگويی داشته باشد؛ يعنی، پشتيبانی کننده يا تصميم گيرنده پاسخگوی تغييرات باشد.

علاوه بر عوامل بالا يکی از معيارهای خوب در زمينه اثربخشی پروژه نسبت قيمت تمام شده محصول به کارايی و عملکرد آن است. در صورتی که اين نسبت مقدار قابل توجهی داشته باشد، محصول مورد نظر کانديدای مناسبی برای انجام مطالعات V.E. محسوب می شود.

 

1 _ 3 : تعيين تيم V.E. :

يک تيم خوب V.E. ، تيمی است که بين 3 تا 7 نفر عضو داشته باشد؛ در غي اين صورت روابط بسيار پيچيده شده و گاه موجب از هم پاشيدن گروه می شود. در تعيين اعضاتيم بايد به موارد زير توجه شود :

1-   گروه بايد چند رشته ای باشد.

2-  اعضای تيم از نظر سلسله مراتب سازمانی در يک سطح باشند تا امکان فشار همکاران يا سياستمداران به حداقل برسد.

3-   انتصاب يک تصميم گيرنده واحد با رأی اعضا

4-   آشنا بودن حداقل 1 يا 2 عضو تيم با فرآيند مهندسی ارزش

5-   متخصص بودن حداقل يک عضو در زمينة محصول يا موضوع مورد مطالعه

6-   اعضای تيم وقت کافی برای انجام کار را داشته باشند

7-   اعضا قادر به طراحی و اجرا و علاقمند به ايجاد تغيير باشند

8-   نسبت به پروژه تعهد و انگيزه داشته باشند.

 1 _ 4 : تعيين مأموريت تيم و مستند سازی محصول :

برای ايجاد انگيزه و ثبات در فرآيند بهتر است مأموريت تيم در قالب يک تعريف خلاصه و مفيد از آنچه که تيم عهده دار آن است ، بيان گردد و در واقع هدف تيم را از انجام چنين فرآيندی تعريف کند. در اخرين گام از فاز 1 يا فاز آغاز، بايد اطلاعات جامعی در مورد محصول مورد بررسی، تعريف محصول به همان صورت که طراحی ، توليد و مصرف می شود، داشت. اين امر می تواند منجر به حداقل شدن نظرات و عقايد شخصی در اين رابطه گردد. در اين بخش استفاده از نمودارها، نقشه های انفجاری، در صورت امکان تهيه عکس و فيلم بسيار مفيد است.

 

2 . فاز اطلاعات :

2 _ 1 : تحليل کارکرد ( تحليل کيفی ارزشها ) :

در اين فاز وظيفه هر يک از اجزای محصول را تعيين می کنيم؛ به اين صورت که وظيفه را همانطور که فبلاً گفته شده، توسط يک فعل ( پاسخگوی چه می کند؟ ) و يک اسم ( جواب سؤال چه چيزی را ؟ ) تشريح می کنيم. اسم بايد قابل اندازه گيری باشد و فعل قابل اثبات. ( به جدول 1: تعريف کارکرد مراجعه شود.)

يکی از روشهای شناخته شده و قوی در تحليل کارکرد، روش سيستمهای تحليل کارکرد           ( FAST ) است. اين روش امکان مرتب کردن تعريفهای دو واژه های کارکرد را به صورت سلسله مراتب مبتنی بر علت و معلول فراهم می آورد.

2 _ 2 : تحليل سيستم بر مبنای وظيفه :

تعريف عملکرد : برای اين منظور 40 تا 60 عمل مختلف که توسط خود محصول يا اجزا ان صورت می گيرد، تعريف می شود. در اين مرحله به طور ساده و مکرر پرسيده می شود اينقطعه چه کاری انجام می دهد؟ و به طور خلاصه عمل هر يک از اجزا محصول يا فرآيند را که موجب هزينه ای می شود، تعريف می گردد. وقتی 40 تا 60 عمل تعريف شدند، تهيةنمودار FAST را با انتخاب بهترين تعريف برای محصول شروع می کنند و آن را در سمت چپ صفحه می نويسند. سپس اعمال پايه و اعمال پشتيبان تعيين می شوند. اعملا پايه آنهايی هستند که نمی توان آنها را تغيير داد و برای عمل مورد نظر مشتری لازمند؛ يعنی، اگر از محصول حذف شوند، هدف محصول برآورده نمی شود. اعمال فرعی که برای جلب رضايت مشتری و موفقيت محصول مورد نيازند، در تصميم مشتری برای خريد محصول تأثير تأثير می گذارند و معمولاً حدود 75% هزينه را به خود اختصاص می دهند.

 

2 _ 3 : آناليز اجبار :

هدف از اين مطالعه آن است که ببينيم چه دلايلی باعث شده اند که از يک ماده يا طرح و روشی خاص برای محصول استفاده می کنيم و آيا اين دلايل هنوز معتبرند يا خير ؟

2 _ 4 : اندازه گيری ارزش ( تحليل کمی ارزش ) :

الف ) تحليل هزينة کارکرد به اين پرسش اصلی V.E. پاسخ می دهد که چه هزينه ای دربردارد ؟ هزينه های اين بخش به دو قسمت سخت، شامل هزينة مصالح و نيروی کار و نرم، شامل هزينه های دشواری کار يا خطر عدم موفقيت و نظاير اينها تقسيم می شوند.

برای تعيين هر يک از هزينه ها می توان ميانگين هزينه های برآوردشده توسط تيم را درنظرگرفت :

%C  =  (  %C1 +  %C2  + … +  %Cn  ) / n

%C = هزينة نسبی متوسط هريک از اجزا

%Ci = برآورد هزينة مصرف شده توسط تک تک اجزا

n = تعداد کل افراد رتبه بندی کننده هزينه ها

 

ب  ) استخراج اهميت يا بها : کارکردها از نظر بها و اهميت نيز مطالعه می شوند. از اصطلاح بها         ( Worth ) و روش تحليل بها معمولاً در کنار اقلام سخت افزاری استفاده می شود. از طرف ديگر اصطلاح اهميت و روشهای محاسبة آن غالباً به اقلام غير سخت افزاری مربوط می شود.

بها با تکنيک مقايسة هزينة خارجی به اين صورت تعريف و تعيين می شود : « کمترين هزينه ای که به طور يقين وظيفة مورد نظر را برآورده می کند و با مقايسة هزينة اجزا با هزينة اجزای مشابه خارجی که به طور يقين می تواند همان وظيفه را انجام ده، تعيين می شود. »

%I  =  (  %I1 +  %I2  + … +  %In  ) / n

%I = اهميت نسبی متوسط يکی از اجزا

%Ii = برآورد های انجام شده اهميت توسط تک تک شرکت کنندگان

n = تعداد کل افراد رتبه بندی کننده اهميت

تأکيد بر اين نکته ضرورت دارد که مقايسة کارکرد، چه برای بها باشد و چه برای اهميت يا هزينه، بايد در يک سطح از سلسله مراتب انجام شود؛ مثلاً در مورد پرگارالقا کردن گشتاور و جداکردن ساقها را برای محاسبة هزينه باهم مقايسه کرد. جداکردن ساقها در سطحی بالاتر قرار دارند و از چندين کارکرد مربوط به سطح پايين تر تشکيل می شود که يکی از آنها القای گشتاور است. اما جدار پايه ها را می توان با نگه داشتن علامتگذار و ديگر کارکردهای واقع در همان سطح مقايسه کرد.

 

ج  ) تعيين شاخص ارزش : به محض آنکه هزينه و بها به دست آمد، از آنها برای تعيين شاخص ارزش استفاده می شود :

هزينة مطلق / بهای مطلق = شاخص ارزش

Value Index  =  %I  /  %C

شاخص ارزش عددی بدون بعد است که امکان مرتب کردن کارکردها يا اقلام را به شخص می دهد. به طور کلی شاخص ارزش بزرگتر از 1 ، نشانة ارزش خوب است و شاخص ارزش کوچکتر از 1 می تواند نشانة وجود کارکرد يا جزئی باشد که به اصلاح و تغيير نياز دارد.

گاه برای بيان بهتر شاخص ارزش، وضايف اجزا را روی يک نمودار رسم می کنند که در آن محور افقی نشان دهندة هزينه و محور عمودی نشان دهندة سود است. به طور بديهی خط 45 درجه، نقطة سر به سر سود مساوی هزينه را نشان می دهد؛ بنابراين تمامی نقاط پايين تر از اين خط، کانديدهايی برای بررسی و بهبود هستند.

بايد توجه داشت اين که کداميک از اجزا را جهت بهبود انتخاب کنيم، بسيار مهم است. به دليل اتلاف وقت، انرژی، هزينه و . . . ، انتخاب تمام اجزا در سيستمهای بزرگ غير ممکن است. لذا بايد اجزايی برای بهبود انتخاب شوند که بهترين بهبودها را برای ما ايجاد می کنند.

 

3 . فاز تغيير، خلاقيت، ارتقای ارزش :

مرحله نوآوری، بخش خلاق فرآيند مهندسی ارزش و گامی حياتی در فرآيند طراحی است. فعاليتهای مربوط به اين مرحله متوجه فراهم آوردن طرق جايگزين برای انجام کارکردها است. نيروی عمدة اين مرحله در جهت پاسخگويی به اين پرسشها هدايت می شود :

1-   چه چيز ديگری اين کار را انجام می دهد؟

2-  چگونه می توان کارکردهای ثانويه را حذف کرد، اما همچنان کارکردهای اصلی را حفظ گردند؟

در حقيقت هدف از فاز خلاقيت، طرح و بيان ايده ها و راه حلهای گوناگون برای انجام هر عملکردی است که جهت بررسی انتخاب گرديده است. دو انديشه و طرز تفکر موفق را می توان برای اين فاز نام برد : اول آنکه قصد اين فاز، تصوير راه های طراحی يک محصول يا ارائه خدمات نيست؛ بلکه ايجاد راه هايی است برای ادامة فعاليتهايی که برای مطالعه انتخاب شده اند. دوم آنکه خلاقيت فرآيندی است ذهنی که تجارب قبلی را در هم ادغام کرده، تجربه ای جديد به ارمغان می آورد.

مقصود آن است که ترکيبی تازه شکل گيرد تا عملی با هزينة کمتر و عملکرد بهتر به اجرا درآيد.

روشهای زيادی برای ابداع و گردآوری آلترناتيوها وجود دارد که در شرايط گوناگون، بايستی روش مناسب را انتخاب کرد. برخی از اين روشها عبارتند از :

×      طوفان فکری

×      تکنيکهای گره اسمی

×      استفاده از چک ليست

×      روش به کارگيری کاتالوگها

×      روش تعيين خصوصيات

تجربه نشان داده است که در ابتدا روشهای ساده تر ( طی جمع اوری ايده های موجود ) مفيدتر است. هدف تمامی اين روشها حذف تفکرات منفی، شکوفا کردن تفکرات سازنده و جلوگری از فرهنگها و عادتها قديم است. به همين دليل هنگام خلق ايده های جديد بايد از هر نوع انتقاد خودداری شود و همة ايده های پيشنهادی ليست شوند.

 

4 . فاز ارزيابی :

در اين فاز ايده های ايجاد شده در فاز خلاقيت مورد قضاوت و بازبينی قرار گرفته، تصفيه و در صورت نياز ترکيب می شوند.

4 _ 1 : تحليل کيفی ارزش گزينه های جايگزين :

مرحلة ارزيابی متضمن يک فرآيند گزينش است که در آن انديشه های توليد شده در مرحلة نوآوری بررسی شده، تعداد کمی از آنها انتخاب می شوند. لذا آنها را با استفاده از روشهايی نظير " پارتو " ( مرتب کردن ارزشی گزينه ها ) مورد بررسی قرار می دهند. اصل اساسی، روش رأی دهی پارتو است و چنين فرض می کند که حدود 80% ارزش يک فهرست اقلام تقريباً به 20% آنها داده می شود. بنابراين از هر رأی دهنده خواسته می شودکه 20% اقلامی را که به نظرش مهم می رسد، انتخاب کند. سپس با در نظر گرفتن بيشترين تکرار، گزينه های دارای ارزش بيشتر تعيين می شوند. در روش مرتب کردن ارزشی گزينه ها هريک از پيشنهادها روی کارت جداگانه تقسيم شده، سپس با تقسيات متوالی دسته بندی می شوند.

 

4 _ 2 : تحليل کمی ارزش گزينه های جايگزين :

گروه انتخابی اقلامی که از پيش گزينش به دست می آيد، برای انتخاب دو يا سه نامزد برای ادامة کار مورد ارزيابی قوی تر قرار می گيرند. برای تحليل کمی ارزش می توان از همان روشهايی استفاده نمود که در تحليل ارزش وظايف بيان شد؛ اما روش قوي تری را برای اين کار توصيه نموده اند که به تحليل معيارها پرداخته است. در اين روش که برای ارزشيابی گزينه ها طراحی شده است، به هر يک از معيارها با خصوصيات وظيفه ها يک وزن اختصاص داده می شود. سپس در مورد هريک از گزينه ها نيز امتياز هر معيار مشخص می شود. در حقيقت تحليل معيار يک روش نمره گذاری ماتريسی است که به اختصاص نمره برای ارزيابی گزينه ها با توجه به شايستگی فردی آنها در مقايسه با مجموعه ای از معيارهای مهم برای مصرف يا کاربرد نهايی آنها به کار می رود. در نهايت با استفاده از رابطة زير ارزش هر يک از گزينه ها محاسبه می شوند :

å ( S × W ) = å W

S : نشان دهندة امتياز هر معيار

W : نشان دهندة وزن هر معيار

در پايان پس از اين که تحليل کمی ارزش گزينه های جايگزين انجام شد، گزينه های منتخب از لحاظ جنبه های امکان سنجی ( اقتصادی، فنی و . . . ) بررسی می شوند و تهايتاً گزارشی تهيه شده، به مديريت و تصويب کنندگان تحقيق ارائه می شود.

 

5 . فاز بررسی و توسعه :

گزينه هايی که در فاز ارزيابی به عنوان راه حلهای عملی برای مسأله مورد توجه قرار گرفتند، در اين فاز مورد بررسی قرار گرفته و راه حلهای عملی مورد توجه قرار می گيرند. اين فرآيند شامل بررسی دقيق فنی، اقتصادی، امکان سنجی گزينه های منتخب و همچنين، احتمال موفقيت برای اجرا می باشد. تغييرات ايجاد شده به صورت ضربدری کنترل می شوند تا اطمينان حاصل شود که نيازهای مصرف کننده برآورده شده است. اين امر برای اطمينان از طرح از نظر فنی و شرايط کيفيتی،قابليت اطمينان، دوام، ايمنی لازم و . . . ضروری است.

از اهداف اين فاز انتخاب و ارائه بهترين راه های ثانويه برای بهبود ارزش است. اطلاعاتی که توسط مدير هر گروه ارائه می شود شامل اطلاعات تکنيکی، هزينه و جدول زمان بندی است که به صورت حرفه ای به طراح و مدير پروژه اجازه می دهد که موارد را ارزيابی نموده تا به نتيجه دلخواه برسد. همچنين، از ديگر متخصصين مطمئن در صنايع ديگر نيز جهت مشاوره دعوت می شود. برای اين فاز می توان مراحل زير را برشمرد :

1-  از راه حلی که دارای بيشترين ارزش است شروع نموده، سپس تجزيه و تحليل سود و کاربرد نيازها شامل تخمين هزينه های اوليه، هزينة چرخة عمر، هزينه های ريسک و عدم اطمينان برشمرده در مورد راه حل ارائه شده را در نظر گرفت.

2-   تجزيه و تحليل سود اجزا بايد در نظر گرفته شود.

3-   برای هريک از راه های پيشنهادی اطلاعات فنی زير گردآوری شود :

1_3 : نوشتن شرح طرح اوليه

2_3 : رسم طرح اوليه و راه حلهای ثانوی مورد نظر

3_3 : تهية اطلاعات و داده های مربوط به هزينه و کارايی که به روشنی تفاوت بين طرح اوليه و راه حلهای ثانويه را مد نظر قرار داده باشد.

4_3 : زمان بندی

 

4-   تهيه طرح اجرايی شامل برنامه زمان بندی مفروضات گروه و نيازهای مديريت.

 

6 . فاز اجرا :

اين مرحله با آماده سازی و ارائة توصيه های گروه مهندسی ارزش به مديريت ارتباط دارد. گزارشی حاوی توصيف پيشنهادات و فهرستی از برنامه های پيشنهادی برای اقدامات اجرايی تهيه می شود. برای به حداقل رساندن نفی يا ردشدن گزارش بايد نهايت دقت به عمل آيد. برای اين منظور چنانچه تصميم گيرنده نهايی به عنوان يکی از اعضای تيم حضور داشته باشد، قبول تغييرات توسط وی ساده تر خواهد بود. در صورتی که امکان حضور تصميم گيرنده به عنوان يکی از اعضای تيم وجود نداشته باشد، بايد در فواصل زمانی معين وی را از نتيجة مطالعات آگاه نمود تا مقاومت وی در برابر تغييرات کاهش يابد.

در پايان تحقيق بايد در صورتی که اجرای نتايج تحقيق به عهدة گروه ديگری باشد، تيم مهندسی ارزش بايد نتايج تحقيق را به طور دقيق برای مجريان بيان کند و اعضای تيم علاوه بر ارائة گزارشهای مفصل برای کمک به اجرای نتايج تحقيق در دسترس باشند.

7 . فازمميزی :

برای اطمينان از نتايج ضروری است که تغييرات مهندسی ارزش را از طريق يک منبع مستقل مميزی شود و تا زمانی که اين عمل صورت نگرفته باشدف پروژه بسته نمی شود.

فرآيند مميزی برای موفقيت مستمر برنامه های مهندسی ارزش سازمان ضروری است. مديريت مسؤول انتصاب فرد يا افرادی برای اين کار است.

اهداف مميزی :

1-   ارزيابی نتايج

2-   تأييد نتايج در صورت نياز

3-  بررسی پروژه به منظور شناسايی مشکلاتی که به وجود آمده و توصيه های لازم برای تصحيح در پروژه بعدی.

 

نتيجه گيری :

مهندسی ارزش مجموعه ای از گامهای مرتبط و سازمان يافته است که می توان تعبير فرآيند را به آن اطلاق کرد. فرآيند مهندسی ارزش به قصد شناسايی کارکردهای مهم يک محصول، خدمت و روش مناسب ايجاد آن کارکردها انجام می گيرد. هدف از اجرای مهندسی ارزش استفاده از راه حلهای خلاقانه برای کاهش در قيمت تمام شده محصول يا خدمت بدون واردشدن خدشه به مشخصات کيفی آن است.

در حقيقت در مهندسی ارزش، تغيير از ارزش توليدکننده گرا به ارزش مشتری گرا به عنوان پيش فرض اصلی قرار گرفته است. اين قابليت مهندسی ارزش را به يک ابزار مديريتی کارآمد در کسب موقعيتهای برتر رقابتی تبديل نموده است.

منابع :

1-  مجموعه مقالات نخستين سمينار ملی مهندسی ارزش، شهريور 1380، دانشگاه صنعتی امير کبير.

2-  محمد سعيد جبل عاملی، عليرضا ميرمحمد صادقی، مهندسی ارزش، انتشارات فرات، خرداد 1380

3-     فصلنامه مهندسی صنايع و سيستم، مصاف، سال هفتم شماره 23، زمستان 1380

4-     مهندسی ارزش در اجرا و بهره برداری، مهاب قدس

5-     فيلم مهندسی ارزش ( سازمان بهره وری ملی ايران )

6-     مجله روش، سال هفتم، شماره 45، مقاله مهندسی ارزش

7-  ميترا تيموری، زهرا ملک محمدی، تجزيه و تحليل مهندسی ارزش، پايان نامه تحصيلی، 80.

8-     http://www.valuefunction.org

9-     Artur E.Mudge "Value Engineering",Mcgraw Hill, 1981, P.4. 

 

+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:11 |