تبليغاتX
TOTAL QUALITY MANAGEMENT

بکارگيري رويکرد شش سيگما در حمايت از خط مشي و استراتژي

مقدمه:

هدف از اينبتسا شش سيگما مقاله ارائه رويکردي جهت ايجاد يکپارچگي و همسوئي بين استراتژي هاي سازمان با پروژه هاي شش سيگما مي باشد. در اولين قسمت از مقاله طرحريزي استراتژيک با استفاده از الگوي جامع مديريت استراتژيک تشريح مي گردد. بدين ترتيب قسمت دوم مقاله بر روي جاري سازي استراتژي ها متمرکز مي شود. براي دستيابي به هدف اين قسمت، از ابزار کارت امتيازي متوازن(BSC) استفاده خواهد شد. قسمت سوم مقاله با استفاده از ابزار گسترش وظايف کيفيت (QFD) و خانه کيفيت بعنوان يکي از ابزارهاي قوي و شناخته شده جهت ترجمه صداي مشتري به زبان فني و تخصصي سازمان، اين مهم را به انجام مي رساند. در اين قسمت با انجام محاسبات ماتريسي اهداف کمي تعيين شده در وجه مشتريان به معيارها و اهداف کمي فرآيندهاي داخلي سازمان تبديل مي شود. قسمت جهارم مقاله استفاده از روش شش سيگما را جهت دستيابي به اهداف کمي تعيين شده در وجه فرآيندهاي داخلي تشريح مي نمايد. در ادامه اين قسمت با مثال خدمات پس از فروش خودروساز، مراحل اجراي يک پروژه شش سيگما بطور کامل تشريح مي گردد.

کلمات کليدي:برنامه ريزي استراتژيک، کارت امتيازي متوازن(BSC)، گسترش کارکردهاي کيفيت(QFD)، شش سيگما(5S)

نويسندگان:دکتر رسول نورالسناء، علي تقي زاده هرات (گروه مهندسي صنايع دانشگاه ازاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات)

pdf دانلود متن کامل مقاله . . . (اين مقاله 15 صفحه pdf و با حجم 1464 کيلوبايت مي باشد)

استفاده از روش ارزيابي متوازن به عنوان پيش نيازي براي شش سيگما: مطالعه موردي در صنعت فولاد

چکيده:

روش ارزيابي متوازن وسيلهاستفاده از روش ارزيابي متوازن به عنوان پيش نيازي براي شش سيگما: مطالعه موردي در صنعت فولاد مفيدي براي وضوح دورنما و استراتژي سازمان مي باشد، که اين استراتژيها را از چهار وجه بررسي مي کند. اين مقاله به بررسي روش ارزيابي متوازن به عنوان پيش نياز متدولوژي شش سيگما در اجرا و انتخاب هر چه بهتر پروژه ها مي پردازد. و به بررسي وجوه روش ارزيابي متوازن (اهداف مالي، مشتريان، فرآيندهاي مهم و کليدي در موقعيت سازمان، يادگيري و رشد) پرداخته و مبنايي براي پيشنهادات مربوط به ارتباط شش سيگما و روش ارزيابي متوازن ارائه مي دهد.

کلمات کليدي: روش ارزيابي متوازن، شش سيگما، DMAIC، صنعت فولاد

نويسندگان: سيد علي گجراتي، دکتر حسن حسيني نسب، وحيد الماسي از شرکت مهندسي بازرگاني بتسا (ارائه در نخستين کنفرانس بين المللي شش سيگما)

 دانلود کامل مقاله ... (اين مقاله 14 صفحه PDF شده و با حجم 214 KB مي باشد.)

به کارگيري شش سيگما و متدولوژي ناب به صورت يکپارچه

چکيده:

امروزه شش سيگما به عنوانبه کارگيري شش سيگما و متدولوژي ناب به صورت يکپارچه روشي شناخته مي‌ شود که داراي اصولي نيرومند و ابزارهاي آماري توانا براي کشف علل ريشه اي به منظور حذف ضايعات و کاهش تغييرات است. از سوي ديگر با به کارگيري متدولوژي ناب در پي بهبود سريع جريان ارزش افزا و حذف اتلافات در سازمان هستيم. ترکيب دو متدولوژي شش سيگما و ناب، سازمان را قادر خواهد ساخت تا از روشي قدرتمند سود برد که هم داراي ابزارهايي کاربردي براي جمع آوري داده ها و حل مشکلات است و هم توانايي تسريع در بهبود فرآيند را دارد.

 

کلمات کليدي: شش سيگما، متدولوژي ناب، بهبود فرآيند، کاهش انحرافات، حذف اتلافات

نويسندگان: دکتر کامران رضايي(استاديار دانشگاه تهران) و حامد نعمتيان (دانشجوي کارشناسي ارشد مهندسي صنايع دانشگاه تهران)

جهت دریافت متن انگلیسی کلیک راست کرده و save target as... را کلیک کنید دانلود متن کامل مقاله . . .   (اين مقاله 14 صفحه PDF شده و با حجم 161 KB مي باشد.)

نخستين گام براي دستيابي به تعالي در کيفيت و بهره وري

چکيده:

هر سال واژه هاي جديدي در عرصه کيفيت و بهره وري متولد مي شوند واژه هايي که برخي اشاره به بنيان هاي اين علم داشته و برخي صرفا پرطمطراق و دهان پرکن، جنبه تبليغاتي براي شرکتهاي مشاوره مديريت دارند. در اين بين اغلب مديران ايراني، غافل از تقدم/ تاخر و چيستي اين سيستم هاي مديريتي، يکي را براي دستيابي به کيفيت و بهره وري برتر بر مي گزينند تا شايد وصال مقصود حاصل شود. در اين مقاله سعي خواهد شد اولين و مهم ترين گام در اين مسير از نظر اساتيد مديريت معرفي گردد.

کلمات کليدي: سيستم هاي برتر کيفيت و بهره وري، بهبود مستمر، توليد بهنگام، توليد ناب، نظام پيشنهادها

pdf دانلود متن کامل مقاله . . . (این مقاله11 صفحه PDF فارسی وحجم 265 کيلو بايت (KB) مي باشد.)

متدولوژي براي بکارگيري همزمان کارت امتياز متوازن و مدل تعالي کيفيت اروپايي بوسيله ابزارهاي MADM , SWOT , QFD

چکيده:

در مبحث مديريت عملکرد، کارت امتياز متوازن چارچوبي را براي سنجش و مديريت استراتژيک سازمان فراهم مي آورد. در اين چارچوب استراتژيهاي سازمان، به اهداف استراتژيک در وجوه کارت امتيازي متوازن ترجمه مي شود. مدلهاي سرآمدي با رويکردي ديگر، سعي در بهبود عملکرد سازماني دارد.

کارت امتياز متوازن در حوزه برنامه ريزي استراتژيک وارد مقوله سيستم مديريت عملکرد شده است. مدل EFQM بر مبناي TQM وارد مقوله سيستم مديريت عملکرد شده است. تلفيق EFQM و BSC پيوند دادن دو حوزه برنامه ريزي استراتژيک و مديريت کيفيت فراگير در مقوله مديريت عملکرد است. در اين مقاله ما متدلوژي براي بکارگيري همزمان مدل EFQM و مدل BSC براي بهبود عملکرد سازمان ارائه مي دهيم. در اين مقاله با استفاده از آناليز SWOT و BSC استراتژي سازمان تعيين مي شود و پس از آن بوسيله تلفيق مدل EFQM و QFD و BSC به استراتژيها امتياز داده مي شود و با استفاده از مدل MADM استراتژيها رتبه بندي ميشوند و در پايان بوسيله آزمون فرض بهبود عملکرد سازمان تست ميشود.

کلمات کليدي: مدل تعالي اروپايي، کارت امتياز متوازن، مديريت عملکرد، مديريت کيفيت جامع

نويسنده: مجتبي اکبريان - دانشجوي کارشناسي ارشد مهندسي صنايع

pdf دانلود متن کامل مقاله . . . (این مقاله11 صفحه PDF فارسی وحجم 175کيلو بايت (KB) مي باشد.)

COQ هزینه يابي‌ کيفيت

امروزه قيمت و کيفيت از مهمترين مزيتهاي‌ رقابتي‌ در صنايع به شمار مي‌ آيد. از اين رو بررسي رابطه بين اين دو مزيتcoq رقابتي‌ در سالهاي‌ اخير بسيار مورد بحث بوده است. اينکه بدي کيفيت چه تاثيري‌ بر قيمت محصولات و متعاقبا درآمد شرکت خواهد داشت و نيز براي‌ رسيدن به کيفيت مطلوب بايد چه قدر هزينه کنيم ، بحث هزينه يابي‌ کيفيت را جايگاهي‌ ويژه بخشيده است.

هزينه يابي‌ کيفيت از مباحث جديد مديريتي‌ است که مي‌ تواند وضعيت و عملکرد شرکت را از ابعاد مختلف مانند حسابداري‌ بهاي‌ تمام شده، کنترل کيفيت، تعميرات و نگهداري،‌ زنجيره تامين، مديريت توليد و ... نشان دهد و با تهيه ترازنامه کيفيت در شرکت و مقايسه روند هزينه هاي‌ کيفيت مي‌توان هزينه کيفيت در شرکت را کنترل و بهبود بخشيد.

کلمات کليدي: هزينه يابي‌ کيفيت، هزينه هاي‌ شکست، هزينه هاي‌ ارزيابي‌ و طرح ريزي‌ و پشتيباني

تهيه کنندگان: جمشيد اقبال پور و علي‌ اصغر رجبي‌ از معاونت طرح و برنامه شرکت پارس خودرو

براي دريافت متن مقاله مورد نظر ، بر روي متن کليک کنيد. دانلود متن کامل مقاله . . .   (اين مقاله 11 صفحه PDF شده و با حجم  134 KBمي باشد.)

+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 و ساعت 10:29 |

سازماندهی چیست:

انواع مختلف سازماندهی 
روش های بسیار متفاوتی برای دسته بندی سازمان ها هست ؛ سازمان رسمی و سازمان غیر رسمی .


سازمان رسمی وغیر رسمی :

سازمان رسمی را مسؤلین به طور قانونی بنیانگذاری و تصویب می کنند و در آن تعداد مشاغل ، حدود وظایف و اختیارات و چگونگی انجام آن مشخص می شود . ساختارهای رسمی در واقع تخیلی هستند زیرا سازمان آن گونه که پیش بینی عمل نمی کند ؛ اما سازمان های غیررسمی بیانگر حالت واقعی است، یعنی چگونگی عمل سازمان را به طور واقعی نشان می دهد . بعد از انکه ساختار رسمی ایجاد می شود ، سازمان غیر به طور طبعیی در چارچوب آن پدیدار میگردد؛ سازمان غیر رسمی حاصل تعامل اجتماعی مداوم است و ساختار رسمی تعدیل ، تحکیم یا گسترش می دهد .

 

سازماندهی چیست؟

  .تصمیم گیری برای چگونگی گروه بندی بهتر فعالیتها و منابع سازمانی  


  . قطعات سازنده سازمانی چیستند؟

 - ساختار سازمان:

 . نحوه قرارگیری عناصری که می تواند به یک سازمان شکل دهد.


چرا باید یک سازمان را سازماندهی کرد؟

سازماندهی ساز وکار هماهنگی را بیان می نماید . از آنجایی که کلیه عناصرساختاری شرکت و این که چگونه این عناصر کنار هم عمل می کنند در مدیریت کل سازمان کاربرد دارد. 


اهمیت سازماندهی

  . شفافیت سازی

  . تقسیم بندی

  . آماده سازی

  . ایجاد تشکیلات

  . توسعه

  . مرتبط سازی  

 . استقرار اختیار


سازماندهی به سمت تصمیم گیری پیش می رود

  . تصمیم گیری یک قسمت از طراحی است که باعث انتخاب یک سری از کارها می شود. 

  . وقتی مدیریت فعالیتها را سازماندهی می کند فعالیتها هماهنگ می شوند.


ساختار سازمانی

  . قطعات ساختمانی یک سازمان را به وجود می آورند.

  . یکی از کارهای مدیر دانستن نحوه قرار دادن صحیح قطعات کنار یکدیگر است.


طراحی مشاغل

- طراحی شغل:  

. تعیین مسئولیتهای وابسته به کار هر فرد.

کلیه وظائف به چه اجزایی شکسته می شوند؟


  . تخصیص شغل: 


  -- درجه ای که طبق آن کلیه وظائف سازمان شکسته و به اجزای کوچکتر تقسیم می شود.  


پنج جایگزین برای تخصیص شغل


  گردش شغل:


  -- شامل گردش منظم کارمندان از یک شغل به شغل دیگر است. 


  افزایش حیطه شغل:


  -- شامل افزایش تعداد وظائفی که کارمند به عهده دارد.


  تقویت شغل:


  -- شامل افزایش هم در تعداد وظائفی که کارمند انجام می دهد و هم در کنترل و دقتی که روی شغلش انجام 

میدهد.
ادامه جایگزینها


سمت دهی مشخصات شغلی:

  -- پیشنهاد میکند که مشاغل حول یک محور پنج بعدی تشخیص و تقویت شوند و هم سیستم کاری و هم سلائق کارمندان در نظر گرفته شود.  


کار گروهی:

  -- به یک گروه کامل اجازه می دهد که یک سیستم کاری را به منظور انجام یک سری کارهای مرتبط طراحی کند.


سمت دهی مشخصات شغلی


 . این یک جایگزین تخصیص شغل است. این سمت دهی پیشنهاد می کند که مشاغل حول یک محور پنج بعدی تشخیص و تقویت شوند:  

  -- تنوع مهارتها

  -- هویت کار

  -- اهمیت کار

  -- خودکاری

  -- بازخوراند

سمت دهی مشخصات شغلی


گروه بندی مشاغل: بخش سازی

 تعریف آن چیست؟

  -- فرآیند گروه بندی مشاغل با ترتیب منطقی.

 بخش سازی عملکردی:

  -- گروه بندی مشاغل طوری که فعالیتهای یکسان یا مشابه را در برگیرد.

 بخش سازی بر اساس تولید:

 -- گروه بندی فعالیتها براساس تولیدات یا گروههای تولیدات.

پایه های بخش سازی:

اشکال دیگر بخش سازی

  . بعضی سازمانها فعالیتهای معینی را از روی:  

  -- زمان

  -- توالی  

 تقسیم بندی می کنند.

ملاحظات دیگر

  . گاهی بخشها به نامهای دیگری خوانده میشوند از قبیل:

  -- قسمت.

  -- واحد.

  -- دایره.

  -- دفتر.


ارتباطات شغلی و سطوح گزارش دهی

 . به روشن شدن چه چیزهایی نیازمندیم؟  

  -- سلسله مراتب:

  . سطوح دقیق و روشن اختیار در تمام قسمتهای سازمان.  

  -- محدوده مدیریت:

  . تعداد کسانی که به هر مدیر گزارش می دهند.

 

مقایسه سازمانهای افقی و عمودی

  . چه تفاوتی دارند؟  

  -- ساختار سازمانی افقی منجر به روحیه بالاتر و تولید بیشتر کارکنان می شود  

  -- ساختار سازمانی عمودی به دلیل نیاز به مدیران بیشتر گرانتر است.


عوامل موثر در محدوده مدیریت

  . صلاحیت ناظر و واحدهای تابعه. 

  . پراکندگی واحدهای تابعه و زیردستان.

  .وسعت محدوده کار بدون نظارت

  . درجه نظارت لازم.

  . وسعت محدوده اقدامات استاندارد.

  . شباهت وظائف.

  .تکرر ایجاد مسایل و مشکلات جدید. 

تخصیص اختیارات: یک واحد ساختاری مهم


  . اختیار:  

--قدرتی که به طور قانونی توسط سازمان داده می شود.


  . تفویض اختیار:

  -- فرایندی که توسط ان مدیران قسمتی از بار کاری خود را به دیگران واگذار می کنند.  


متمرکزسازی و تمرکززدایی چه اختلافاتی دارند؟  

  -- تمرکززدایی:

  . مراحل مشخص تفویض اختیار و قدرت به مدیران سطوح میانی و پایینی در سراسر سازمان. 

  -- متمرکزسازی:

. مراحل مشخص نگهداری اختیار و قدرت در سطوح بالای مدیریت.


فعالیتهای هماهنگ سازی

. هماهنگ سازی چیست؟

  -- مراحل پیوند فعالیتهایبخشهای مختلف سازمان. . 


ضرورت هماهنگ سازی چیست؟

  -- سیستمها باید به سمت فعالیتهایی در هر بخش تمرکز یابند که در جهت دستیابی به اهداف سازمان باشند.

سه شکل اصلی وابستگی بین بخشی

1- وابستگی بین بخشی عمومی:

  -- وقتی واحدها با کمترین تداخل عمل می کنند و خروجی انهابه سادگی درسطح سازمانی انباشته و استفاده می شود.

2- وابستگی بین بخشی متوالی:

  -- وقتی خروجی یک واحد ورودی واحد دیگری باشد.

3- وابستگی بین بخشی متقابل:

  -- وقتی فعالیتها به طور دو جانبه در جریان باشند.

 

روشهای ساختاری هماهنگ سازی

  - سلسله مراتب مدیریتی.  

 - قوانین و روشها.  

  - نقشهای رابط.

  - نیروی کار.

 

اختلاف رده شغلی و موقعیت شغلی چیست؟

رده شغلی:

-موقعیت مستقیمی در سلسله مراتب که مسئول انجام اهداف سازمانی است.

موقعیت شغلی:  

 موقعیتی که مسئول ایجاد و فراهم کردن تجربه و اگاهی و حمایت برای رده شغلی است.

 

مديريت استراتژيك :

توجه به محيط، آگاهي از تاثير متغيرهاي محيطي و ارائه‌ چشم اندازي از فعاليت آينده براي سازمان‌ها، لزوم آمادگي براي برخورد با تغييرات مداوم را توجيه مي كند. وجود عدم قطعيت هاي محيطي (Uncertainities) در مسايل سازماني به لحاظ مبهم بودن و طبيعت احتمالي رخدادهاي آتي و آمادگي سازمان‌ها جهت تغيير، برخوردي متفاوت با تغيير، نوع تصميمات‌، عوامل جديد مؤثر بر تصميم‌گيري و قطعيت در مورد تغييرات آينده، توجه به استفاده از مدل مديريت استراتژيك را افزون تر مي كند. 

 تعريف مديريت 
در باره‌ تعريف مديريت اتفاق نظر خاصي در دست نيست و صاحبنظران و نظريه پردازان علم مديريت با اهداف و سوگيري‌هاي گوناگون، تعاريف متفاوتي ارائه كرده‌اند.
- مديريت عبارتست از: هنر انجام كار به وسيله‌ ديگران (فالت،1924).
- فراگرد تبديل اطلاعات به عمل؛ اين فراگرد تغيير و تبديل را تصميم گيري مي ناميم(فوستر،1967). 
- فراگرد هماهنگ‌سازي فعاليت فردي وگروهي در جهت هدفهاي گروهي (دانلي و همكاران،1971).
- فراگرد برنامه ريزي، سازماندهي، رهبري و نظارت كار اعضاي سازمان و استفاده از همه‌ منابع موجود سازماني براي تحقق هدفهاي مورد نظر سازمان (استونر و همكاران،1995).
تعريف عملياتي(Operational definition)، مفهوم مديريت را با رعايت ملاكهاي عيني منوط مي‌سازد. از اين رو، اگر در موقعيتي ملاكهايي شامل فعاليت منظم و سازمان يافته، هدفها، روابط ميان منابع، انجام كار به وسيله‌ ديگران و تصميم گيري برقرار باشد، مي‌توان گفت در آن موقعيت ،مديريت اعمال مي شود (كلاندوكينگ،1972).


استراتژي
بد نيست ابتدا به ريشه‌ لغوي استراتژي اشاره شود. واژه‌ استراتژي(Sterategy)از ريشه‌ يوناني strategema به معناي فرمانده‌ ارتش، مركب از stratos به معني ارتش و ago به معناي رهبر گرفته شده است.مفهوم استراتژي ابتدا به معناي فن، هدايت،تطبيق و هماهنگ‌سازي نيروها جهت نيل به اهداف جنگ در علوم نظامي بكار گرفته شد. در جاي ديگر استراژي بدين شكل تعريف مي‌شود: «استراتژي (Strategy) مجموعه اي از اهداف اصلي و سياستها و برنامه هاي كلي به منظور نيل به اين اهداف است به گونه اي كه قادر به تبيين اين موضوعات باشد كه در چه كسب و كاري (Business) و چه نوع سازماني فعاليت مي كنيم و يا مي خواهيم فعاليت نماييم.»
تعريف ديگري هم از استراتژي مي توان ارائه كرد: « استراتژي يك برنامه واحد ، همه جانبه و تلفيقي است كه محاسن يا نقاط قوت اصلي سازمان را با عوامل و تغييرات محيط مربوط مي سازد و به نحوي طراحي مي شود كه با اجراي صحيح آن از دستيابي به اهداف اصلي سازمان اطمينان حاصل شود».
سپس نظريه پردازن علم مديريت، استراتژي را چگونگي تخصيص مطلوب منابع كمياب،جهت رسيدن به اهداف اقتصادي تعريف كرده اند. استراتژي تعيين كننده‌ زمينه هاي فعاليت در محيطي پيچيده و پويا و ابزاري است كه به عنصر انساني در يك نظام سازماني حيات بخشيده و افراد را به حركت وا مي‌دارد.آنسوف(‌Ansoff) به عنوان اولين دانشمندي كه استراتژي را به شكل جامع و معنادار توضيح داد، معتقد است كه هر قدر بين اهداف و فعاليت هاي فعلي سازمان سازگاري بيشتري وجود داشته باشد، نرخ رشد و توسعه بزرگتر و منظم تر خواهد بود.
شاندلر(Chandler,1962) استراتژي را به اين صورت تعريف مي‌كند: 
استراتژي عبارت است از يك طرح واحد، همه جانبه و تلفيقي كه نقاط قوت وضعف سازمان را با فرصت‌ها و تهديدهاي محيطي مربوط ساخته و دستيابي به اهداف اصلي سازمان را ميسر مي‌سازد.
اندروز(Andrews ،1971)مي‌گويد: استراتژي عبارت است از الگوي منظورها، مقاصد، اهداف، خط مشي‌هاي اصلي و طرحهايي جهت دستيابي به اهداف.
ميتزبرگ(Mintzberg) تعريف كوتاهي راجع به استراتژي ارائه داده است.از نظر وي استراتژي عبارت است از الگوي به جريان انداختن تصميمات. در حال حاضر نيز در زبان فارسي واژه‌ استراتژي را از نظر لغوي راهبرد معني مي‌كنند.


مديريت استراتژيك
مديريت عبارت است از فرايند تضمين دستيابي سازمان به فوايد ناشي از به كارگيري استراتژي‌هاي مناسب.طبق اين بيان، يك استراتژي مناسب مطابق با نيازمندي‌هاي يك سازمان در زمان مشخص تعريف مي‌شود.فرايند مديريت استراتژيك شامل شش گام متوالي و مستمر است:
1- تجزيه و تحليل محيطي
2- پايه گذاري جهت‌گيري سازماني
3- هدف‌گذاري 
4- تعيين و تدوين استراتژي‌ها
5- بسترسازي و اجراي استراتژي‌ها
6- كنترل استراتژي‌ها 


  


 همانگونه كه از نمودار برمي‌آيد، يك مدير استراتژيست بايد هم به برنامه‌ريزي و هم به كنترل بپردازد، چرا كه تنها يك غيرمدير بدون برنامه‌ريزي، سعي در كنترل فعاليت‌ها مي‌كند. لذا فرايند مديريت استراتژيك به صورت زير تعريف مي‌شود: «مديريت استراتژيك عبارت است از هنر و علم فرمول‌بندي، اجرا و ارزيابي تصميمات چندبعدي-با تاكيد بر يكپارچه‌سازي عوامل مديريت ، بازاريابي، امور مالي، توليد يا خدمات، تحقيق و توسعه وسيستم‌هاي اطلاعاتي و غيره- جهت رسيدن به اهداف سازماني.»


- تجزيه و تحليل محيطي:
- عبارت است از مطالعه‌ محيط سازمان در راستاي شناسايي عوامل محيطي كه بر عملكرد سازمان تاثير به سزايي دارند. مديران هر از چندگاه به منظور درك بهتر رويدادهاي درون سازماني و برون سازماني از يك سو و افزايش تناسب استراتژي‌هاي اتخاذشده با محيط سازماني از سوي ديگر، اقدام به تجزيه و تحليل محيطي مي‌نمايند. يك مدير براي تجزيه و تحليل كارآمد ومؤثر محيط سازماني بايد از ساختار محيط سازمان آگاهي داشته باشد. محيط سازماني معمولاٌ در سه سطح عمومي ، عملياتي و دروني دسته‌بندي مي‌شود.


- پايه‌گذاري جهت‌گيري‌هاي سازماني:
 اكنون مديران با بهره‌گيري از نتايج تجزيه و تحليل محيطي اقدام به تعيين جهت‌گيري‌هاي سازماني مي‌نمايند. چهار عنصر اساسي در همين راستا «ماموريت سازماني» (organizational mission )، «چشم انداز سازماني» (Organizational Vision)، «ارزشهاي سازماني» ( Organizational Values) مي‌باشند.اين سه مفهوم به منزله‌ اتصال دهنده‌ عناصر سازماني بوده، بيانگر ماهيت، چگونگي و نحوه‌ جهت‌گيري‌هاي سازماني هستند. 
مأموريت، معادل فلسفه‌ وجودي، ارزش ها، به منزله‌ اصول اعتقادي ديرپا و اساسي و چشم انداز، حكم تصوير زنده‌ سازمان در آينده اي تعريف شده را دارد. اما وقتي دو يا چند نفر گرد هم مي‌آيند تا با يكديگر همكاري كنند، به تلاش مضاعفي براي رسيدن به اين موارد نياز است. براي اينكه يك گروه بتواند بهينه عمل كند، مي بايست به ارجحيت‌ها، اولويت ها، دغدغه ها و ذهنيات همگي آنها توجه شده باشد. به عبارت ديگر يك مدير استراتژيست مي بايست براي ايشان شرايطي را فراهم آورد كه افراد بتوانند عقيده‌ها و تصميمات خود را در مورد ارزشها، مأموريت و چشم انداز خود و سازمان با هم مبادله كنند.


- هدف گذاري: 
براي كلمه‌ « هدف»(objective) در متون مديريتي تعابير بسياري وجود دارد و البته در خارج از كتب مديريتي نيز به معناي مختلفي استفاده مي شود. حتي شايد بتوان ادعا كرد كه در مورد آن بيش از هر مفهوم برنامه ريزي بحث و نظر وجود داشته است. تعريف اسكات (scott) از هدف به شرح زير است:
« اهداف» ، بيان كننده‌ منظور (purpose) برنامه ريزي در طرح ها و برنامه ها هستند.آنها در چارچوب فرايند برنامه ريزي تدوين شده، ايده هاي مبهم و تجربي را به منظورها و نتايج مشخص تبديل مي‌كنند. هدف‌گذاري جزء لاينفك يك برنامه‌ريزي است ، اگرچه ممكن است اهداف به صورت نا آگاهانه تعريف شده باشند.
اهداف سازماني مقاصدي هستند كه سيستم مديريت باز در جهت آنها حركت مي كند. ورودي ها، فرايندها و خروجي‌هاي يك سازمان همگي در راستاي رسيدن به اهداف عمل مي كنند. اهداف سازماني مناسب منعكس كننده‌ منظور يك سازمان هستند. به عبارت ديگر مستقيما ً از مأموريت سازمان منتج مي شوند. سازمان ها براي منظورهاي متفاوتي وجود دارند و بنا براين داراي اهداف خاصي هستند.
«آنسوف» به اهداف به منزله‌ ابزارهاي تصميم گيري خاصي نگاه مي كند كه مديريت را به سمت ارزيابي عملكرد سازمان در رسيدن به منظورها سوق مي‌دهد. طبق نظر « دراكر» هر سازمان مي تواند اهداف متعددي داشته باشد. در اين راستا از ديدگاه «هامبل» (Humble) مديريت بر يك سازمان ميسر نيست، مگر با مديريت بر اهداف سازمان، شامل برنامه ريزي براي رسيدن به اهداف مورد نظر، اجراي فعاليت‌هايي در راستاي رسيدن به اهداف مورد نظر، بررسي نحوه‌ عملكرد در رسيدن به اهداف و در نهايت اقدام اصلاحي براي دستيابي كارآمد و اثربخش‌تر به اهداف سازماني اين نظريه امروزه به عنوان «مديريت ازطريق اهداف» يا‹Management by objective-MBO› مطرح است.


- تعيين و تدوين استراتژي ها:
مديران پس از تجزيه و تحليل محيط، تعيين جهت گيري سازماني و تعريف مأموريت، ارزشها، چشم انداز و اهداف سازماني آماده‌ تعيين استراتژي هاي سازماني مي باشند. تعيين استراتژي عبارتست از فرآيند تعيين زمينه هاي عملكرد مناسب جهت دستيابي به اهداف سازماني در راستاي مأموريت و فلسفه‌ وجودي سازمان. به عبارت ديگر استراتژي‌ها مي‌بايست تحليل‌هاي محيطي را منعكس كرده و منتج به رسيدن به مأموريت و اهداف سازماني شوند. روشها و مدلهاي تعييين استراتژي به تبع مديريت استراتژيك، ازيك تكنيك و دستورالعمل خاص پيروي نكرده، هريك حاوي يك مفهوم و يك بينش هستند. در اين راستا مدل‌هاي برنامه ريزي استراتژيك بسياري موجود مي باشند كه انتخاب آنها با توجه به ماهيت شركت، وضعيت صنعت مربوطه و شرايط محيطي صورت مي پذيرد. بنابراين مي‌توان ادعا كرد كه در هر شركتي كه مديريت استراتژيك پياده شده است، يك مدل برنامه‌ريزي استراتژيك منحصر به فرد به كار رفته است كه در آن عملاً از يك يا چند مدل برنامه ريزي استراتژيك كلاسيك استفاده شده است. 


- بسترسازي و اجراي استراتژي ها:
بسترسازي و اجراي استراتژي ها پنجمين مرحله از فرايند مديريت استراتژيك است كه استراتژي هاي تدوين شده را به مرحله‌ اجرا مي گذارد. اما بسترهاي كارآمدي كه مديران بنا نهاده اند، بدون يك اجراي منظم و برنامه ريزي‌شده عملاً بي‌فايده است. جهت اجراي موفقيت آميز استراتژي ها به چهار مهارت بنيادين نياز است:
الف) مهارت تعامل (Intracting skill) : كه عبارتست از توانايي اداره كردن افراد طي اجراي استراتژي. مديراني كه ترس ها و نااميدي هاي سايرين در رابطه با اجراي يك استراتژي جديد را درك مي كنند، آمادگي اين را دارند كه بهترين اجرا كننده باشند. اين مديران تأكيدشان بر اعضاي سازمان و گفتگو براي يافتن بهترين روش به اجرا درآوردن استراتژي است.
ب) مهارت تخصيص(Allocating skill) :كه عبارتست از توانايي تهيه و تدارك منابع سازماني ضروري براي اجراي يك استراتژي. مجريان موفق استراتژي ها داراي استعداد زيادي در برنامه ريزي امور، بودجه بندي مالي و زماني و تخصيص ساير منابع بحراني مي باشند. 
ج) مهارت نظارت monitoring skill) ) :كه عبارتست ار توانايي استفاده از اطلاعات براي مشخص كردن اين امر كه آيا مانعي بر سر اجراي استراتژي به وجود آمده است يا خير.
مجريان استراتژي ها در صورتي موفق مي‌شوند كه سيستم‌هاي بازخور اطلاعاتي بوجود آورند و پيوسته از وضعيت اجراي استراتژي ها گزارش بگيرند.
د) مهارت هاي سازمانده(Organising skill): كه عبارتست از توانايي ايجاد يك شبكه از افراد در سرتاسر سازمان كه مي توانند به هنگام بروز مشكل در اجراي استراتژي، به حل آن مشكل كمك كنند. مجريان موفق اين شبكه را طوري طراحي مي كنند تا افراداي را كه در بر مي‌گيرند، بتوانند از عهده‌ انواع خاصي از مشكلات قابل پيش بيني برآيند.
به طور كلي، اجراي موفقيت آميز يك استراتژي نيازمند افراد كارآمد، تخصيص منابع موردنياز، نظارت بر روند اجرا و حل به موقع مشكلات برخاسته طي اجرا مي باشند و شايد بتوان گفت كه تجربه ثابت كرده است كه دانستن اينكه چه افرادي مي توانند مشكلات را حل كنند و قادرند به محض بروز مشكلات به رفع آنها بپردازند، از مهمترين ضروريات مي باشد.


- كنترل استراتژي‌ها:
 كنترل استراتژي به عنوان آخرين گام مديريت استراتژيك، شامل نظارت و ارزيابي فرايند مديريت استراتژيك به عنوان يك كل بوده، نقش تضمين عملكرد مناسب اين فرايند را دارا مي باشد. كنترل تمامي ابعاد تجزيه و تحليل محيطي، پايه‌گذاري جهت گيري هاي سازماني، تعيين و تدوين استراتژي ها، اجراي استراتژي ها، حتي نحوه‌ كنترل استراتژي ها را در بر دارد. شايان ذكر است كه جهت اجراي استراتژي ها مي بايست آنها را به تاكتيك و برنامه هاي عملي مربوطه تقسيم نمود. پرواضح است كه استراتژي ها قابل كنترل نمي باشند، مگر اينكه برنامه هاي عملي مربوطه اجرا و كنترل شوند.
در رويكرد استراتژي يك اصل قوي و بدون تغيير وجود دارد و آن تمركز است. اگر بخواهيم در همه‌ كارها قوي باشيم، در هيچ كاري قوي نخواهيم بود. اين اصل ناشي از محيط رقابتي و محدوديت است و اصولاً استراتژي زاييده‌ اين دو عامل است.
روند تكامل استراتژي در بستر رويكردهاي مختلف تحقق يافته است و رويكرد استراتژي را حاصل يك فرايند تحليلي و قاعده‌مند مي‌دانند.درون مايه‌ اصلي اين روشها تنظيم عوامل دروني(نقاط ضعف، نقاط قوت) و عوامل دروني (فرصتها و تهديدها) به منظور بهره‌مندي از منابع نهفته در فرصت‌ها (يا اجتناب از زيان‌هاي نهفته در تهديدها) است.
رويكرد تجويزي، ذهن انسان را در قالب يك فرايند گام به گام به پيش مي‌برد و اين خود مانع بزرگي براي پرواز ذهن به اوج خلاقيت‌ها مي‌باشد.
طرفداران رويكرد توصيفي، شيوه‌ تحليلي در تدوين استراتژي را مردود دانسته و بر اين باورند كه فرايندهاي گام به گام از پيش تعريف شده نمي‌توانند ما را به تصميمات درست استراتژيك هدايت كنند. يك استراتژي بديع، خلاق و اثربخش الزاماً از روشهاي قاعده‌مند حاصل نمي‌شود. «گري هامل » 5 توصيه‌ اساسي را در فراهم كردن زمينه‌ خلق استراتژي اثربخش پيشنهاد مي‌كند: پيشنهادهاي جديد، گفتگوهاي جديد، احساسات جديد، ديدگاههاي جديد و تجارب جديد.
‌استراتژي‌ به‌ دو بخش‌ اصلي‌ تفكيك‌ مي‌شود: فرصت‌يابي‌ استراتژيك، راهيابي‌ استراتژيك. فرصت‌يابي‌ استراتژيك‌ معمولاً‌ از ملاحظه‌ يك‌ پديده‌ آغاز شده‌ و به‌ درك‌ فرصتهاي‌ استراتژيك‌ مي‌انجامد. راهيابي، راهكارهاي‌ استراتژيك‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ منافع‌ استراتژيك‌ را مشخص‌ مي‌سازد. براي‌ راهيابي‌ استراتژيك‌ دو رويكرد كلي‌ وجود دارد: قاعده‌روي‌ و قاعده‌شكني. قاعده‌روي‌ به‌ تلاش‌ براي‌ يافتن‌ راهكارهايي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ برمبناي‌ قواعد حاكم‌ شكل‌ گرفته‌اند. در رويكرد قاعده‌شكني، براي‌ حل‌ گلوگاه‌ استراتژيك، تغيير قواعد موجود به‌ قاعده‌اي‌ كه‌ شانس‌ استفاده‌ از فرصت‌ را براي‌ سازمان‌ افزايش‌ دهد مورد توجه‌ قرار مي‌گيرد.
‌استراتژي‌ برنامه‌ نيست‌ ولي‌ براي‌ ظهور، رشد و اثربخشي‌ نيازمند برنامه‌ است. هيچ‌ سازماني‌ را نمي‌توان‌ صرفاً‌ با استراتژي‌ اداره‌ كرد. برنامه‌ريزي، زيربناي‌ ادارة‌ سازمان‌ها است. «استراتژي» و «برنامه» دو ابزار مديريتي‌ مكمل‌ يكديگر هستند. ساختار تحليلي‌ استراتژي‌ از سه‌ بخش‌ اصلي‌ تشكيل‌ مي‌شود: فرصت‌يابي‌ استراتژيك، تحليل‌ گلوگاه، راهيابي‌ استراتژيك. اين‌ ساختار روند تكوين‌ استراتژي‌ را بيان‌ مي‌كند. در رويكرد استراتژي‌ اثربخش، هيچ‌ الگوريتمي‌ براي‌ دستيابي‌ قطعي‌ به‌ يك‌ استراتژي‌ وجود ندارد. درعوض‌ اين‌ ايجاد بصيرت‌ نسبت‌ به‌ چگونگي‌ تكوين‌ استراتژي‌ است‌ كه‌ استراتژيست‌ را در جهت‌ بهره‌برداري‌ از تفكر استراتژيك‌ خود هدايت‌ مي‌كند.
مديريت استراتژيك ، فرايند تصميم گيري است كه جهت هاي دراز مدت سازمان و همچنين اجراي آن تصميمات را معين مي سازد. مديريت استراتژيك فرايندي است كه به وسيله آن مديران براي دراز مدت فعاليت هاي سازمان را تعيين كرده ، اهداف عملياتي ويژه اي را مشخص و استراتژي هاي نيل به اين اهداف را با توجه به شرايط داخلي و خارجي طراحي و برنامه هاي عملي براي اجراي استراتژي‌ها را انتخاب مي كنند. مديريت استراتژيك فرايندي پويا است، زيرا هر بخش از اين فرايند ، پرسشي اساسي را به دنبال خواهد داشت. آيا بايد به همين ترتيب ادامه داد و يا نياز به تغيير وجود دارد؟ تغيير در موقعيت سازمان‌ها (محيط داخل و خارج) و ا’فت و خيز عملكرد مالي آنها ، نيروهاي فشار هميشگي براي تغيير و تنظيم مجدد استراتژي‌ها هستند. به بيان ديگر مديريت استراتژيك با تصميم گيري راجع به استراتژي و برنامه ريزي چگونگي به اجرا درآوردن آن در ارتباط است و مي توان سه عنصر عمده براي آن در نظر گرفت. نخست ، تجزيه و تحليل استراتژيك كه طي آن استراتژيستStrategist) ) به دنبال درك موقعيت استراتژيك سازمان است. دوم ، مرحله انتخاب استراتژيك است كه با فرموله كردن راه‌هاي عملي ممكن ، ارزيابي و انتخاب بين آنها سر و كار دارد و در نهايت اجراي استراتژي است كه به برنامه ريزي و چگونگي اجراي استراتژي برگزيده مربوط مي شود. هر چند در عمل اين مراحل شكل خطي ندارند و در ارتباط با يكديگر و به موازات هم انجام مي گيرند. به عنوان مثال ممكن است يك شيوه ارزيابي استراتژي با اجراي آن شروع شود.
اهدافي كه به مديريت ارشد در مديريت استراتژيك كمك مي‌كنند عبارتند از:
- ديدگاهي استراتژيك در مورد تجارت داشته باشيم.
- درك بهتري از محيط رقابتي بيافرينيم.
- روشهاي گوناگون مديريت را درك كنيم.
- اخلاق مديريتي را گسترش دهيم.
- وجوه كليدي فرهنگ و چگونگي تاثير آن بر تصميم‌گيري را درك كنيم.
به اين ترتيب ، انتخاب و اجراي استراتژيك توأمان صورت مي گيرد. همچنين احتمال دارد تجزيه و تحليل استراتژيك يك فعاليت مداوم باشد كه در نتيجه با اجراي آن تداخل خواهد داشت. لكن مديران براي موفقيت در سيستم هاي برنامه‌ريزي مي بايست همواره به تمايزهاي بين برنامه‌هاي استراتژيك و برنامه‌هاي عملياتي توجه داشته باشند. اين تمايزها به شرح زير مي باشند:
1- از آنجا كه مديران ارشد نسبت به مديران مياني معمولاً درك كلي بهتري از سازمان دارند و مديران مياني نسبت به مديران ارشد از جزئيات عمليات روزمره‌ سازمان بيشتر مطلع هستند، برنامه‌هاي استراتژيك معمولاً توسط مديريت ارشد و برنامه‌ عملياتي توسط مديريت مياني تدوين مي شوند.
2- برنامه ريزي استراتژيك در كنار تجزيه و تحليل آينده مطرح است؛ در حالي كه برنامه ريزي عملياتي به تجزيه و تحليل عملكرد روزمره‌ سازمان برمي‌گردد؛ لذا گردآوري داده هاي پايه براي برنامه ريزي استراتژيك به مراتب مشكل تر از گردآوري داده براي برنامه ريزي عملياتي است.
3- از سوي ديگر از آنجا كه برنامه هاي استراتژيك مبتني بر پيش بيني آينده و برنامه هاي عملياتي مبتني بر شرايط موجود در يك سازمان مي باشند، غالباً برنامه هاي عملياتي نسبت به برنامه هاي استراتژيك مشروح تر مي باشند.
4- برنامه ريزي استراتژيك متمركز بر بلند مدت و برنامه‌ريزي متمركز بر كوتاه مدت است. به عبارت ديگر برنامه‌ريزي استراتژيك در دوره‌ زماني بلندتري نسبت به برنامه ريزي عملياتي مصداق پيدا مي كند. 
در دنياي امروز، مديريت خوب لزوماً به معناي مديريت خوب استراتژي است. برخورداري از بينش استراتژيك در رويارويي با مقوله مديريت و فراگيري آن كه چگونه‌ مي توان ابزار تجزيه و تحليل استراتژيك را در تنظيم و بر اجراي استراتژي به كار گرفت، مديران را با چشم اندازهاي جديدي براي رهبري سازمان‌هاي خود مواجه مي سازد. مسايل مربوط به حركات استراتژيك جديد و پياده كردن صحيح آنها در داخل سازمان‌ها، اولويت هاي مهمي را در دستور كار مديران به خود اختصاص مي‌دهد. تجزيه و تحليل استراتژيك رسمي و مرور سالانه استراتژي از جمله فعاليت‌هاي استاندارد در اغلب شركت هايي است كه مديران حرفه اي آنها را اداره مي كنند. در حال حاضر بخش چشمگيري از ادبيات نوين مديريت را مفاهيم استراتژيك ، تفكر استراتژيك، روشهاي تجزيه و تحليل استراتژيك و ديگر مباحث مربوط به سازگار كردن عمليات داخلي موسسه با نيازمندي هاي استراتژيك، تشكيل مي دهد. از اين رو شناخت ماهيت مديريت استراتژيك و اجزاي آن براي همه كساني كه مي خواهند به گونه اي قدم در وادي مديريت گذارند ، ضرورت دارد. 


مزاياي مديريت استراتژيك :
پژوهشهاي انجام گرفته ، مزايايي را براي تفكر استراتژيك و تعهد عميق به فرايند مديريت استراتژيك قايل است، از جمله تفكر و تعهد استراتژيك :
1- سطوح مختلف مديريت سازمان را در تعيين اهداف، هدايت و راهنمايي مي‌كند. 
2- شناسايي و پاسخگويي به موج تغييرات، فرصتهاي جديد و تهديدات در حال ظهور را تسهيل مي كند.
3- منطق مديريت را در ارزيابي نياز به سرمايه و نيروي كار تقويت مي سازد.
4-كليه تصميم گيري‌هاي مديران در زمينه‌ استراتژي را در كل سازمان هماهنگ مي نمايد. 
5- سازمان را قادر مي سازد كه موقعيت واكنشي (Reactive) خود را به وضعيت كنشي وآينده ساز (Proactive) تبديل كند.
مزاياي فوق به سازمان‌ها توانايي آن را مي بخشد كه به جاي آن كه صرفاً پاسخگوي نيروهاي رقابتي بوده و در مقابل شرايط متغير حاكم بر خود واكنش نشان دهند، خود بر آنها تأثير گذارند.
 
منابع و مآخذ:mdnetit.blogfa.com/
+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در شنبه سیزدهم تیر 1388 و ساعت 13:8 |

مدیریت زمان :

زمان از جمله نعمتهای گرانبهایی است که نیازمند برنامه ریزی دقیق می‌باشد. این امر ملاحظاتی را می‌طلبد و افرادی که قصد دارند وقت خود را برای انجام امور متنوع زندگی سازماندهی کنند، باید به چند نکته اساسی توجه نمایند: 

توجه به مفهوم فراطلایی زمان 
از بین بردن عوامل مخرب زمان 
تقسیم بندی و تفکیک زمان 
هدف گذاری امور زندگی 
سازماندهی فعالیتها و برنامه‌های زندگی 
عزم و اراده برای اجرای برنامه‌ها 

نکته حائز اهمیت اینکه ، هر یک از موارد فوق ، مکمل مورد قبلی بوده و توجه به یک مرحله و غافل ماندن از مراحل بعدی ، نمی‌تواند فرد را به موفقیت در عرصه‌های زندگی برساند. بنابراین ضروری است که تمامی مراحل گفته شده به صورت سلسله مراتب به اجرا درآید تا نتیجه نهایی و مطلوب حاصل گردد. برای هر فردی در همه عرصه‌های زندگی وقت ارزشی فراطلایی دارد. ارزش گذاردن بر ثانیه‌های زندگی ، زیربنایی‌ترین قدم در راه کنترل و مدیریت زمان به شمار می‌آید و این به معنای حساسیت داشتن به زمان است. برای مشخص شدن این موضوع که ارزش وقت ، توسط شما درک می‌شود یا نه، به این سوال پاسخ دهید که آیا برای وقت و زمان خود واقعا ارزش قائل هستید یا نه؟ و دلایل آنرا برای خود مشخص کنید. 

برای پاسخ دهی به این سوال ، لازم نیست ایده‌آل پروری کنید، بلکه واقعیتهای روزانه را که با آنها مواجهید، در نظر بگیرید و یادداشت کنید تا به یک خودشناسی اولیه نائل شوید. نکته اینکه قبل از وارد شدن به حیطه برنامه ریزی امور زندگی ، ابتدا باید خصوصیات وقت و زمان را بشناسید که در این راستا می‌توان گفت وقت یک پدیده شخصی است و تنها شما مصرف کننده آن به شمار می‌آئید، بنابراین هیچ کس نمی‌تواند به جای فرد دیگری از وقت او استفاده کند. از طرف دیگر ، وقت قرض دادنی و ذخیره کردنی نیست و افراد بطور یکسان از آن بهره‌مند هستند. بنابراین تنها راه برخورد با وقت ، استفاده درست از آن است. روی هم رفته می‌توان گفت که وقت غیر قابل تغییر است، لذا نه طولانی می‌شود و نه کوتاه. 

عوامل مخرب زمان 
وقت با سه نوع از عوامل مخرب روبروست که در این میان ، عادتهای غلط فرد ، مهمترین عامل مخرب زمان به شمار می‌آید. تجربه نشان داده است که با کنترل چند نوع از عوامل مخرب ، می‌توان سایر آفتها را نیز محدود کرد. برای شناسایی عوامل تخریبی زمان ، بایستی به بررسی و مطالعه منشها و روشهای خود پرداخت و آفات موجود را شناسایی کرد. 

برای شناسایی آفتهای وقت ، بررسی عملکرد روزانه یکی از راههای مناسب به شمار می‌آید که در این راستا ، فرد می‌تواند با یادداشت عملکرد روزانه خود و تجزیه و تحلیل آن در طول روزها ، هفته‌ها و ماهها ، اشکالات موجود را دریابد. چنانکه گفته شد، شناسایی آفتهای تخریبی زمان ، یک گام اساسی در راه مبارزه به شمار می‌آید و نکته اینکه ، شناسایی این عوامل ، برخی راه حلهای مناسب را نیز روشن خواهد کرد. 

برای مبارزه با آفتهای مربوط به خلق و خوی افراد که زمان را تلف می‌کنند، بهترین راه ، برقراری یک انضباط شخصی مستمر است که موجب بروز تغییرات تدریجی در این راه می‌گردد. از آنجا که عادتهای نامناسب به صورت تدریجی شکل می‌گیرند و موجب تخریب زمان می‌گردند، لذا تغییر این عادات نیز در طول زمان میسر خواهد بود، بر این اساس ، بایستی سرلوحه کار در شناسایی و از بین بردن عوامل مخرب زمان باشد. 
راهکارهای مدیریت زمان 
نکته دیگر در راستای مدیریت زمان ، این است که فرد بایستی ارزش زمان را درک کند و اجزای زمان را به خوبی بشناسد. به دنبال شناسایی زمان به راهبردهای عملی‌تر دست بزند که در این میان ، موارد زیر حائز اهمیت می‌باشند: 

تقسیم بندی و تفکیک زمان 
اولویت بندی امور زندگی 
بهبود زمان و مدت بهره برداری از وقت 

در راستای تقسیم بندی و تفکیک زمان ، یک فرد بایستی اوقات مربوط به یک روز ، یک هفته و یک ماه را بطور واضح مشخص کند. مشخص شدن این اوقات موجب بوجود آمدن وقت اضافی برای فرد خواهد شد. در نخستین گام در تقسیم بندی زمان ، باید مشخص شود که فرد در یک هفته چند ساعت مطالعه ، خواب ، رفت و آمد ، نظافت شخصی ، صرف غذا و اوقات فراغت دارد و در همین راستا فرد بایستی برای انجام کارهای مورد نظر در یک روز ، یک هفته ، یک ماه ، سه ماه و شش ماه ، یک قاعده و معیار زمانی مشخصی داشته باشد. بنابراین هدف از تفکیک اوقات این است که بدانیم، بطور کلی اوقات شما چگونه صرف می‌شود و از چه قسمتهایی می‌توان کاست و برای آن ، برنامه‌های دیگری جایگزین کرد. 

بطور مثال ، فرض کنید که قصد دارید در رقابتهای فشرده آزمون کارشناسی ارشد شرکت کنید، باید از هم اکنون ، زمان را تحت نظارت خود در آورید و بدانید که زمان یک سرمایه نامرئی است. باید بدانید که وقت روزانه ، هفتگی و ماهانه خود را چگونه می‌گذرانید و برای موفقیت در آزمون کارشناسی ارشد ، چگونه باید آنرا تقسیم بندی کنید. بسیاری از افراد برای موفقیت در آزمونهای مختلف ، هزینه‌های فراوانی را متحمل می‌شوند، ولی به یک اصل مهم یعنی مدیریت زمان آزمون توجه نمی‌کنند. از طرفی ، بعضی افراد برنامه ریزی هم می‌کنند، پس برنامه ریزی آنان منطبق با استانداردهای علمی نیست و چه بسا ، یکی از علل مهم شکستشان در آزمون ، همین امر می‌باشد. 
سخن آخر 
خود شما که در حال مطالعه این مفاهیم هستید، چقدر از زمان و سرمایه وجودی خود اطلاع دارید؟ برای اینکه به این امر واقف شوید، بدون درنگ به این سوالات پاسخ دهید، البته سعی نکنید که محاسبه کنید: 

یک هفته چند ساعت است؟ 
در یک هفته چند ساعت خواب طبیعی دارید؟ 
در یک هفته چند ساعت رفت و آمد می‌کنید؟ 
در یک هفته چند ساعت صرف غذا خوردن می‌کنید؟ 
در یک هفته چند ساعت اوقات فراغت دارید؟ 
در یک هفته چند ساعت مطالعه می‌کنید؟ 
در یک هفته چند ساعت به نظافت شخصی اختصاص می‌دهید؟

 

+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در شنبه سیزدهم تیر 1388 و ساعت 13:7 |

نكته كليدي براي مديران تازه‌كار

شما چه براي اولين بار است كه مدير مي‌شويد و چه قبلاً مدير بوده‌ايد بايد با انتقال به پست جديد محتاطانه برخورد كنيد كه اين با يك برنامه قدم به قدم آغاز مي‌شود. براي اين كار چند توصيه عملي در زير پيشنهاد مي‌شود:

 

مديريت

1 – رهبران غيررسمي را شناسايي كنيد:

 رهبران غيررسمي مي توانند كمك حال شما باشند يا اينكه به اعتبار شما لطمه بزنند. آنها در پستهاي رسمي قدرت قرار ندارند اما توانايي تاثير بر رفتار كاركناني را دارند كه در سازمان شما كار مي كنند. به ياد داشته باشيد كه در دوره انتقال، آنها قدرت بيشتري از شما دارند. گاهي اوقات رهبران غيررسمي از محركان عمده هستند. بنابراين آنها را به سمت خود جذب كنيد تا در كاري كه مي خواهيد انجام دهيد كارشكني نكنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در شنبه سیزدهم تیر 1388 و ساعت 12:23 |

تغييرات استاندارد (ايزو 9001)
در ويرايش چهارم

حميد رضا بابائي
Babaei@imi.ir

چكيده

در تاريخ 15 نوامبر 2008 (25 آبان 1387) ويرايش جديد استاندارد ISO 9001(ويرايش چهارم) از سوي ISO منتشر شد.
نكته اي كه همين ابتدا بايد به آن اشاره كرد، اين است كه تغييرات اين ويرايش اندك بوده، تغييرات اساسي در آن ديده نمي‌شود. توجه به اين نكته نيز ضروري است كه ويرايش قبلي اين استاندارد (ISO 9001: 2000‌) همچنان تا يك سال پس از انتشار ويرايش جديد، يعني تا تاريخ 15 نوامبر 2009 (25 آبان 1388) مي‌تواند استفاده شده، مورد گواهي قرار گيرد. به عبارت ديگر تا اين تاريخ هر دو ويرايش معتبر بوده و مي‌توانند براي صدور گواهينامه استفاده شوند.
گواهينامه‌هايي كه با ويرايش قبلي اين استاندارد (ويرايش 2000) صادر شده اند بايد حداكثر تا دو سال ديگر، يعني تا تاريخ 15 نوامبر 2010 (25 آبان 1389) به روز شوند.
از آنجايي كه تغييرات ويرايش جديد نسبت به ويرايش قبلي جزئي است، به شركت‌هاي داراي سيستم مديريت كيفيت بر مبناي ويرايش قبلي توصيه مي شود هر چه سريعتر در فكر اصلاح سيستم خود بر مبناي ويرايش جديد باشند. همچنين شركت‌هايي كه قصد پياده سازي سيستم مديريت كيفيت را دارند نيز، حتماً از ويرايش جديد استفاده كنند.
در ويرايش جديد 79 مورد تغيير، نسبت به ويرايش قبلي ايجاد شده است كه برخي از آنهابسيار جزئي و برخي ديگر جزئي هستند. 11 تغيير مربوط به مقدمه و پيوست‌ها و 68 تغيير مربوط به بندهاست كه در برخي موارد، تنها جابه‌جايي جمله‌ها را شاهد هستيم.

جزئيات تغييرات


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در شنبه سیزدهم تیر 1388 و ساعت 12:15 |

 

یکی از مهم ترین سطوح مرتبط با جنبه های کمی فعالیت های مهندسی صنایع ، زمان سنجی و اندازه گیری عملکرد نیروی انسانی می باشد.مدت زمان مصرف شده برای قطعه های فولادی که نیاز به روتراشی دارد با توجه به میزان بازدهی و سرعت ماشین به آسانی قابل دستیابی است .

بویژه زمانی که کار روی یک ماشین تراش اتومات صورت گیرد . ولی برای تعیین مدت زمان صرف شده کارگر جهت انجام کار روی یک دستگاه تراش معمولی یا نیمه -اتومات که بازدهی و باز و بستن قطعه روی ماشین و کلیه کنترل ها توسط کارگر انجام می گیردمحاسبات آن جدا از محاسبات مورد قبل می باشد . با توجه به این واقعیت کار هریک از افراد در رابطه با عملیات انجام گرفته مدت زمان های متفاوتی را در بر می گیرد.لذا هنگام تهیه و ارائه یک مدت زمان برای مقاصد مختلف که در بر گیرنده ی افراد مختلف می باشدنیاز است مدت زمان مناسبی را با توجه به شرایط کاری آماده نمود تا در مقاطع گوناگون قابلیت کاربرد داشته باشد.

کاربردهای ارزیابی کار و زمان
* افزایش بهره وری
*تجزیه و تحلیل کارایی عملیات
* تعیین استانداردهای انجام کار جهت برنامه ریزی و کنترل موثر تولید
*یکی از موثرترین ابزار تحقیقاتی و کنترلی مدیریت بر روی کارایی افراد و سازمان

موضوع ارزیابی کار و زمان
*
ثبت سیستماتیک وقایع (در قالب جداول) و راه های موجود و پیشنهاد شده برای انجام کار و مقایسه آنها با معیارهای اقتصادی.
*مجموعه تکنیکهایی برای بررسی، ثبت و مطالعه عملکرد جاری و بهبود و توسعه آن

تعریف کار تحت پوشش زمان های استاندارد:
پس از اتمام مطالعه کار و ... ثبت مشروح روش ها،ابزار وتجهیزات مورد استفاده و حالات عملیاتی ممکن، از اهمیت برخوردار بوده زیرا جهت اعمال تغییرات تاثیرگداز بر محتوای کار لازم می باشد .
در شرایطی که زمان استاندارد جهت تنظیم نرخ های پرداخت در طرح های تشویقی بکار می رود این مورد از اهمیت دوگانه ای برخوردار است.از سوی دیگر مبنای اصلی برای طرح های تشویقی مبتنی برزمان سنجی بر اساس عدم تغییر زمان استاندارد می باشد مگراینکه محتوای کار تغییر یابد ،یا تغییراتی در نظم کار بعمل آمده ،یا در جریان محاسبات خطاهایی پیش آمده باشد.
هنگام بکار گیری زمان های استاندارد به عنوان اساس طرح دستمزد تشویقی آماده ساختن دو مدرک مستند برای توضیح و تعریف کامل زمان های استاندارد و شرایط کاری مورد مطالعه معمول می باشد .این دو مدرک به عنوان (( برگه تنظیم فنی)) و (( مشخصات کار)) شناخته می شود .
((برگه تنظیم فنی )) اساسا یک مدرک مطالعه کار بدون در بر گرفتن نرخ دستمزد ،کنترل کارگران یا موضوعات دیگر مثل تماس بین کارگر و کارفرما می باشد .در فرم اطلاعات با اشکال و جداول مناسبی که نتایج اصلی مطالعه کار صورت گرفته در بخش، و چگونگی بدست آوردن زمان های استاندارد در آن نشان داده شده است ،گردآورده می شود.
همچنین برگه ها در برگیرنده کلیه اطلاعات لازم برای محاسبه زمان های استاندارد جدید تغییر کارها یا شرایط کاری می باشد.
گردآوری برگه های تنظیم جداگانه برای هر یک از بخش های مختلف سازمان لازم است زیرا طریقه های دستیابی به زمان های استاندارد هربخش نسبت به بخش دیگر می تواند متفاوت باشد.
جمع بندی کلیه داده های برگه های تنظیم فنی که باید با هم ضمیمه گردند شامل موارد زیر می باشد:
1- نمودارهای فرایند عملیاتی نشان دهنده روش بهبود ارائه شده.
2- برگه های تحلیل مطالعات
3- برگه محاسبه بیکاری های مجاز
4-داده های گرفته شده از استاندارد های زمان های از قبل تعیین شده
5- منحنی ها و تصاویری در رابطه با داده های استاندارد
در نگهداری این مجموعه برگه ها باید نهایت دقت را کرد زیرا آنها شواهد ومدارک اساسی هر گونه مباحثاتی می باشند. این برگه معمولا در بخش کار سنجی نگهداری می شوند تا در صورت لزوم مورد استفاده مدیریت و امثال آن قرار گیرد.

مشخصه کار:
مشخصه کار یک مدرک تنظیم شده از مشروح یک کار یا عمل- چگونگی انجام آن- استقرار و آرایش محل کار -اجزاء ماشین ها - ابزار و کاربرد آنها و بارگیری و مسئولیت های کارگران می باشد .
زمان استاندارد معمولا با زمان مجاز تخصیص یافته به کار در نظر گرفته می شود. بنابراین مشخصه کاری نشان دهنده داده های اصلی در تماس کارگر و کارفرما برای عملیات تحت شرایط برخورداری ازطرح دستمزدتشویقی می باشد.
مشروح یک مشخصه کاری بنا به طبیعت عملیات مورد نظر تفاوت می کند.

در یک مشخصه کاری باید نکات زیر وجود داشته باشد:
الف) مشروح قطعه کار ها یا تولیدات شامل:
1-نقشه- شماره محصول و مشخصه آن و عنوان
2-مشخصات مواد
3-طرح برش خورده قطعه ودر صورت لزوم کل قطعات یا سطوح تحت عملیات قرارگرفته

 ب)شرح ماشین یا محلی که در انجا عملیات صورت می گیردشامل:
1- ساخت . اندازه یا نوع. شماره رسام طرح
2- میزان بازدهی و سرعتها . اندازه هرزگردها یا سایرداده ها ی مناسب دیگر
3- ابزار ها و قید و بندها
4-تجهیزات دیگر
5- نمایی از استقرارو آرایش محل کار

 پ) تعداد عملیات و توضیح کلی کار

ت)استاندارد های کیفی شامل:
1- درجه کیفیت
2- سطح پرداخت کاری شده یا تلرانس در صورت لزوم
3- چک وتست ابعاد در صورت لزوم
4- تعداد دوره های بازرسی

ج)جنسیت وسن کارگرشامل:
1- کارگر مستقیم و غیر مستقیم
2- پاره وقت یا غیر آن

چ) توضیح کامل کار تحت پوشش شامل :
1- اجزاء کاری تکراری . ثابت و متغیر
2- تنظیم کاری، گریسکاری و امثال آن و دوره های زمانی انجام آن

ح) تشریح زمان های استانداردشامل:
1- زمان استاندارد هر جزء کاری ،کار یا عملیات در صورت لزوم
2- زمان مجاز کار غیر مستقیم با توضیحاتی در رابطه با چگونگی دستیابی آن
3- درصد زمان استراحت شامل شده در مدت زمان هر جزء کاری
4- سایر زمان های مجاز

خ) رویه های اداری انجام گرفته در ثبت خروجی ها و زمان انتظار

استاندارد واحد کاری:
زمانهای استاندارد معمولا به اشکال زیر تنظیم می گردد:
1- x زمان صرف شده برای هر قطعه بر حسب دقیقه
2- y زمان صرف شده برای هر 100 یا 1000 قطعه
3- z زمان صرف شده برای هر تن . متر. مترمربع یا امثال آنها
بعضی مواقع واحد زمانی بر حسب ساعت محاسبه می گردد . این مقادیر زمانی نشان دهنده خروجی با عملکرد استاندارد بر مبنای صد می باشد .دقایق یا ساعات مجاز هر کار مدت زمان کار پیوسته نبوده وهر واحد زمانی شامل یک جز استراحت می باشد.
نسبت های کار و استراحت بنا به سنگینی کار فرق خواهد داشت. در کارهای نهایتا سنگین و سخت نسبت استراحت می تواند مقادیر بالایی داشته باشد. چون زمان استاندارد یک مقدار خروجی است لذا آن می تواند در اندازه گیری و مقایسه بهره وری به کار رود که به صورت زیر قابل نشان دادن می باشد.

برنامه ریزی تولید و در دسترس بودن نیروی انسانی و تجهیزات :
یکی از دلایل بروز زمان های غیر موثر در رده برنامه ریزی جریان کار و سفارشات .عدم دنبال کردن اجرای کار سفارشات به دنبال هم وعدم بکارگیری تجهیزات می باشد .

به منظوربرنامه ریزی مفید کار دانستن دقیق موارد زیر لازم است:
1- چه کاری انجام گرفته یا انجام می گیرد؟
2- چه کمیتی در بر گرفته شده است؟
3- برای انجام نهایی کار چه عملیاتی لازم است؟
4- چه تجهیزات و ابزاری لازم است؟
5- چه نوع کارگرانی لازم است؟
6- چه مدت زمان برای هر عملیات مورد انتظار است؟
7-چه تعداد تجهیزات از انواع لازم در دسترس می باشد؟
8- چه تعداد نیروی انسانی موجود است؟
اطلاعات بندهای 1و2 عموما بوسیله دفتر فروش یا بخش بازرگانی عرضه می شود.
اطلاعات بندهای 3و4و5 بوسیله برنامه ریزی فرایند و مطالعه روش عرضه می شود.
اطلاعات بندهای 6و7و8 به ترتیب بوسیله کارسنجی . پرونده های ماشین الات و پرونده های پرسنلی اماده می گردد.

 تخمین هزینه های تولید:
کامیابی یا عدم کامیابی یک شرکت در بازار رقابتی می تواند به دقت در قیمت گذاری محصولات نیز بستگی داشته باشد . در صورت عدم تعیین دقیق زمان تولید محصول هزینه نیروی انسانی قابل تخمین زدن نبوده و بسیاری از هزینه های غیر مستقیم وابسته به زمان مثل استهلاک تجهیزات،مصارف انرژی و حقوق کارگران و سرپرستان به دقت قابل تعیین کردن نخواهد بود. در صورتی که مدیریت بتواند به دقت هزینه یابی اطمینان حاصل کند . قیمت های ثابت اقتصادی می تواند وجود داشته باشد.

منبع :ieg.blogfa.com

+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 11:45 |

:: اقتصاد کلان - بخش دوم
 مقالات آموزشی ,   
برچسب: اقتصاد عمومی،
   
 

 همانطور که می دانید در مقاله پیشین در مورد اقتصاد کلان توضیحاتی داده شد . در این مقاله دنباله ی آن را تحت این مباحث ادامه می دهیم:

شاخص توسعه انسانی
کشورهای در حال توسعه
استقلال اقتصادی
....


ادامه مطلب 

+ پیوست:
اقتصاد کلان - بخش اول
+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 11:40 |


پيش فرض مدیریت تغییر

رهبران تغيير وقتي هنوز در سطح سنتي موفقيت‌هاي سازماني قرار دارند براي تغيير آماده مي‌شوند. آنها ثبات سازماني و حس تداوم را ايجاد مي‌كنند (بجاي ايجاد تغيير به خاطر خود تغيير)، اما در عين حال آماده هستند كه از طريق دانش مورد نياز، تغيير و نوآوري ضروري را ايجاد كنند. رهبران تغيير درمي‌‌‌‌يابند كه كاركنان بايد از موارد زير اطلاع داشته باشند:

مقصد آنها كجاست ؟
كسب و كار آنها چيست ؟
با چه كساني كار خواهند كرد ؟
چه چيزي در راه است ؟
از آنها چه انتظاري مي‌رود؟
ارزشها كدامند؟
تغيير در رويه‌ها و فرايندها چه مواردي خواهد بود ؟
چگونه اين تغييرات اندازه‌گيري خواهد شد؟
عملكرد آنها چگونه اندازه‌گيري خواهد شد ؟
چگونه رهبران، تغيير را مدل كرده و مي‌پذيرند؟

دو اصل اساسي براي ايجاد تغيير سازماني وجود دارد: پيوستگي و تغيير. اگر چه اين دو متضاد به نظر مي‌رسند اما در واقعيت مي‌توانند مكمل يكديگر باشند. كليد برقراري تعادل بين پيوستگي و تغيير جريان ارتباط فوق‌العاده است. يكي از اقدامات در تأمين اين ضرورت، جلسات ده تا پانزده دقيقه‌اي براي تبادل اطلاعات است. صرفنظر از اينكه جلسات رسمي يا غيررسمي باشند حداقل هفته‌اي يكبار بايد برگزار شوند تا مديران به اطلاعات لازم دست يابند، از سوي رهبر به اطمينان لازم دست يابند و حمايت شوند. اطلاعات بايد بين مديران گروه تغيير تبادل شود تا فضاي اعتماد را بيشتر نشان دهد و افراد را در يك حلقه ارتباطي نگاه دارد.
1-1- يك چارچوب فكري نو ايجاد كنيد

با تمركز بر آينده از طريق موضوعاتي مانند بازارهاي در حال تغيير، نيازهاي مشتري، يا بازطراحي ساختار سازماني، راه ساختن يك سازمان موفق را به ديگران نشان خواهيد داد. در اينجا چند نكته براي توسعه يك روش جديد تفكر ارائه مي‌شود:
درباره تغيير، رقابت و نيازهاي مشتريان فرهيخته فكر كنيد.
چارچوب فكري خود را به چالش بكشيد. تفكر خود را توسعه دهيد.
شرايط فعلي را بررسي كنيد و راه‌هاي جايگزين براي آن توسعه دهيد. چه چيزي مي‌خواهيد؟ چه موانعي را بايد از سر راه برداريد؟
با دقت به موضوعات، مسائل و ايده‌هايي كه ديگران ارائه مي‌دهند گوش كنيد.
به آينده به عنوان يك آغاز نگاه كنيد نه به عنوان تكرار وقايع گذشته.
جايي را كه قرار داريد بپذيريد و براي آينده برنامه‌ريزي كنيد. انرژي خود را صرف فكر بر روي موارد «من بايد اين كار را مي‌كردم ...» نكنيد.
هنگام برنامه‌ريزي از نقاط قوت خود كمك بگيريد و برنامه خود را بر اساس آنها تنظيم كنيد.
تغييري را كه شامل ريسك‌پذيري يا انعطاف‌پذيري است تشخيص دهيد.
براي كارهايي كه نمي‌توانيد انجام دهيد توجيه فراهم نكنيد.
مقاومت را درك كنيد: گوش دهيد، شرح دهيد و بحث كنيد.
براي هر فردي كه بايد تغيير را دنبال كند يك دورنما و مسير روشن‌ ترسيم كنيد.
1-2- سه استراتژي رهبري تغيير

در ادامه سه استراتژي رهبري متفاوت براي كار با تغيير ارائه مي‌شود. هر يك از اين استراتژي‌ها مي‌توانند به صورت منفرد يا تركيبي بكار گرفته شوند.
1-2-1- رهبري تغيير از طريق قدرت

در اين سبك، مدير:
پاداش‌ها، ترفيع‌ها و ارتقاءها را كنترل مي‌كند.
تمام تصميم‌ها را با مشاركت حداقل كاركنان اتخاذ مي‌كند.
يك رهبر مستبد و هدايتگر است.

اين سبك رهبري هنگام يك بحران كه تصميم‌ها بايد به سرعت اتخاذ شوند مي‌تواند اثربخش باشد.
1-2-2- رهبري تغيير از طريق استدلال

در اين سبك، مدير:
پيش از تغيير، اطلاعات لازم را اشاعه مي‌دهد.
با كاركنان مانند بزرگسالان رفتار مي‌كند و چرايي تغيير را به آنها توضيح مي‌دهد.
انگيزه‌ها، نيازها، سنت‌ها و استانداردهاي كاركنان و سازمان را تشخيص مي‌دهد.

اين استراتژي رهبري وقتي به كار مي‌رود كه تغيير اجتناب‌ناپذير بوده و زمان عامل تعيين كننده‌اي نيست.
1-2-3- رهبري تغيير از طريق بازآموزي

در اين سبك، مدير:
تشخيص مي‌دهد كه نه قدرت و نه استدلال، به تنهايي موجبات تغيير موفق را فراهم نمي‌آورند.
به آموزش و توسعه ارزش مي‌دهد.
به كاركنان اجازه مي‌دهد و آنها را تشويق مي‌كند كه براي چالش‌هاي جديد مهارتهاي جديد را فرا گيرند.
كاركنان را به انجام بيش از آنچه كه نياز است تشويق مي‌كند، آنها را به ماوراء سطح اعتمادشان حركت مي‌دهد و به آنها كمك مي‌كند كه به نفع سازمان فراسوي توانايي خود تلاش كنند.
اين استراتژي براي رهبري تغيير هنگام رشد، تغيير سريع و رقابت شديد اثربخش است.
2- فرآيند تغيير چيست و چه كسي بايد در اين فرآيند دخالت داده شود؟

توانايي تغيير بخش مهمي از محيط كسب و كار است. مردم هر روز مجبور مي‌شوند با شرايط خارج از كنترل خود تطبيق يابند تا بتوانند بهره‌ور و موفق شوند. برخي به خاطر مهارتهاي سازماني و ميان‌فردي خود اين كار را بهتر انجام مي‌دهند. شرايط خارج از كنترل مي‌تواند از چيز ساده‌اي مانند بازماندن از انجام كار به خاطر پاسخگويي به تلفن تا موارد مهمي مانند مسئوليت‌هاي كاري جديد را شامل شود.
2-1- جاده تغيير

سازمانهايي كه مي‌خواهند به تغييرات موفقيت‌آميز دست يابند بايد بر فرصت‌ها متمركز شوند. براي آغاز حركت در جاده تغيير، بايد چند پرسش زير را از خود بپرسيد:
چه چيزي بايد بهبود داده شود؟
چگونه بايد بهبود داده شود؟
چه نتايجي به واسطه بهبود مدنظر است؟
فرآيند بهبود چگونه بايد اجرا شود؟
پيامدهاي بهبود چه مواردي هستند؟
2-2- فرآيند تغيير

مدل زير (شكل 1) مي‌تواند براي توضيح فرآيند تغيير استفاده شود كه در ادامه، اين مدل شرح داده مي‌شود.

2-2-1- زمان حاضر

شرايط فعلي را تحليل كنيد. در حال حاضر چه كاري انجام مي‌شود؟ در صورتي كه تغييري رخ ندهد نتايج شرايط فعلي چه خواهد بود؟ استانداردها و سنت‌هاي سازماني چه مواردي هستند؟
2-2-2- نتايج آينده

نيازها، خواست‌ها و آرزوهايي كه ديگران را براي ايجاد تغيير تشويق مي‌كند مشخص كنيد. مقصد و آرمان تغيير را شناسايي كنيد. از طريق ادراك، شهود و درك روندها، دورنما را ترسيم كنيد.
2-2-3- استراتژي

به جايي كه مي‌خواهيد باشيد، چگونه مي‌رسيد؟ چيستي و چگونگي مورد نياز رسيدن به مقصد را بشناسيد. آيا در يك مسير ثابت حركت مي‌كنيد يا در ميانه راه مسير را تغيير مي‌دهيد. بدون درك روشن از نتايج آينده، استراتژي نمي‌تواند اجرا شود.
2-2-4- اقدام تغييردهنده

براي اطمينان از اينكه هر قدم يا مرحله از استراتژي اجرا مي‌شود، اقدامات مورد نظر را شناسايي كنيد. اين اقدامات، اقدامات روزانه اجراي برنامه اصلي هستند. با اين اقدامات است كه استراتژي موجوديت مي‌يابد و معيار پاسخگويي افراد مشخص مي‌شوند.
2-2-5- بازنگري

وقتي به مقصد رسيديد آيا مي‌دانيد كجا هستيد؟ آيا به نتايج مورد نظر دست يافته‌ايد؟ آنچه را كه استراتژي و تغيير براي سازمان به ارمغان آورده‌اند اندازه‌گيري كنيد.

اين مدل براي تعيين مراحل فرايند تغيير توسط مديران مفيد است و به آنها كمك مي‌كند آنچه را كه در پي خواهد آمد ببينند.
2-3- نقش‌هاي درگير در فرآيند تغيير

افراد مختلفي ممكن است در فرآيند تغيير درگير شوند شامل موارد زير:
طرفدار تغيير (مي‌تواند مديريت عالي باشد): گروه يا فردي كه نيازهاي تغيير را تعيين كرده‌اند، دلايل و استراتژي‌هايي براي تغيير دارند اما براي مشروعيت بخشيدن به تغيير اختيار لازم را ندارد.
متعهد به تغيير: تصميم‌گيري كه اختيار مشروعيت بخشيدن به تغيير را داراست.
نماينده تغيير: فرد يا گروهي كه دخالت و تعهد متعهدان را طلب مي‌كنند و مسئول برنامه‌ريزي و اجراي تغيير هستند.
هدف تغيير: گروه، دپارتمان، بخش يا فردي كه بايد خود را تطبيق داده و مفاهيم ايجاد شده در فرآيند تغيير را استفاده كند. تغيير متعلق به يك گروه مي‌تواند منجر به تغييري براي گروه ديگري شود.
2-4- معيارهاي اجراي تغيير

بيش از آغاز فرآيند تغيير، چهار معيار بايد برآورده شوند:
مسير يا نتيجه بايد تعيين شود.
افراد بايد بدانند كه ماندن در شرايط فعلي خيلي سخت‌تر از رسيدن به نتايج تغيير است.
يك سيستم يا استراتژي اجرا و اندازه‌گيري بايد بكار گرفته شود تا فاصله بين شرايط فعلي و آينده مطلوب به خوبي پر شود.
مهارتها و منابع مورد نياز براي دستيابي به نتايج بايد واقعي و دست‌يافتني باشند.

حروف اختصاري زير مي‌توانند كمك كنند كه برخي از موضوعات مربوط به تغيير را به ياد آوريد:
C تشويق (Courage): ريسك‌پذيري، پرسش، چالش و تأمين نيازهاي آينده را تشويق كنيد.
H شناخت داشتن (Have): از خود و ديگران درك و شناخت مناسبي داشته باشيد.
A تحليل (Analyze): واژه‌هاي عمومي و تخصصي را تحليل كنيد.
N نياز (Need): نياز به دانستن، پژوهش و توسعه.
G حركت (Go): با بزرگترين نقاط قوت خود حركت كنيد.
E مورد انتظار (Expected): نتايج مورد انتظار بايد تعيين شوند.
3- چگونه با مقاومت در برابر تغيير برخورد كنيم؟

وقتي افراد به تغيير فكر مي‌كنند، به صورت خودكار به اين فكر مي‌كنند تغيير چه اثري بر شخص آنها خواهد داشت. در محل كار، كاركنان مقاومت زيادي به تغييرات نشان مي‌دهند. براي تأثير اثربخش بر كاركنان، بايد بر اين مقاومت‌ها غلبه كنيد. هنگامي كه مي‌خواهيد ايده تغيير خود را مطرح كنيد بايد پيش‌داوري‌ها و جبهه‌گيري‌ها، مسائل رفاهي و روش‌هاي سنتي را مورد نظر قرار دهيد. مقاومت كاركنان مي‌تواند به يكي از دلايل زير باشد:
موفقيت‌هاي گذشته؛ اگر افراد در گذشته موفق بوده‌اند ممكن است تمايلي به تغيير به آينده ناشناخته نداشته باشند.
احساس آشنايي با روش‌ها و چيزهاي موجود.
حس ايمني و امنيت.
سطحي از اطمينان كه به واسطه سنن، استانداردها و رقبا ايجاد شده است.

وقتي مي‌خواهيد ديگران را براي تغيير آماده كنيد به ياد داشته باشيد كه:
همه مفاهيم نو ناگزير كهنه خواهند شد بنابراين براي موفق شدن، بايد راه‌هاي جايگزين، تطبيق‌ها و نوآوري‌هايي ايجاد كنيد.
خلاقيت و حل مسئله كمك خواهد كرد نيازهاي آينده را برآورده سازيد. از آنجايي كه آينده غيرقابل كنترل است بايد خود را براي تطبيق با وقايع غيرمترقبه آماده سازيد.
قربانيان و بازندگان تغيير اگر قدرت بخواهند ممكن است مقاومت كنند. اگر مقاومت‌كنندگان موفق باشند، پيروز مي‌شوند و به قدرت مي‌رسند. بنابراين مقاومت‌كنندگان با دستيابي به حس قدرت، مي‌توانند بر ديگر كاركنان تأثير گذاشته و يك سد واقعي در برابر تغيير ايجاد كنند.
نكات اصلي برخورد با مقاومت و حذف سد تغيير شامل موارد زير است:
به ديدگاههاي مختلف احترام بگذاريد.
موارد توافق را پيدا كنيد.
در مقابل ايده‌هاي جديد پذيرا و انعطاف‌پذير باشيد.
موارد مختلف و مسئله‌ساز را تعيين كنيد.
با احترام به ديدگاههاي ديگران، يافتن موارد توافق و استقبال از ايده‌ها، شما مي‌توانيد كاركنان مقاومت‌كننده را در فرآيند تصميم‌گيري مشاركت داده و قدرت مقاومت را به قدرت مشاركت تبديل كنيد.
__________________
 
+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 11:47 |

کاریکاتور مدیریتی


 

کاریکاتورهای مدیریتی

حکایت های مدیریتی

جملات برگزیده مدیریتی

لطیفه های مدیریتی

+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 11:33 |

بکارگیری TQM در آموزش

بدون شك در حركت به سمت جهاني شدن، كيفيت يك عامل تاثيرگذار است. در روند توسعه صنعت و بازرگاني، يكپارچگي اقتصاد جهاني و رشد و اشباع بازار، كيفيت نقش اصلي را ايفا كرده و يكي از مهمترين عامل هاي رقابت سازمان و موفقيت در بازارهاي ملي، منطقه اي و جهاني به شمار مي آيد.

فرايند جهاني شدن، بازارها و لزوم داشتن توان رقابت باعث ايجاد الگوهاي جديد مديريت كيفيت شده است. مديريت كيفيت فراگير يك فلسفه، نظريه و روش شناسي نو در مديريت كيفيت و نظامهاي نشأت گرفته از آن است.
در حقيقت، تحقق و به كارگيريTQM يكي از ثمرات و دستاوردهاي ناشي از گسترش و بين المللي سازي مديريت كيفيت طي سالهاي گذشته به حساب مي آيد. مقولهTQM به رغم عموميت داشتن در كليه زمينه ها، تاكنون فقط در كارخانه ها و برخي از مشاغل خدماتي رواج دارد. هرچند، اطلاعات زيادي در مورد اجـــرايTQM در بعضي از زمينه ها از قبيل آموزش، تحقيقات، مشاوره و... در دسترس نيست، ليكن باتوجه به جامعيت مفاهيم و اهداف نهايي TQM در لزوم دستيابي به كيفيت برتر مي توان با بهره گيري از الگوهاي كيفي به كار گرفته شده در ساير زمينه ها و تلفيق آن با شاخص هاي تاثيرگذار در بهبود فرايند آموزش به نتايج قابل قبولي در اين زمينه دست يافت.

مديريت كيفيت فراگير روشي براي اداره يك سازمان است كه اساس آن بر كيفيت و مشاركت همه اعضاي سازمان استوار است و هدف آن نيل به موفقيت درازمدت از طريق جلب رضايت مشتري و تامين منافع همه افراد ذي نفع است.

نظامهاي آموزشي به عنوان بارزترين نمود سرمايه گذاري نيروي انساني در زمينه شكوفايي در جامعه نقش اصلي را برعهده دارد. امروز، اين نظامها سهم قابل توجهي از بودجه هر كشور را به خود اختصاص داده و باتوجه به اهميت و نقش آن در ابعاد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي جامعه ضروري است در جهت بهبود كيفيت نظامهاي آموزشي اقدامات اساسي صورت بگيرد و از هدررفتن سرمايه هاي انساني و مادي جلوگيري شود. مديريت در اين نظامها از اهميت ويژه اي برخوردار است. بنابه گفته فيليپ كومبز اگر قرار است تحولي در آموزش صورت گيرد بايستي از مديريت آن شروع شود.

آموزش در يك ساختار نظام مدار مي تواند نقش كليدي در انتقال دانش داشته باشد. آموزش زماني مي تواند براساس نياز ملي و در جهت گسترش فرهنگ و دانش مديريت نوين استوار باشد كه نظام مديريتي با رويكرد مشتري محور و كيفيت گرا ايجاد شده باشد. ساختار و نظام مديريت آموزشي از اين لحاظ مورد توجه نظام مديريت كيفيت واقع مي گردد. موسسات آموزشي به عنوان پلي ميان توليدكنندگان دانش و دانش پژوهان جهت پاسخگويي به تغييرات اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي خود نيازمند تحول جدي هستند.

مديريت كيفيت فراگير روشي است كه مي تواند اين تحول را در آموزش ايجاد كند. همان طور كه ساليس نيز معتقد است، مديريت كيفيت فراگير« فلسفه اي از بهبود مستمر است كه قادر است مجموعه اي از ابزارهاي عملي و فنون براي برآوردن نيازها، خواستها و انتظارات فعلي و آينده هر موسسه آموزشي را فراهم سازد. باتوجه به اينكه سازمانها و واحدهاي آموزشي، عوامل اصلي و تعيين كننده آماده سازي و تامين نيروي انساني ديگر نهادهاي توليدي و خدماتي در جامعه هستند، ضرورت مطالعه و پياده كردن اصول »مديريت كيفيت فراگير در آموزش بيش از پيش احســـــاس مي شود.
بنابراين، بايد به دنبال يك استاندارد ملي براي »مديريت كيفيت فراگير در آموزش .
بررسي نقش مديريت كيفيت فراگير در آموزش و نيز تاثيرگذاري آموزش برارتقاي كيفيت كار، عملكرد و محصول در سازمانها از اهداف مهم اين گزارش ويژه مي باشد كه در ادامه براهداف مذكور تاكيد شده است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 11:19 |