تبليغاتX
TOTAL QUALITY MANAGEMENT

مدیریت کاری نیست که شما در مورد کارمندان خود انجام می دهید

 بلکه کاری ست که  به همراه آنان انجام می دهید .

کلید واژه ها : مدیریت . همراهی مدیر با کارکنان . یکسو بودن کارکنان با مدیریت. نقش مدیریت

منبع : کتاب کپسول مدیریت .  نوشته ی کنت بلانچارد . ترجمه ی ابراهیم مولایی اقایی و رضا لازمی ونجانی

+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت 7:57 |

بکارگیری TQM در آموزش

بدون شك در حركت به سمت جهاني شدن، كيفيت يك عامل تاثيرگذار است. در روند توسعه صنعت و بازرگاني، يكپارچگي اقتصاد جهاني و رشد و اشباع بازار، كيفيت نقش اصلي را ايفا كرده و يكي از مهمترين عامل هاي رقابت سازمان و موفقيت در بازارهاي ملي، منطقه اي و جهاني به شمار مي آيد.

فرايند جهاني شدن، بازارها و لزوم داشتن توان رقابت باعث ايجاد الگوهاي جديد مديريت كيفيت شده است. مديريت كيفيت فراگير يك فلسفه، نظريه و روش شناسي نو در مديريت كيفيت و نظامهاي نشأت گرفته از آن است.
در حقيقت، تحقق و به كارگيريTQM يكي از ثمرات و دستاوردهاي ناشي از گسترش و بين المللي سازي مديريت كيفيت طي سالهاي گذشته به حساب مي آيد. مقولهTQM به رغم عموميت داشتن در كليه زمينه ها، تاكنون فقط در كارخانه ها و برخي از مشاغل خدماتي رواج دارد. هرچند، اطلاعات زيادي در مورد اجـــرايTQM در بعضي از زمينه ها از قبيل آموزش، تحقيقات، مشاوره و... در دسترس نيست، ليكن باتوجه به جامعيت مفاهيم و اهداف نهايي TQM در لزوم دستيابي به كيفيت برتر مي توان با بهره گيري از الگوهاي كيفي به كار گرفته شده در ساير زمينه ها و تلفيق آن با شاخص هاي تاثيرگذار در بهبود فرايند آموزش به نتايج قابل قبولي در اين زمينه دست يافت.

مديريت كيفيت فراگير روشي براي اداره يك سازمان است كه اساس آن بر كيفيت و مشاركت همه اعضاي سازمان استوار است و هدف آن نيل به موفقيت درازمدت از طريق جلب رضايت مشتري و تامين منافع همه افراد ذي نفع است.

نظامهاي آموزشي به عنوان بارزترين نمود سرمايه گذاري نيروي انساني در زمينه شكوفايي در جامعه نقش اصلي را برعهده دارد. امروز، اين نظامها سهم قابل توجهي از بودجه هر كشور را به خود اختصاص داده و باتوجه به اهميت و نقش آن در ابعاد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي جامعه ضروري است در جهت بهبود كيفيت نظامهاي آموزشي اقدامات اساسي صورت بگيرد و از هدررفتن سرمايه هاي انساني و مادي جلوگيري شود. مديريت در اين نظامها از اهميت ويژه اي برخوردار است. بنابه گفته فيليپ كومبز اگر قرار است تحولي در آموزش صورت گيرد بايستي از مديريت آن شروع شود.

آموزش در يك ساختار نظام مدار مي تواند نقش كليدي در انتقال دانش داشته باشد. آموزش زماني مي تواند براساس نياز ملي و در جهت گسترش فرهنگ و دانش مديريت نوين استوار باشد كه نظام مديريتي با رويكرد مشتري محور و كيفيت گرا ايجاد شده باشد. ساختار و نظام مديريت آموزشي از اين لحاظ مورد توجه نظام مديريت كيفيت واقع مي گردد. موسسات آموزشي به عنوان پلي ميان توليدكنندگان دانش و دانش پژوهان جهت پاسخگويي به تغييرات اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي خود نيازمند تحول جدي هستند.

مديريت كيفيت فراگير روشي است كه مي تواند اين تحول را در آموزش ايجاد كند. همان طور كه ساليس نيز معتقد است، مديريت كيفيت فراگير« فلسفه اي از بهبود مستمر است كه قادر است مجموعه اي از ابزارهاي عملي و فنون براي برآوردن نيازها، خواستها و انتظارات فعلي و آينده هر موسسه آموزشي را فراهم سازد. باتوجه به اينكه سازمانها و واحدهاي آموزشي، عوامل اصلي و تعيين كننده آماده سازي و تامين نيروي انساني ديگر نهادهاي توليدي و خدماتي در جامعه هستند، ضرورت مطالعه و پياده كردن اصول »مديريت كيفيت فراگير در آموزش بيش از پيش احســـــاس مي شود.
بنابراين، بايد به دنبال يك استاندارد ملي براي »مديريت كيفيت فراگير در آموزش .
بررسي نقش مديريت كيفيت فراگير در آموزش و نيز تاثيرگذاري آموزش برارتقاي كيفيت كار، عملكرد و محصول در سازمانها از اهداف مهم اين گزارش ويژه مي باشد كه در ادامه براهداف مذكور تاكيد شده است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 11:19 |

ايجاد يك ساختار مديريت كيفيت فراگير از طريق فناوری اطلاعات  

 

خلاصه

ساختار سازماني تا حدودي توسط صاحب‌نظران TQM مورد بي توجهي قرار گرفته و حتي مشخص نيست كه ساختار TQM بصورت متمركز مي‌باشد ياخير.بسياري از شركت‌ها برنامه‌هاي TQM را بر روي ساختار موجود خود پياده‌سازي نموده و براين عقيده‌اند كه موفقيت هر سازمان تا حد زيادي به هماهنگي بين راهكار و ساختار آن بستگي دارد و در غياب يك دور‌نماي شفاف در يك ساختار TQM,نقش موثر فناوري اطلاعات بعنوان يك عامل ارتقاء كيفيت بيشتر نمايان مي‌شود.در اين مقاله مشخصات اصلي يك ساختار TQM و نقش IT برروي هريك از آنها تشريح گرديده است.

مقدمه
عبارات كليدي:
ساختار سازماني TQM,رسميت دادن به سازمان,تمركز,پيچيدگي,توجه به مشتري,سازمان فرآيند , شبكه‌سازي .
در اين مقاله تغييرات لازم در يك ساختار سازماني كه جهت اجراي موفق TQM ضروري مي‌باشند تشريح شده و اين تغييرات در طراحي دور نماي كلي سازمان,كه هدف آن معرفي عوامل موثر در ساختار سازمان است,بايستي مد نظر قرار گيرند. TQM بعنوان يك راهكار سازماني و برنامه تغيير، فناوري اطلاعات (IT) مؤلفه‌هاي يك ساختار سازماني محسوب مي‌گردند كه از اجراي برنامه تغييرات TQM ناشي شده و به آن ساختار TQM اطلاق مي‌گردد.در اين مقاله فرض براين است كه تحقيقات ناچيزي در زيربناي ساختاري TQM انجام شده,و در آن ابتدا به معرفي TQM و ساختار سازماني و رابطه‌ بين TQM و IT پرداخته مي‌شود.در قسمت‌هاي بعدي ابعاد مختلف ساختار TQM يعني رسميت دادن, تمركز,پيچيدگي سازماني,توجه به مشتري,سازمان فرآيند و شبكه‌سازي و تاثير IT برآنها مورد بحث قرار مي‌گيرد.
در ادامه بحث همچنين نقش IT بر روي هر يك از جنبه‌هاي ساختار TQM تشريح شده و مشخص مي‌گردد كه سيستم‌هاي IT زيربناي برنامه TQM را تشكيل مي‌دهند.
سابقه موضوع
عليرغم اينكه نقش مديريت بر روي تدوين خط مشي‌ها و ساختار منطبق با TQM مشخص گرديده,ليكن در خصوص بررسي تاثير TQM بر روي طراحي سازماني، فعاليت و پيشرفت زيادي انجام نشده است.در واقع برنامه‌هاي تغيير TQM بطور سنتي بر روي مفاهيم فني نظير طراحي فرآيند و محصول و مديريت فرآيند تمركز يافته و توجه بعدي اين طرح به جلب رضايت مشتريان,سهامداران و كارمندان از طريق آموزش,كار گروهي و همكاري در داخل شركت معطوف مي‌باشد و نهايتاً تاكيد كمتري جهت پيگيري موضوع تغيير ساختار شامل توجه به مكانيزم‌هاي كنترلي,تمركزگرايي يا تمركز زدايي و تغييرات فرهنگي وجود دارد، لیکن بر اساس نظرات آقایان گرانت، شانی و کریشنال در سال 1994 شرکت ها عملا در حال بازنگری ساختار سلسله مراتب مدیریتی خود بوده بر این نکته تاکید دادند که مدیریت رده بالا و کارمندان بایستی پشتیبانی خدمات لازم را جهت واحدهای مرتبط با مشتریان تامین نمایند. همچنین نتیجه مطالعات متعدد انجام شده توسط آقایان هیل و کالینز در سال 1999 دستورالعمل های کلی جهت یک ساختار TQM را معین می کنند. اگر چه TQM ممکن است باعث تغییراتی در ساختار سازمان شود که آن را به طور عمده از وضعیت قبلی خود دور کند، لیکن بر اساس نظر نویسندگانی نظیر داونپورت، هیل و ویلکینسون، TQM به واسطه تمرکز بر روی فرآیندهای موجود، ندرتا ممکن است طرح اصلی ساختار سازمان را بطور بنیادی دگرگون نماید. نویسندگانی نظیر ویلکینسون و ویچر بر این باورند که TQM بیشتر در درون ساختارهای موجود پیاده شده و نباید به عنوان عاملی جهت تغییر شکل آنها تلقی گردد.
TQM عمدتا بر روی قابلیت های نیروی انسانی تاکید نموده و به امتیازات ناشی از موقعیت های شغلی بها نمی دهد و نظریه پردازان آن نیز بیشتر به هماهنگی افقی (ونه از بالا به پایین) بر اساس جریان فرآیند کاری اعتقاد داشته و لزوم ایجاد روابط بین تولید کنندگان و مشتریان را مطرح می نمایند. آقای هانت در سال 1993 طرحی از مدیریت کیفیت فراگیر را در نظر داشت که بر اساس آن اولا فرآیند، بجای عمل، عنصر اصلی تجزیه و تحلیل کار سازمان باشد، ثانیا کارمندان بجای اینکه صرفا شاغلین واحدهای کاری مختلف باشند بیشتر بر روی فرآیندها تاکید نموده و به آنها وفادار بمانند و ثالثا عواملی نظیر پاسخگویی به درخواست مشتریان و ارتقاء کیفیت جایگزین و اداری موجود گردند.
در سال 1998 آقایان تاتار و پراساد اعلام نمودند که ساختارهای ارگانیک بیشتر در راستای موفقیت اجرای TQM قرار دارند، در حالیکه آقای کلمر قبلا در سال 1992 سازمان مبتنی بر TQM را کاملا در جهت مخالف ساختار مکانیکی قلمداد نموده بود. از سوی دیگر تاکید TQM بر کاهش تغییرات و حاکم نمودن فرآیندها در سازمان و ایجاد هماهنگی و از طرف دیگر اهمیت دادن به کارکنان و آموزش، حاکی از متنوع بودن اهداف TQM می باشد که در نهایت هدف رضایت مشتری را دنبال می کند.
استفاده از فناوری اطلاعات این توانایی ساختاری را بوجود آورده که ضمن رفع ناهماهنگی ها، کارهایی را که قبلا میسر نبود امکان پذیر نماید، مثلا عباراتی نظیر کنترل در مقابل خود مختاری و یا تمرکز گرایی درمقابل تمرکز زدایی دیگر مفاهیمی کاملا متضاد در دو سوی طیف نبوده بلکه بنا به ضرورت و به صورت همزمان می توانند کارآیی داشته باشند. بسیاری از سازمان ها با استفاده از فرصت تغییرات حاصل از برنامه TQM، امکان بکارگیری فناوری اطلاعات(IT) را در سازمان خود فراهم نموده و بنابراین TQM را تحت پشتیبانی یک ساختار مدرن قرارداده اند.
در بخش های بعدی، ابتدا ارتباط بین ساختار سازمانی و TQM از یک سو و TQM و IT از سویی دیگر و نیز کاربرد تکنولوژِیهای اطلاعاتی کلیدی در ارتقاء سازمانی TQM مورد بحث قرار می گیرد.

ساختار سازماني و TQM
تئوري كلاسيك سازماني دو نوع سازمان متفاوت را تحت عنوان مكانيكي و بنياني(ارگانيك) معرفي مي‌نمايد كه زيربناي تشكيل سازمانهاي ديگر محسوب مي‌شوند.ساختار مكانيكي برپايه مديريت عملي كه ارتقاء بهره‌وري را باعث مي‌شود شكل گرفته و از مشخصات آن رسمیت زیاد، تمركز گرايي زياد و پيچيدگي فراوان مي‌باشد که این مدل توسط هنری فایول در سال 1929 ایجاد شده و در نقطه مقابل آن ساختار بنياني قراردارد كه بر مبناي اصول بيولوژيك توسط فن برتالانفی در سال 1950 ارائه تعريف گرديده و سازماني است با رسمیت کم و داراي كانالهاي ارتباطي در كليه جهات و بصورت غير متمركز. هدف این سازمان رشد و بقاء بوده و بر اساس بخش اصلی تئوری مدیریت ساختار چنین سازمانی به راهکار آن بستگی دارد.
با توجه به اينكه هر دو نوع سازمان فوق الذكر قبل از ابداع IT بوجود آمده‌اند برخي نظريه پردازان سازمان معتقدند كه هم اكنون IT عامل اصلي ساختار سازماني گرديده و بطور مشخص به نقش IT در پياده سازي TQM در سازمان اشاره مي‌نمايند كه البته اين موضوع با نقش IT در شكل‌گيري مفهوم TQM متفاوت مي‌باشد، مانند ایجاد بازخورد، فراهم سازی فرآیندهای بهتر کیفیت حصول اطمینان از ایجاد سیستم های اطلاعات کیفیت، و نیز تسهیل ارتباط بین زیرمجموعه های تیم TQM. تاثير IT معمولاً از ديدگاه اثرات برروي ساختار و فرايندهاي سازماني جهت حصول به اهداف و آرمانهای شركت، مورد مطالعه قرار مي‌گيرد.بنابر این بیشتر بر روی فرآیندهای TQM تکیه دارد تا بر روی عملکرد سازمان.

IT و TQM
بطور كلي IT بعنوان عامل بكارگيري TQM محسوب شده و سيستم‌هاي اطلاعاتي نقش كليدي در حصول به اهداف TQM از طريق منابع انساني استراتژيك و حوزه‌هاي فني ايفاء مي‌نمايند,بنحوي كه استفاده از IT در اندازه‌گيري,درك,و پيشرفت سطح كيفيت پايدار سازمانها رو به گسترش مي‌باشد،بعبارت ديگر IT باعث تسهيل استفاده از فرآيند‌هاي كنترل آماری(SPC)، توسعه عملکرد کیفیت(QFD) و ايجاد سيستم لحظه‌اي جمع‌آوري ديتا جهت جلب رضايت مشتريان می شود.
فرآيند داخلي، سيستم هاي کاري حساس و ساير سيستم هاي اندازه گيري را که جهت پشتيباني از TQM ضروري مي باشند کنترل مي کند. آقاي کنشتات در سال 1990 اين نظريه را مطرح نمود که تجهيزات ارتباطي پيشرفته، ابزار محاسباتي و سيستم هاي ذخيره اطلاعات عوامل اصلي موفقيت TQM مي باشند و در واقع IT وسيله اي جهت تداوم پيشرفت محسوب مي گردد، حتي در حالتي که فرآيندهاي اساسي و ارتباط کاري مديريت با کارمندان به همان شکل سنتي باقي بمانند . آقاي هيوز در سال 1994 با استفاده از روش مطالعه موردي کيفي در خصوص نقش IT بر روي TQM تحقيق نمود و در تجزيه و تحليل كاربردهاي IT در فرآيندهاي TQM در عمليات كاري و اداري چهار موسسه آموزش عالي به اين نتيجه رسيد كه IT بعنوان عاملي جهت تسهيل TQM تلقي گرديده و كاربرد آن در يك محيط TQM مستلزم ايجاد تغييرات مهم در فرهنگ سازماني توسط مديران و مسئولين اين موسسات بود،ليكن در اين تحقيق به اينكه چگونه و كجا بايستي از IT در فرآيندهاي TQM استفاده نمود اشاره‌اي نشده است.بنابراين,براساس مقاله‌ سال 1994 آقاي چو,IT بعنوان يكي از عوامل اصلي موفقيت در جهت تاثير‌گذاري TQM بر عملكرد سازماني شركت‌هاي شناخته‌شده گرچه در اين مقاله چگونگي بكارگيري IT در جهت پيشبرد TQM توضيح داده نشده است. در ادامه بحث فعلي ارتباط بين IT و ساختار TQM از طريق تشريح جنبه‌هاي مختلف ساختار TQM مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

رسميت‌دادن و تمركز گرایی

اين واقعيت كه TQM معمولاً بعنوان جايگزين «مديريت از طريق كنترل» تعريف مي‌شود نشان مي دهد كه سازمان TQM يك سازمان غير رسمي بوده و بصورت غير متمركز مي‌باشد.از طرفي كارمندان بايستي قدرت تصميم‌گيري در خصوص مسائل كاري را داشته,جهت رفع مشكلات با يكديگر بحث و گفتگو نموده و در نهايت با حذف روش‌هاي غير مؤثر كيفيت كار را بالا ببرند, و از سويي ديگر برخي محققين TQM بر روي مكانيزم كنترل بعنوان اولويت اصلي و استفاده از فرآيندکنترل آماری(SPC )تاكيد دارندكه باعث كاهش بي‌ثباتي در فرآيندهاي مختلف مي‌شود و اين كاهش كه مستلزم سطح بالايي از رسميت مي‌باشد بطور واضح در مفهوم كلي استاندارد ISO9000 نشان داده شده است.
مورن اوزون و پريس در سال 1998 يك مدل يكپارچه مديريت استراتژيك طراحي سازماني,و مديريت كيفيت را ابداع نمودند,بدين ترتيب كه آنها سازمان كيفيت را به سازمان تضمين كيفيت يا Quality Assurance (QA) و سازمان TQM گروه‌بندي نمودند كه مشخصه سازمان اول انطباق و مشخصه سازمان دوم رضايت مشتريان داخلي و خارجي و بهبود مداوم مشاركت كاركنان مي‌باشد.مدل آنها سازمان QA را در حوزه رسميت و تمركز گرايي بالا قرار داده در حالي كه سازمان TQM دقيقاً عكس اين حالات را دارا بود.اما اين نوع تجزيه و تحليل مربوط به دوره قبل از IT بود و و در واقع رسميت زياد و يا كم و يا تمركز گرايي در مقابل تمركز زدايي, ديگر جزو معيارهاي مشخصه ثابت يك سازمان محسوب نمي‌شوند بلكه مي‌توان گفت كه TQM اساسا يك سازمان,قابل انعطاف بوده و براساس نياز مي تواند هم رسمي و غيررسمي و هم تمركز و غيرمتمركز باشد.
وكوركا در سال 2002 طبق نظريه خود اعلام نمود كه TQM مانند ساير برنامه‌هاي تغيير مي تواند زنجيره توليد سازماني را با قابليت انعطاف مناسب در بازار رقابتي موجود متحول نمايد. مخابرات و فناوري شبكه نيز تا حدودي مفاهيم سازمان متمركز و غيرمتمركز را بهم نزديك نموده‌اند بنحوي كه كارمندان مي‌توانند از طريق كامپيوتر مشتري از نيازهاي او آگاه شده و رضايت وي را جلب نمايند.كه اين كار با استفاده از زيرساخت‌هاي يكپارچه و ديتا بيس‌هاي مشترك موجود در شركت انجام شده و مديريت ارشد نيز مي‌تواند بطور همزمان و در يك ساختار غيرمتمركز كليه عمليات را از طريق سيستم‌هاي اطلاعاتي اجرايي Exective Information Systems(EIS)نظارت و كنترل نمايد.به منظور اينكه مديران اجرايي بيش از حد درگير اطلاعات اجرايي روزمره نشوند سيستم EIS برخي شاخص‌هاي كليدي را برگزيده و گزارش هاي موردي را ارائه مي‌نمايد.معمولاً مديريت ارشد به روش متمركز عمل نموده و صرفاً تحت شرايط خاص خود را در مديريت اجرايي كارها دخالت مي‌دهد.اساساً ايده‌ اوليه سازمان متمركز بعنوان يك ساختار ايده آل جهت كنترل و هماهنگي فعاليت هاي سازماني مطرح گرديد ليكن IT نقش موثر خود را بعنوان يك جايگزين مناسب جهت كنترل و هماهنگي در مقايسه با روش سنتي به اثبات رسانده ‌است بنابراين يك روش غيرمتمركز الزاماً بعنوان فقدان كنترل مديريتي و يا هماهنگي ضعيف بين قسمت هاي مختلف كاري سازمان تلقي نگرديده,بلكه برعكس,با بكارگيري موثر IT در يك ساختار TQM جنبه‌هاي مختلف كنترل و هماهنگي تقويت نيز خواهد شد.
پيچيدگي
کانتر در سال 1987 پیشنهاد نمود که سازمان را مي‌توان از طريق فرآيند تمركز زدايي و ارجاع پاره‌اي از امور به ساير شركت‌هاي فرابخشي كوچك نمود.شركت موتورولا در سال 1992 تغييرات سازماني عمده‌اي را بشرح زير به انجام رساند:
- تقليل كارمندان سطوح مديريتي و نظارتي و گسترش حوزه كنترل
- تقليل سازمان به سطح قابل مديريت,ايجاد انگيزه‌ كارگروهي و افزايش احساس مسئوليت كاركنان
- ادغام كارها جهت حذف قسمت‌هاي موازي



- تغيير نقش سنتي كنترل انضباطي سازمان به نقش هدايت‌گر
تقريباً تمامي صاحب نظران بر اين باورند كه سازماني با كيفيت بالا لزوماً بايستي داراي پيچيدگي كمتري باشد بدين معني كه سطوح مديريتي كمتر و ساختار سازمان ساده‌تر باشد كه اين موضوع نه تنها رضايت مشتري را به سطح تصمیم گیری نزدیک می کند بلکهابعاد فیزیکی سازمان را نیز کوچکتر می نماید که این موضوع از تنش‌هاي فرهنگي و نوسانات اداري نيز خواهد كاست.یکی از ر وش‌هاي ساده نمودن سازمان حذف سطوح مديريت مياني بجاي سطوح پائيني مي‌باشد.شركت غذايي زنجيره‌اي بين‌المللي Pigga Hut در برنامه‌هاي تغيير ساختار خود موفق بود.زيرا تاكيد آنها بر روي تغييرات در سطوح مديريتي از سوي ديگر شركت‌ موتورولا مالزي تجربه‌اي ناموفق در برنامه تغيير ساختار خود داشت زيرا با حذف سطوح پائيني,ناظرين توليد را در سلسه مراتب سازمان دو درجه ارتقاء دادند غافل از اينكه آنها فاقد قابليت‌هاي مديريتي لازم بودند.
يكي از موارد تكراري در تغييرات سازماني مبتني بر IT موضوع سازمان شبكه و زيرمجموعه آن يعني سازمان مجازي است كه هر دو همانند سازمان TQM برمبناي فرآيندپايه ريري شده‌اند.
روش هاي گوناگوني وجود دارد كه IT از طريق آنها بتواند از پيچيدگي سازمان TQM بكاهد كه يكي از آنها روشي است كه بين سطوح برنامه‌ريزي و اجرايي ارتباط و همكاري مستقيم ايجاد نموده و در نتيجه سطوح مديريت مياني را حذف مي‌نمايد,بطورمثال پست‌الكترونيكي (e-mail),سيستم‌هاي اطلاعاتي اجرايي(EIS),و شبكه‌هاي اينترانت عمدتاً در جهت كوچك نمودن سازمان مورد استفاده قرار مي‌گيرند.ديتا بيس‌هاي مدرن و فناوري‌هاي شبكه ارتباط بين سطوح مختلف سازمان را تسهيل نموده و سيستم‌هاي مديريتي نظير”برنامه‌ريزي‌منابع شركت” (ERP)و يا ”مديريت روابط مشتريان”(CRM)بسياري از سطوح سازماني را كارآمدتر نموده‌اند
توجه به مشتري
جلب رضايت مشتري هدف TQM بوده و بهمين دليل سازمان TQM را معمولاً يك سازمان مشتري محور نام مي‌برند براساس فرضيه‌هاي متفاوت مشتريان را در خدماتي كه دريافت مي كنند مي‌توان به عنوان بخشی از کارمندان محسوب نمود و با مثلاً می توان مشتریان را در طرح و اجرای کارهای سازمانی دخالت داد. حتی پیشنهاد شده است که ساختار سازمان بایستی بجای بهره وری داخلی بر اساس جلب رضایت مشتری طراحی می شود.بطور مثال شركت IBM در ابتدا داراي قسمت‌هاي متعدد و فروش بود,بدين ترتيب مشتري جهت خريد يك ماشين تحرير برقي و يا يك كامپيوتر شخصي و يا ميني كامپيوتر مي‌بايستي با نمايندگان فروش مختلف تماس مي گرفت بدون اينكه به دريافت جواب قطعي و تصميم‌گيري نهايي موفق شود.لذا براساس شكايت مشتريان IBM ساختار بخش فروش خود را تغيير داد و بهمين ترتيب بسياري از ادارات دولتي نيز بجاي سازماندهي حول برنامه‌ها ساختار خود را برمبناي مشتري مداري پايه‌ريزي نمودند.
TQM همواره خواست مشتری را مدنظر دارد و تمرکز کلیه فعالیت های شرکت جهت جلب نظر مشتری شعار اکثر برنامه های TQM بوده است . لیکن مشکل عمده در این است که قسمت های موازی خدمات مشتریان در سازمان وجود دارد كه با يكديگر نيز هماهنگ نبود و نهايتا نارضايتي مشتري را سبب می شوند. پراكندگي سيستم‌هاي اطلاعاتي نيز,كه بطور سنتي در داخل محدوده‌هاي كاري تشكيل شده‌اند,وضع را بدتر مي كند,بنابراين IT نيز بناچار بجاي فرآيندها از عمليات سازمان پشتيباني مي‌نمايد.برهمين اساس TQM تاكيد دارد كه با استفاده از فناوري‌هاي شبكه يكپارچگي قسمت‌هاي پراكنده خدمات مشتريان تامين گردد.راتنام در سال 1995 در خصوص تاثير بكارگيري IT جهت افزايش هماهنگي مابين گروههاي پشتيباني مشتري مطالعاتي را انجام داد,بعنوان مثال كمپاني خدمات پستي بين المللي فدرال اكسپرس در حال حاضر اين امكان را از طريق اينترنت براي مشتريان خود فراهم نمود كه از طريق نقاط تماس مشخص در مورد چك كردن قیمت‌ها,تهیه بر چسب حمل پيدا كردن نزديكترين محل تحويل بسته‌پستي,و رديابي آخرين وضعيت محموله خود اقدام نموده و اين سيستم شبيه مثال كمپاني IBM بر مبناي يك زيرساخت يكپارچه IT كه تمام اطلاعات مربوط به مشتري را روي شبكه قرار مي‌دهد پايه‌ريزي‌ گرديده‌است.برآورد نياز مشتريان بصورت انبوه(MC:Mass Customigation) نيز يكي ديگر از دستاوردهاي TQM مي‌باشد كه از تركيب دو عبارت توليد انبوه (Mass Production)و برآورد نياز درخواستي مشتري Customigation بوجود آمده است.ايده اوليه MC توليد انبوه محصولات ارائه و خدمات براساس در خواست مشتريان مختلف با قيمت پايين و كيفيت بالا مي باشد كه باعث افزايش توان پاسخگويي و قابليت انعطاف شركت مي‌گردد.MC بستگي به قابليت زياد شركت جهت دريافت اطلاعات از مشتريان و تنظيم فرآيندهاي توليد جهت پاسخگويي به نيازهاي در حال تغيير بازار دارد.نكته قابل توجه در خصوص MC اين است كه اين موضوع نه تنها فرآيند عمليات توليد,بلكه قسمت‌بازار يابي و فروش و امور پرسنلي و مالي را نيز در بر مي‌گيرد. استفاده از شبكه‌ جهاني اينترنت بطرق مختلف باعث تسهيل در MC شده و اجراي آن در چار چوپ تغييرات مبتني برفرآيند مانند TQM و يا مهندسي مجدد با استفاده از IT امكان پذير مي‌باشد.

مبنای فرآیند

TQM اساساً یک سازمان مشتری محور است که بر پایه فرآیند های مستقل طراحی گردیده است و تاکید بر روی خدمات مشتریان، سازمان را ملزم می نماید ید که فرآیندهای فوق الذکر را به این سمت سو ق دهد. سازمان TQM شامل يك سري فرآيندهاي بهم وابسته است كه بايستي آنها را درك نموده و بهبود بخشيد.در سال 1992 استرداد طي نظريه خود در مورد سازمان فرآيند اعلام نمود كه در آينده مشاغل اجرايي بصورت گروهي از كارمندان مانند مدير قسمت فروش تعريف نشده بلكه بعنوان فرآيند مشخص مي‌گردند.مثلا معاون ارشد مدير قسمت ارسال اجناس مشتريان تحت عنوان فروش,حمل,و صدور صورتحساب در سازمان تعريف مي‌گردد,بعبارت ديگر ,كارمندان داراي عنوان شغلي مشخصي در چارت شركت نخواهد بود و بخشي از يك نقشه فرآيند محسوب مي شوند
. مثلاً اگر شما از همکارتان بپرسید جلب رضایت چه کسی درشـرکت و عناوین شغلی برا ی شما اهمیت دارد و او پاسخ دهد « رئیس مربوطه » این نشاندهنده این موضوع است که آن شخص هنوز به سلسله مراتب سازمانی اعتقاد دارد ، لیکن اگر پاسخ داد « شخص شاغل در فرآیند بعدی ویا مشتری » مشخص می شود که وی دیدگاهی سیستمی سازمان را درک کرده است. .
تعدادي از روش‌هاي طراحي و بهبود فرآيند توسط تا گوشي در سال 1970 و نيز توسط آكائو تحت عنوان «بكارگيري عمل كيفيت» (QFD) در سال 1990 ابداع گرديده‌اند و مواردي از روش‌هاي جديد بهبود فرآيند نيز در ادبيات مهندسي مجدد در مقاله‌هاي پپارد و رولند در سال 1995 معرفي شده‌اند.
نقش IT در تبیین سازمان TQM مبتنی بر فرآیند ، از طریق ادغام فعالیت ها در قالب فرآیندها و احتراز از ساختارهای سنتی بسیار حائز اهمیت بوده که شامل بر تجزیه و تحلیل فرآیندهای موجود و ادغام آنها در فرآیند های باارزش افزوده و نرم افزارهای تولید شده جهت حصول به هدف پشتیبانی از فرآیند ها کاملاً حائز اهمیت می باشند مثلاً تجارت الکترونیکی ( E-commerce ) صرفاً تعامل یک مشتری بایک مرکز خاص از طریق وب نبوده بلکه صرفاً از طریق یک تغییر ساختار اساسی شرکت جهت ارائه سرویس آنی به مشتری و تقلیل ( اگر نه حذف کلی ) عامل انسانی صورت می گیرد.
گروههای کاری ترکیبی
تشکیل گروههای کاری کلید موفقیت مدیران است که سازمانهای TQM مبتنی بر فرآیندها راهدایت می نمایند و این گروهها که از افراد با تخصص های مختلف با مسئولیت مشترک تشکیل گردیده اند درسازمان های سنتیً اغلب ارتباط کاری نداشته، لیکن در سازمان TQM کار آنها کاملاً به هم وابسته است . بایستی توجه داشت که موفقیت تشکیل گروه به فرهنگ اجتماعی بستگی دارد مثلا در ژاپن گروههای کاری اذعان دارند که موفقیت آنها بواسطه برخی خصوصیات مشترک فرهنگی بوده است.
سيستم‌هاي IT مي‌توانند بنحوي طراحي شوند كه يا آزادي عمل كاري لازم را به كارمندان بدهند و يا آنها را كنترل نمايند,بعبارت ديگر كارمندان اجرايي مي توانند با امكان دسترسي به اطلاعات به روز تصميمات سنجيده اتخاذ نموده و يا از طرف ديگر IT مي‌تواند بعنوان ابزار كنترل و نظارت بر رفتار كاركنان مورد استفاده قرار گيرد.
سازمانها در صورتي كه بخواهند در برنامه‌هاي TQM خود بازدهي لازم را داشته باشند بايستي يك راهكار مشخص آزادي عمل براي كاركنان خود تعيين نمايند و در اين مورد IT مي‌تواند نقشي بسيار حساس در ارتباط بين اعضاي گروههاي كاري ايفا نمايد,كه از آن جمله مي‌توان از مديريت گردش كار,سيستم‌هاي پشتيباني تصميم گروهي,و همكاري گروهي با پشتيباني كامپيوتر (CSCW)نام برد.مثلاً ايجاد يك فرآيند توليد جديد و موثر مستلزم اخذ اطلاعات از قسمت‌هاي مختلف شركت (توليد,بازاريابي و پژوهش و توسعه) مي‌باشد كه IT در اين خصوص مي تواند سريعترين ابزار انتقال اين اطلاعات باشد. در سال 1997 هامري و نيهتيلا يک مطالعه ء موردي را انجام داد که بر اساس آن پروژه هاي طراحي شامل گروه هاي متعدد از مکان هاي مختلف بود و در اين مورد کاربرد هاي بر پايه ء وب Webbased نقش خود را در عمليات توليد محصول جديد بعنوان يک محيط ارتباطي و اطلاعاتي کارآمد به اثبات رساندند. بهمين ترتيب گروه هاي مجازي و يا گروه هايي که فعاليت آنها بصورت شبکه اي است بيشترين استفاده را از فناوري شبکه مي نمايند. محاسبه متحرک (Mobile Computing) يکي ديگر از کابرد هاي IT جهت توسعه ء محدوده کاري سازمان و تشکيل گروه هاي از نواحي جغرافيايي مختلف و يا با مشاغل گوناگون جهت رفع مشکلات شرکت مي باشند.
مشارکت ها
همانطور که قبلاً ذکر شد سازمان شرکت های موفق خیلی پیچیده نبوده واین شرکت ها از طریق حذف برخی از سطوح مدیریت ، سازمان خود را کوچک نموده اند و یکی دیگر از روش ها outsourcing یعنی ارجاع بخشی از کارها به سایر شرکت ها و نیز جداسازی قسمتی از خود شرکت می باشد.
به عنوان مثال شرکت کامپيوتري اپل Apple بخشي از عمليات خود را با حفظ وابستگي بلند مدت ، از شرکت مادر جدا نمود که نتيجه ء آن افزايش قدرت رقابت و سرمايه گذاري شرکت بود. آقاي تاکئو فوجياوا مدير عامل کمپاني هوندا (Honda)، که داراي يکي از بهترين سيستم هاي مديريت در سطح جهان مي باشد، نيز به اهميت يک ساختار مناسب مبتني بر کيفيت پي برده بود و با تاکيد بر حفط برتري هوندا در طراحي ومهندسي صنايع اتومبيل سازي دنيا، تغييرات سازماني ابتکاري را در کمپاني خود ایجاد نمود بدین ترتیب که وي بخش تحقيق و توسعه (R&D) کمپاني هوندا را از شرکت مادر جدا و بعنوان يک شرکت مستقل سازمان دهي نمود. طرح آقاي فوجیا بقدري جاه طلبانه و افراطي بود که حتي در در داخل کمپاني هوندا مخالفت هايي را برعليه وي برانگيخت. در مرحله ء بعد بخش مهندسي هوندا نيز از کمپاني مادر جدا شد و صرفا بخش هاي بازاريابي ، فروش و اداري جزو بدنه اصلي کمپاني باقي ماندند.
این نوع مشارکت ها بعنوان همکاریهای استراتژیک بلند مدت معمولاً از طریق سیستم های اطلاعات بین سازمانی انجام می شوند که این سیستم ها می توانند از شبکه های اختصاصی و یا عمومی استفاده نمایند. درمورد نوع و نحوه مبادله مدارک و پرداخت ها معمولاًتوافقاتی بین شرکت ها بمنظور انتقال وجه الکترونیک (EFT ) و استفاده از شبکه های خصوصی مجازی ( VPN ) انجام می شود .
شبکه سازی
آقاي فوجيسا وا بمنظور کاستن از واکنش هاي منفي در خصوص تصميمات ابداعي خود ، ايده ء نياز به همکاري را مطرح نمود، بنحوي که شرکت هاي مختلف موظف گرديدند که بعنوان مشتري يکديگر وارد صحنه شوند. البته اگرچه در مديريت کيفيت معمولا ساختارهاي سازماني کوچک مرجع مي باشند، ليکن بهمان نسبت ميزان سرمايه هاي آنها نيز محدودتر است، لذا بمنظور رفع اين اشکال شرکت ها بايستي بعنوان اعضاي يک شبکه با يکديگر همکاري نموده و عرضه کنندگان ، مشتريان و حتي رقباي خود را نيز در اين روند دخالت دهند که البته ميزان موفقيت اين مشارکت در موارد مختلف و صنايع گوناگون متغير بوده است.
شبکه هاي اکسترانت و اينترانت معمولا از طريق اينترنت برقرار مي گردند و مانند ساير فناوري هاي دخيل در تجارت الکترونيک شرکت ها را قادر مي سازد تا با سهامداران و شرکاي اقتصادي خود از طريق شبکه اي فوق الذکرارتباط برقرار نموده و تجارت خود را توسعه دهند، بعنوان شرکت بين المللي توليد پوشاک LeviStrauss به تهيه کنندگان منسوجات خود اجازه ء دسترسي به ديتابيس خود را مي دهد تا آنها دقيقا بدانند شرکت فوق الذکر چه مقدار توليد و فروش دارد بنحوي که آنها بتوانند نيازهاي شرکت را در موعد مقرر تامين نمايند. بهمين ترتيب شرکتNational Semi-Conductor (NSC) مشتريان خود را در فرايند طراحي و مهندسي ميکرو چيپ هاي خود دخالت مي دهد تا نهايتا محصولي مطابق خواست آنها عرضه نمايد. مشتريان شرکت NSC در سراسر دنيا قادرند بااستفاده از شبکه ء اکسترانت اين شرکت بطور لحظه اي نظرات و درخواست هاي خود را با شرکت مذکور در ميان بگذارند.
نتیجه گیری
بر روی مکانیزم TQM بعنوان یک برنامه تغییر جهت تداوم فعالیت سازمان تا کنون تأکید زیادی گردیده و در بسیاری از این برنامه ها مشخصات رفتاری و ساختاری سازمان مربوطه نادیده گرفته شده ا ند .به خصوص انهایی که TQM را به عنوان جزء لاینفک سازمان های امروزی معرفی می کنند. گریس اظهار می کند که گرایش TQM به حاشیه راندن نقش گروهای خارجی ذینفعی همچون اتحادیه های خارجی و موسسات صوری کارمندان می تواند به گونه ای از استثمار و تضعیف کارمندان بیانجامد. تحقیق روشن می کند که سهم موفقیت برنامه های TQM، اساسا به دلیل فقدان تعدیلات سازمانی، در داخل دامنه 20 تا 30 درصدی قرار دارد. پیغام روشن است، سازمانهایی که تمایلی به سازگاری با TQM ندارند،نمی بایستی جرات وارد شدن به آن را به خود بدهند. در این مقاله مشخصات ساختاری اصلی که تحت تأثیر تغییرات قرار مي گيرند بررسي گرديد و مشخص شد كه ‏TQM تغييرات اساسي در نحوه عمليات و ساختار سازماني شركت ها را ضروري مي داند. كارشناسان مربوطه به شركت ها توصيه مي كنند كه تغييرات TQM را بطور کامل ارزیابی نموده و ظرفیت سازمان خود جهت جذب این تغییرات و انطباق با آنها را بررسی نمایند.ما همچنین استدلال کرده ایم که IT قابلیت خود را بعنوان عاملی جهت هماهنگی سازمان با تغییرات TQM به اثبات رسانده، لیکن بسیاری از شرکتهایی که TQM را بمورد اجرا در آورده اند هماهنگی لازم بین اهداف IT و TQM سازمان خودرا نداشته و لذا ضروری است این شرکت ها انجام TQM را در دستور کار و برنامه های استراتژیک خود گنجانده و همزمان با پیشرفت برنامه ها، استفاده از فناوری اطلاعات (IT) را نیز مدنظر داشته باشند.

منبع :CR Vol. 14. No 1&2

+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 14:9 |

تیم های خود راهبر



چكیده
منابع انسانی مهمترین سرمایه در هر سازمانی هستند. تاكنون سازمانها نحوه آرایش افراد خود را در الگوهای كاری به شكلی تنظیم كرده اند كه مشاركت كاركنان را محدودسازند. بسیاری از شركتها سعی كرده اند كه از ساختار سازمانی جامد سنتی فقط به منظوررها شدن از نتایج ضعیف به سمت ساختار انعطاف پذیرتری حركت كنند. تفاوت بین موفقیت و شكست بستگی به اندازه و منابع شركت ندارد بلكه بستگی به طرح صحیح وتوفیق غلبه بر موانع دارد.
این مقاله تجربیات شورون (CHEVRON)در ایجاد تیم های كاری ، ارزیابی موانع وگامهای پیشنهادی در راه كسب موفقیت تیم های خودراهبر را بیان می كند.

مقدمه

تیم های كاری خودراهبر، همچنان كه تكامل TQM ادامه دارد، معمول تر شده اند.تیم های خودراهبر كارمندانی هستند كه برای یك محصول كامل یا یك فرایند مسئول هستند. تیم نه تنها كار را انجام می دهد، بلكه درواقع در مراحل طراحی و ارتقا كار نیزنقش دارد. تیم های خودراهبر فضایی را ایجاد می كنند كه ایمان جای ترس را می گیرد،پذیرش ریسك و خلاقیت تقویت شده ، اعضا به حرف یكدیگر گوش می دهند و هركس آزادانه می تواند ابرازنظر كند بدون اینكه وحشتی از انتقاد دیگران داشته باشد.
این مقاله تلاش شركت شورون را در ایجاد تیم های خودراهبر بیان می كند. قبل ازبررسی تجربه شورون ، نویسنده تكامل تاریخی تیم های خودراهبر را شرح می دهد ومواردی را در رابطه با موفقیت تیم های خودراهبر شركتهای آمریكایی برمی شمارد.
هدف شركت ، پرورش كارگروهی ، افزایش دخالت كاركنان و مساعدت بیشتر بود.

تكامل تاریخی

گروههای كاری خودراهبر همچنین به عناوینی مثل : تیم های خودگردان تیم های خودحامی ، تیم های خودراهنما، گروههای كاری خودكار، گروههای خود تنظیم و غیره معروف هستند.
ساختار تیم بسیار بستگی به اهداف و ساختار سازمانی دارد (هارپر و هارپر، 1993).مفهوم گروههای كاری خودراهبر چیز تازه ای نیست چرا كه تجاربی در این موردسالهاست كه به دست آمده اند. این مفهوم ادامه برنامه دوایر كیفیت و برنامه های دیگربهبود كیفیت است كه اختیار كاركنان را افزایش داده و آنها را ترغیب به مشاركت می كند.
این برنامه ها در آمریكا، ژاپن و بسیاری از كشورهای اروپایی موفقیت آمیز بوده است .گروههای كاری خودراهبر، بسط منطقی دوایر كیفیت هستند. هدف اصلی هر دو این مفاهیم افزایش دخالت كاركنان در كارهاست . به هرحال استفاده از گروههای كاری خودراهبر، تغییرات ژرفی در طریقه كار روزانه سازماندهی شده و ارتباط اعضای گروه به رئیس گروه می شود. كاركنان احساس مالكیت نسبت به نتایج پیدا می كنند و این روش برعملیات سنتی مغلوب است (گلاسر 1990).

گروههای كاری خودراهبر همچنین نتیجه مستقیم تئوری سیستم های اجتماعی -فنی (SOCIO TECHNICAL SYSTEMS=STS)هستند كه از ارزش توان افزایی حمایت می كند و تمركز آن بیشتر روی مشتری و خدمات است .
اولین بار توسط اریك تریست و همكارش در انگلیس چهاردهه قبل ارائه شد، این تئوری بیان می كند كه سازمانها، افراد و تكنولوژی را به شكل پیچیده ای تركیب كرده تامحصولاتی را تولید كنند (كامنینگ و سری و استوا 1977، دیویس 1977).
در یك دید وسیعتر، STS مراحل كاری را مهندسی مجدد می كند. این یك راه حل مساله برای بهبود سازمان نیست . درعوض هدف آن عملكرد در یك حالت غیربحرانی است جایی كه سیستم به طور اتوماتیك ریشه بسیاری از مشكلات را می خشكاند.

ابزار اولیه اجرای برنامه اجتماعی - فنی ازطریق استفاده از تیم با گروههای طراحی نمونه بوده است . تیم ها اغلب برنامه های طراحی شده را به اجرا درمی آورند و آموزش راتشویق می كنند. تئوری سیستم های اجتماعی - فنی یك جریان از بالا به پایین است وموفقیت آن نیاز به یك تغییر در فضای فرهنگی و سازمانی دارد. این سیستم كاری را ارائه می دهد كه محصول به خوبی تعریف شده است و به طور اثربخش حمل می شود. STSاثربخشی سازمان را ازطریق عامل انسانی و خلاقیت بهبود می بخشد. باSTS، تمامی مدیران و كارگران یك زبان كاری مشترك دارند كه برنامه تغییرات خروجی یا محصولات اولیه است . این زبان مشترك اشتراك مساعی را ممكن می سازد. درجایی كه هركس روی مشتری یا محصول مشابهی تمركز دارد (تیلور و فلتن ، 1993). مفهوم خودراهبری فقطوقتی كار می كند كه تیم اهداف را بشناسد و برای دستیابی به آنها متحد شود. تمامی اعضای تیم در مدون سازی وظایف دخیل هستند و برای رسیدن به آنها متحد می شوند.

حالات كاربردی در ایالات متحده

بسیاری از شركتها تاثیر تیم های خودراهبر را دریافته اند و به تیم های خودراهبر از1990 به چشم ثمربخشی نگریسته اند. جری جانكین مدیر شركت تجهیزات تكزاس ،تیم ها را به عنوان نام گذاشت . یك تحقیق اخیر روی 476 شركت از 1000شركت فورچون نشان داد كه تنها هفت درصد از نیروی انسانی به شكل تیم های خودراهبر سازماندهی شده اند.
شركتهای فورد، جنرال موتور، زیراكس ، هانی ول ، وستینگهاوس ، AT&T و جنرال الكتریك همگی برای استفاده از یك روش مشاركتی برای مدیریت افراد متحد شده اند.
گزارشها از سازمانهایی كه با تیم های خودراهبر، نیروی انسانی خود را سازماندهی كرده اند، نشان می دهد كه كیفیت و تولید بهبودیافته ، بار اضافی سیستم و غیبت كاهش یافته است ، طبقه بندی مشاغل را آسان كرده است و روابط با اتحادیه ها بهتر شده است .
شركت مونسانتو از تیم های خودراهبر برای دادن آزادی و مشاركت بیشتر به كارگران استفاده كرده است نتیجه اینكه تنها طی 4 سال ، 47 درصد كیفیت و تولید بهبودیافته است .

هاری دیویدسون در یورك ، پنسیلوانیا، تیم های كاری ایجاد كرد كه بسیار زیادعملكرد شركت را بهبود بخشید. هارلی فقط در طول مدت 6 سال به سوددهی رسید و دربازار كاملا رقابتی با ژاپنی ها رقابت می كند. بیمارستان جان هاپكینز در مریلند، یك مدل تیمی پرستاری ارائه داد تا بار اضافی سیستم كاهش یابد، غیبت تقلیل یافته و حجم بیمارتا 21 درصد افزایش یافت . آلومینیوم لوگان ، در راسلویل كنتاكی ، از تیم های كاری برای كاهش بار اضافی سیستم تا 20 درصد و غیبت تا 2/1 درصد تنها ظرف 2 سال بهره جسته است (هاپروهارپر 1993).


تجربه شورون

تیم (KERN RIVER ASSET) بخشی از واحد تجاری تولیدی شورون غربی و مركز (SOUTH VALLEY PROFIT) است .وظیفه اصلی تیم ، تولید نفت از مشقات شورون در است كه در قسمت جنوبی شهر بكرز فیلد واقع شده است .
تولید كنونی آن درحدود 21000 بشكه نفت در روز است . نیروی انسانی تیم 80كارمند متشكل از: اپراتور میدان نفتی ، پرسنل صنعتی ، پشتیبانی فنی ، پشتیبانی دفتری وكارمندان مدیریت هستند.
در گذشته تیم یك سازمان سنتی ، سلسله مراتبی ، همچنان كه در شكل (1) نشان داده شده است ، دارا بود. تاكیدات فلسفی بر روی كارگروهی و ایجاد مشاركت كارمندان وجود داشت . اما ساختار سازمانی كوچكتر از آنی بود كه جای حمایت از این ایده راداشته باشد.

شكل 1 - نمودار سازمانی (قبل از 19 ژوئیه سال 1995)

سازماندهی مجدد سازمان

تا قبل از سال 1995 تیم یك بخش سودده متشكل از تیم های كوچك پراكنده ای بود، این تیم های كوچك خود شامل اعضایی با كارهای مختلف بودندكه نسبت به بخش اصلی در مكانهای جغرافیایی مختلفی قرار داشتند.
به عنوان قسمتی از برنامه سازماندهی مجدد سازمان ، در اوایل سال 1995 مركز به صورت تیم تقلیل یافت . مدیریت با استفاده از این فرصت و همچنین تمایل به بهبود كیفیت راه تازه ای برای انجام تجارت پیشنهاد كرد كه بیشتر روی فرایند مدیریت تاكید داشت . طراحی مجدد شامل دو محور ذیل بود:
درنظرگرفتن كل نیروی انسانی به عنوان یك تیم منفرد;
ایجاد تیم های كاری خودراهبر در مراحل كاری .
تیم های طراحی شده همگی یك مرحله كاری مشترك داشتند. 5 تا 8 نفره و كوچك بودند. تمامی كارمندها عضو یك تیم بودند، اعضای تیم انتخاب شده به نحوی كه در تمام تیم ها توازنی بین متخصصان فنی ، متخصصان اجتماعی و مدیران داشت . هر تیم فقطمسئول طراحی سازماندهی و بهبود مراحل كاری و مدیریت خود آن تیم بود. علاوه براین در صورت نیاز قراردادها را نیز رهبری می كردند. تیم های خودراهبر، متكی بر خودبودند نه متكی بر سرپرستان . بهبود مراحل ، یك فعالیت بیرونی نبود، اما زیربنای تیم های عملیاتی بوده و پس از اجرا مشتریان گروههای كاری را جوابگو و مفید یافتند.

گردانندگان

گردانندگان پشت صحنه طرح جدید تیم های عملیات خودراهبری عبارتند از:
تیم های با عملكرد بالا: تغییرات اتخاذشده درجهت استراتژی شورون قرار داشت . طرح جدید تلاشی برای به دست آوردن تیم هایی با عملكرد بالا بود كه حول فرایند كاری ومفاهیم بهبود كیفیت سازماندهی شده بود.
اختیار دادن به كارمندان : مفاهیم بهبود كیفیت ، مشاركت و اختیار دادن به كارمندان ،سیستم فكر وتمركز، بنیان تیم های فرایند جدید خودراهبری بودند. مدیریت تیم و كارمندان دریافتند كه اختیاردادن ، تمرین مسئولیت پذیری اشتراكی افرادمدیریتی و غیرمدیریتی بود و اینكه اختیار دادن یك پذیرش تدریجی و درحال رشدمسئولیت است ، نه یك اتفاق یك باره . تلاش تیم بهره برداری از دانش جدید و اطلاعات بسیاری از متخصصان اهل فن و عوامل انسانی سازمان بود.

بهبود فرایند: یكی از آرزوهای تیم ، یك تولیدكننده ارزان شدن بود كه به كسب فرصتهای جدید تجاری منتهی می شد. یك درس مهم كه از ساختار سازمان قبلی بسیاری از تیم های گرفته شد این بود كه مهمترین نتایج در كاهش هزینه های اجرا،زمانی به دست می آید كه تیم ها بر روی فرایندهای كاری تاكید دارند. این درس در تیم های جدید، فرایند خودراهبری را كامل می كند. تیم ها روی یك فرایند منفرد تمركز می كردند،برای درك كامل فرایند زمان صرف می كردند و سپس فرصتهایی را برای بهبود آنهاشناسایی می كردند. مفهوم اختیار دادن مجددا در فرایندهای تلاش برای بهبود استفاده می شد.

اگرچه ساختار قبلی تیم كوچك دركل ، باعث بهبود نیروی انسانی می شد، اما ذاتامشكلاتی هم داشت . اولا از آنجایی كه هر تیم مسئول تمام مراحل كاری بود، مرتبطساختن مراحل كاری با اهداف موردنظر به طور موثر، مشكل بود. افراد برای انجام آن به طور روزانه دچار مشكل بودند. به علاوه رسیدگی به تیم درعوض اینكه یك كار آسان باشد كاری اضافه بر سازمان بود.
ثانیا از آنجایی كه افراد به صورت روزانه با یكدیگر كار نمی كردند، از مراحل كاری وپیشرفت كار اطلاعی نداشتند. بنابراین افراد بدون آگاهی كامل از روند كار تصمیم گیری می كردند. سوما ساختار تیمی مالكیت در سطح كوچك (میكرو) به جای سطح بزرگ را ترجیح می داد كه باعث مضاعف شدن مراحل كاری و منافع مصرف ضعیف شد.ساختار تیم مراحل خود كاربری به نحو موثری تمامی مشكلات فوق را حل كرد و تمركزتجاری بزرگتری را به وجود آورد.

طراحی تیم های مراحل خودراهبر

یك تیم متشكل از 5 عضو انتخابی از نیروی انسانی برای طراحی تیم های مراحل خودراهبر انتخاب شد. طبق آنچه كه ارسیون (1990) پیشنهاد كرده بود، اعضای تیم طراحی از هر بخش سازمان كه در تیم های مراحل خودراهبری موثر بودند، انتخاب شده بودند. این اعضا به میزان زیادی استعداد و دانش از خود نشان دادند. علاوه بر این ، تیم طراحی شامل یكی دو عضو از كمیته مدیران بود. این كار دوام بیشتر و ارتباط بهتری راتضمین می كرد (راسبورن 1990) علاوه بر این یك نفر مشاور هم برای نظارت بر مراحل استخدام شده بود.

اصول راهنما
تیم طراحی ، درمورد تمام كارمندان از اصول راهنمای زیر، درجهت رشد و تكامل سازمان تیم استفاده كرد:
طراحی جهت تمركز هر تجارت طبیعی انجام می شد به نحوی كه تاكید اهمیت بر روی سود تیم به جای سود انفرادی اعضای تیم بود;
طراحی بهبود مراحل را تضمین می كرد آنچنان كه تاكید براهمیت روابطمشتری وتولیدكننده بود;
طراحی ساده و انعطاف پذیر بود;
طراحی یك درك عمیق بین اعضای تیم به وجود می آورد.
تیم طراحی وظایف كنونی را از هر گروه عملیاتی و اجرایی به وسیله مصاحبه و یاملاقاتهای هدف دار با گروه ، بازبینی كرده ، وظایف هر گروه را مشخص كرد و برای هر تیم مراحل خود راهبر، محدوده و مرز خاصی تعیین می كرد. تیم طراحی ، نیروی انسانی را ازتمام مراحلی مطلع می ساخت كه طی دوره طراحی انجام می گرفت .

آرایش تیم
یازده تیم مراحل خود راهبر (كه در زیر لیست شده اند) در سازمان شكل گرفتند:
1 - تیم مدیریت برنامه ریزی و ذخیره ; 2 - تیم مدیریت صحیح ; 3 - تیم تولید با آنالیزمحصول ; 4 - تیم جداسازی آب و روغن ; 5 - تیم بخار; 6 - تیم مدیریت انرژی ; 7 -تیم پشتیبانی فنی ; 8 - تیم پشتیبانی سرمایه ; 9 - تیم ایمنی و محیط;
10 - تیم مشاوره و راهنما; 11 - تیم اجرایی .
ساختار سازمانی جدید در شكل 2 نشان داده شده است . هر موقع كه سازمان تازه ای شكل می گرفت ، یك برنامه آموزشی برای هر تیم اجرا می شد. هر تیم اجتماعات وگردهمایی های خود را، مدیریت كرده و كارها را براساس اولویت طبقه بندی می كرد. نقطه بحرانی جایی بود كه تیم مراحل را یكی پس از دیگری جهت ادامه كار و فرصتهای مشخص برای بهبود مراحل انتخاب می كرد. هر مرحله ای برای تعیین تولیدكننده ومشتری ، نموداربندی می شد. سپس مقیاسی برای هر مرحله معین می شد. این اندازه گیری در حكم كارتهای امتیاز برای محصول دهی و عملكرد هر تیم بود. برای تعیین اندازه های مراحل ، تیم بهبود مستمر را همواره به خاطر داشت .

تیم های راهنما
یكی از درسهایی كه از كارخانه شورون راك اسپرمینك و ومینگ آموخته شد، نیاز دربه وجود آمدن پشتیبانی ریاست برای مراحل تیم بود. (اسبورن 1994). مربی تیم این حمایت و سرپرستی را به عهده گرفت .تیم راهنما به عنوان كمیته گسترش شخصی برای تمام اعضای تیم رفتار می كرد. علاوه براین ، تیم راهنما به عنوان رابط بین تیم های مراحل خودراهبر و مركز سودآوری واحدتجاری ، عمل می كرد. به این صورت ، تیم راهنما اطمینان داشت كه به درخواستهای مركزسودآوری واحد تجاری كاملا و به نحو احسن رسیدگی می شود. این عمل همچنین اطلاعات را فیلتر كرده و به سوی تیم صحیحی می فرستاد.
تیم های مشترك

نیازی برای یك تعداد تیم های مشترك ، كه روی موضوعات مشتركی برای همه تیم هاكار كنند وجود داشت . جدول 1 تیم های مشترك پیش بینی شده را فهرست كرده است .

اجرا

در اواسط ماه ژوئن سال 1995 سازمان جدید با تیم های فرایند خودراهبر شكل گرفت . برنامه اجرا بر پایه چهار اصل اساسی برقرار بود:
1 - حمایت از سازمان جدید: شایستگی سازمان جدید روشن بود و مرحله اجرا باتخصیص زمان كافی برای آشنایی كارمندان و حمایت از سازمان جدید درنظر گرفته شده بود.
2 - مشاركت : تمامی نیروی انسانی تیم در حل مسائلی دخیل بودند كه طی زمان شروع با آنها مواجه می شدند.
3 - روشن كردن انتظارات : پیش از شروع ، نقش ، اهداف ، مدل ریاستی و ارتباطی كه ازتیم موردانتظار بودند، به وضوح شرح داده می شد.
4 - آموزش : از ابتدا و به موازات انجام گرفتن كارها ادامه می یافت .

تضمین موفقیت

تیم ها می توانند سیستم های خود پایدار قدرتمندی جهت به بار آوردن خروجی های بزرگتر، موجودیت های قوی و رضایت اعضا باشند. برای شورون جهت رسیدن به سطوح فوق العاده موفقیت ، می بایست ساختار جدید تیم های مراحل خودراهبری به مقاصداستراتژیك واحد بازرگانی متصل شوند.

مقاصد استراتژیك شامل :

افزایش میزان سرمایه بیشتر ازطریق شناسایی ، گسترش و مالكیتی كه از رقبا بیشترباشد: یك تیم خودراهبر كه به طور خودكار وظیفه گسترش پروژه هایی كه بیشترین سود رابرای شركت دارند، برعهده گرفت . گذشته از این اوضاع مالی پروژه ها با كاهش چرخه زمانی بهبود یافت كه مقیاس خوبی برای اندازه گیری برای تیم است . این تیم همچنین به نحو موثری تكنولوژی های دردسترس را هدایت می كرد كه به وسیله تیم سرمایه معرفی می شدند.
كارمندان با ایجاد سود بیشتر از هر بشكه نسبت به رقبا یاد گرفتند كه بهترین نتایج درتقلیل هزینه های اجرایی ، زمانی به دست می آمد كه آنها روی مراحل كاری تمركز كنند.موقعی كه آنها به نتایج تاكید می كردند نه به مراحلی كه نتایج را حاصل می كنند، پیشرفت ،یا بسیار كم وجود داشت و یا اصلا وجود نداشت . این درسها از درون تیم های مرحله ای خودراهبر منتج شد. دیده می شد كه تمامی نیروی انسانی تیم فعالانه دربهبود مراحل دخیل بودند. اگرچه تمامی كارمندان در جوابگویی شریك هستند، یك تیم مجزای خود راهبر، تمام فعالیتهای محیطی را برای مدیریت می كرد این تیم بر مسائل محیطی كه كار مشكلی در سازمان بود نظارت داشت . تیم به مسائل محیطی به عنوان یك فرصتی می نگریست كه می تواند برای كمك به ایجاد یك برتری رقابتی هدایت شوند.

به دست آوردن تمركز تجاری بزرگتر، به وسیله گسترش و مدیریت منابع انسانی ایجادمی شود. تیم های فرایند خودراهبری موثرترین وسیله برای مشاركت بودند. مزیتهای اصلی آنها عبارتند از:
اتصال فعالیتهای هر كارمند به تماس بازرگانی ;
حصول اطمینان از اینكه همه كارمندان اطلاعات كافی برای انجام شغل خود را دارند;
گسترش گرایش مالكیت .

نقش عامل انسانی

عوامل انسانی نقش بسیار مهمی را در موفقیت تیم های فرایند خودراهبری برعهده دارند. در اینكه در تیم یا در هر تجارتی كه عوامل انسانی در هر ابعادی در آنجا استخدام می شود، موفقیت ، بستگی به كار كارمندان دارد، شكی وجود ندارد.مهمترین وظیفه ای كه بر دوش یك مدیر قرار دارد حصول بازدهی یك شخص است . درتیم مدیریت از تصور غلطی كه گاهی اوقات در سازمانهای سنتی درباره غیرممكن بودن استفاده 100% از هر نیروی انسانی یا هر كارگر رواج دارد، آگاه بود. به این موضوع اغلب به عنوان یك مطلب بسیار بحرانی از دید نیروی انسانی نگریسته می شود،خصوصا وقتی كه مدیر می گوید كه نیروی انسانی مهمترین سرمایه شركت است امادرعمل نشان می دهد كه هیچ ارزشی برای آنها قائل نیست . (براندون و موریس 1993)مدیریت دریافت كه كلید موفقیت هر سازماندهی مجددی (ایجادتیم های خودراهبر) نیروی انسانی است . هیچ طرحی تا زمانی كه كارمندان با آن موافق نباشند تكمیل نمی شود. به تیم های خودراهبر برای گرفتن تصمیم اختیار داده شد و اعضاتشویق به مشاركت شدند.

اهمیت آموزش

یك برنامه آموزشی به منظور اجتناب از مشكلات و كمك به رشد و گسترش تیم های فرایند خودراهبری درنظر گرفته شد. تیم ها برای كسب مهارتهایی از قبیل ساختار تیم ، حل مشكلات ، ارتباطات ، حل ناسازگاریها و مدیریت زمان و غیره نیاز به آموزش داشتند.آموزش در مقوله مشاركت ، مسئولیت ، دادن اختیار و دخالت دادن برای افراد مدیر وغیرمدیر حیاتی بود. یكی از نقشهای تیم مشترك تعیین آموزشهای موردنیاز و كسب منابعی برای آنها بود.

درحال حاضر برنامه آموزشی به همان سرعتی پیش نمی رود كه انتظار می رفت .كاهش سرعت برنامه آموزشی ، تصمیم تیم راهنما بود، كه به منظور دادن زمان كافی به تیم ها برای كار روی امور اصلی تیم با استفاده از مهارتهایی اتخاذ شده بود كه از جلسات آموزشی قبلی كسب شده است .
سرانجام هر كارمند تمامی آموزشهایی را كه برای انجام وظیفه موثر در محیط تیم نیازدارد، دریافت خواهدكرد.

راه حلهای غیرثابت و غیرسریع

كاملا واضح و قابل فهم بود كه تغییر در تیم های كاری خودراهبر آنی نبود اما یك راه و چشم اندازی به سوی آینده بود. هر تیم به طرف خودراهبری بنابر توانایی خود وظرفیت پذیرش مسئولیتهای اضافی پیش می رفت . در زمانی كه تیم های خودراهبری تشكیل شد اكثر تصمیمات همانهایی بود كه مدیران عملیاتی قبلا اتخاذ می كردند.همچنان كه در شكل 3 نشان داده شده است ، مراحل به تدریج به سمت افزایش مسئولیت و اعمال قدرت پیش می رفت . هر سطح تصمیم گیری بین سرپرست و تیم به توافق می رسید. حدمطلوب آن بود كه سرانجام تیم ها تمام امور كاری خود را به دست گرفته وفقط در زمان احتیاج برای حل مشكلات پیچیده یا غیرمعمول به سرپرست خود مراجعه كنند. این بدان معناست كه ارتباط بین سرپرستی و تیم طی زمان تغییر پیدا می كند. درابتدا سرپرست از موفقیتهای حیاتی اطمینان حاصل می كند اما سرانجام این مسئولیت به تیم ها واگذار می شود. مشخصا، بخشی از مراحل طراحی ، نقش و مسئولیت سرپرستها راتعیین كرده و برای انتقال مسئولیت برنامه ریزی می كند.

موانع

بلافاصله پس از انتقال به سازمان جدید، برخی از مشكلات و موانع شروع به خودنمایی كردند. این بدان معنا نبود كه پیشرفتی اتفاق نیافتاده است . بلكه بسیاری ازمشكلات و موانع به دلیل عدم آشنایی با سازمان و روال كاری جدید و محدودیت وظایف در چارچوب محدوده تیم بود. برخی از مشكلات ظاهرا در ارتباط باناسازگاریهای رفتاری بود. كارمندان ناچار بودند كه با یك محیط كاری جدید تطبیق پیداكنند، جایی كه كار تیمی به معنای كار با افراد هم رتبه در مواقع نیاز یا جلسات ملاقات نیست ، اما همچنین احتیاج به تطابق های رفتاری ، فرهنگی و شخصی دارد. اعضای تیم می بایست به منظور تصمیم گیریهای هم جهت و بهبود فرایند با تفاوتهای هم كنار آیند. به هرحال علت ریشه ای مشكلات ، فقدان ارتباطات بین تیم بود. تیم راهنما به سرعت مشكلات را شناسایی كرده و تلاشهای زیادی درجهت افزایش ارتباط بین تیم انجام داد.

مزایای به دست آمده

علی رغم برخی از كاستی های اولیه ، بهبودهای چشمگیری بر اثر تیم های خودراهبرمشاهده شده است . به عنوان نمونه چندین مورد در زیر آورده شده است :
تعمیر پمپ های مواد شیمیایی :
مواد شیمیایی دارای یك اهمیت حیاتی در فرایند عمل آوردن نفت و آب هستند.تزریق سطوح پایین تر از آنچه كه موردنیاز است از مواد شیمیایی باعث ایجاد مشكلات دراندازه گیری چاه ، مصرف آب ، انتقال نفت و غیره خواهدشد. در ساختار قدیمی وظیفه تعمیر پمپ های موادشیمیایی دقیقا مشخص نشده بود كه این امر باعث به جاماندن پمپ های خراب بدون تعمیر می شد كه این به نوبه خود تزریق كمتر از معمول موادشیمیایی را نتیجه می داد. تیم تشكیل شده جدید جداسازی نفت از آب ، به سرعت این مشكل را با برعهده گرفتن كار تعمیر و نگهداری پمپ های شیمیایی حل كرد.

مصرف پمپ های زیرزمینی :

اعضای تیم مدیریت چاه ، مراحل حفر چاه را بازبینی كردند و دریافتند كه احتیاجی نیست كه پمپ های زیرزمینی هر بار كه چاهها سرویس می شوند، عوض شوند. آنها فرایندرا به وسیله تست پمپ ها قبل از سرویس انجام دادند. به این ترتیب فقط پمپ های خراب تعویض می شدند. اگرچه برای این كار صرفه جویی در نظر گرفته نشده بود ولی مراحل جدید به وضوح در كاهش هزینه ها موثر بودند.
سرویس تست اتوماتیك چاه (AWT):

اعضای تیم تجزیه وتحلیل تولید اكنون عهده دار تعمیر و سرویس AWT هستند كه این كار قبلا توسط متخصصان برق و مكانیك صورت می گرفت . روال جدید به این متخصصان برق و مكانیك ها اجازه می دهد كه زمان بیشتری برای انجام كارهای دیگرداشته باشند.

نتایج

تیم اولین گروه كاری شركت تولیدی است كه سازمان خود را با تیم های فرایند خودراهبری مجددا طراحی كرد. چندین سال طول كشید تاانتقال به شكل سازمان جدید كامل شود. اعضای تیم كاملا واقف هستند كه حركت موفق از گروه كاری سلسله مراتبی سنتی به سمت تیم های خودراهبر، یك فرایند بلندمدت است كه بسیار بستگی به تواناییها و مهارتهای یك یك افراد دارد. پیشرفت اولیه بیانگر این است كه تیم درجهت صحیح درحال حركت است . اكنون گروههای بسیاری به تیم به عنوان یك خلبان برای فرایند طراحی مجدد نگاه می كنند كه می توان درسهای زیادی از آن آموخت . روزانه اخبار بیشتر و بیشتری درباره تیم های فرایندخودراهبری دریافت می شوند. موفقیت های اخیر بسیاری از نگرشهای شكاك نسبت به ساختار تیم خودراهبر را مطمئن تر كرده است . تیم می فهمد كه تنظیماتی هم می بایست انجام شود، همچنان كه تیم پیش می رود ممكن است در چند سال آینده دقیقا همان تیمی نباشد كه در آغاز تصور می شد. به هرحال قدر مسلم اینكه تیم به ساختارقبلی خود برنخواهدگشت . تعهد به ادامه بهبود كیفیت و مدیریت كیفی كلی ،ماندگار است . به طور واضح ، این تعهد با حمایتهایی مشخص است كه تیم از مدیران شركت و محلی دریافت كرده است .

تجارب در این ناحیه به طور یكسانی با تنوع گسترده هم در بخش خصوصی و هم دولتی قابل كاربرد است . به طورخلاصه همچنان كه به وسیله وشركتهایی ازقبیل ، و شرح داده شده است ، موفقیت در طراحی مجدد یك سازمان با تیم های خودراهبر یك تثبیت سریع نیست ، آن نیازمند تلاش بسیار، تعهد و حمایت ازسوی تمامی اعضای یك سازمان اعم ازمدیریت و غیرمدیریت است . برای آنهایی كه قصد طراحی و اجرای مفهوم تیم خودراهبررا برای سازمانهای خود دارند، چند نصیحت ازسوی كارشناسان وجود دارد: اگر یك سازمان درباره خودراهبری مطمئن نیست یا نیاز به شواهد محكم از بازگشت سریع دارد،بهترین تصمیم این است كه درگیر نشود، ازسوی دیگر مدیرانی كه نیروی مشاركت داشته و مصمم و صبور هستند هرگز تاسف نخواهند خورد كه از دوایر كیفی به سوی خودراهبری رهسپار شوند>. (سمیز و دین 1985، ص 32)
فهرست منابع
BRANDON, J.AND MORRIS, D.(1993),RE-ENGINEERING YOUR BUSINESS,MCGRAW-HILL, NEW YORK, NY.
CUMMINGS,T.G.AND SRIVASTVA,S.(1977),MANAGEMENT OF WORK: ASOCIOTECHNICAL SYSTEMS| APPROACH, UNIVERSITY ASSOCIATES, LAJOLLA, CA.
DAVIS,L.E.(1977),"EVOLVING ALTERNATIVE ORGANIZATIONAL DESIGNS:THEIR STS-BASES", HUMAN RELATIONS, VOL.30 NO.3, PP.261-73.
DUMAINE,B.(1990),"WHO NEEDS A BOSS?", FORTUNE, VOL.7, MAY, PP.52-60.
GLASSER,R.(1990),MOVING YOUR| TEAM| TOWARD SELF-MANAGEMENT,ORGANIZATION DESIGN AND DEVELOPMENT, INC.
HAMMER,M.AND STANTON,S.A.(1995),THE REENGINEERING REVOLUTION,HARPERBUSINESS,NEW YORK,NY.
HARPER,B.AND HARPER,A.(1993),SUCCEEDING AS A SELF-DIRECTED WORKTEAM, MW CORPORATION,MORGANLAKE,NEW YORK,NY.
ORSBURN,J.D.,MORAN,L.,MUSSEL-WHITE,E.AND ZENGER,J.H.(1990),SELF-DIRECTED WORK TEAMS: THE NEW AMERICAN CHALLENGE,IRWIN,NEW YORK,NY.
OSBORN,J.C.|(1994),TEAM BASED MANAGEMENT EXPERIENCE AT SFPHOSPHATES COMPANY CHEMICAL PLANT, NATIONAL PETROLEUMREFINERS ASSOCIATION ANNUAL MEETING, MARCH 20-24, SAN ANTONIO,TX.
PASMORE,W.A.(1988),DESIGNING EFFECTIVE ORGANIZATIONS: THESOCIOTECHNICAL SYSTEM PERSPECTIVE, WILEY, NEW YORK, NY.
SHANI,A.B.,GRANT,R.M.,KIRSHNAN,R.AND THOMPSON,E.(1992),"ADVANCED MANUFACTURING SYSTEMS AND ORGANIZATIONAL| CHOICE:SOCIOTECHNICAL SYSTEM APPROACH",CALIFORNIA MANAGEMENTREVIEW, VOL.34NO.4,PP. 91-111.
SIMS,H.P.AND DEAN, J.W. (1985), "BEYOND QUALITY CIRCLES: SELF -MANAGING TEAMS", PERSONNEL, JANUARY.
TAYLOR,J.C.AND FELTEN,D.F.(1993),PERFORMANCE BY DESIGN:SOCIOTECHNICAL SYSTEMS IN NORTH AMERICA, PRENTICE-HALL,ENGLEWOOD CLIFFS,NJ.
WELLINS,R.S.AND MURPHY, J.S. (1995), "REENGINEERING:PLUG INTO THEHUMAN FACTOR", TRAINING & DEVELOPMENT, JANUARY, PP.33-7.
مقاله حاضر و آرشیو كامل این مجله در آدرس : www.emerald-library.com دردسترس است .
محسن عطاران : پروفسور عملیات مدیریتی دانشگاه بكرزفیلد كالیفرنیا است ، آدرس پست الكترونیك :|mattaran@csubak.edu|
تای ت . كوین : بنیانگذار شركت تولیدی شورون در بكرزفیلد كالیفرنیا است . نویسنده: رزا احمدی  منبع: تدبیر - شماره 116 - 1380

+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:17 |

 

چهار اصل اساسی سازماندهی


مری پارکر فولت    

Sunday, 20 January 2008

پیام‌ آور مدیریت
ماری پارکر فولت یکی از نخستین کسانی بود که از دیدگاه‌ های روان‌ شناسی و یافته‌ های علوم اجتماعی، برای مطالعه‌ سازمان‌ های صنعتی استفاده کرد. کار او متمرکز بر روابط انسانی در گروه ‌های صنعتی بود. او کسب و کار را عرصه‌ ای پویا می ‌داند که می‌ توان راه‌ حل ‌های مشکلات موجود در روابط انسانی را در آن آزمود. پس از جنگ جهانی دوم، بسیاری از عقاید فولت رد شد. تنها استثنا در این زمینه ژاپن بود. اکنون ایده ‌های او در رویکردهای غربی که بر ارتباطات چند منظوره و دخالت دادن افراد متمرکز هستند، دیده می ‌شود.
1868. تولد.
1888. پیوستن به انجمن زنان تحصیلکرده در هاروارد.
1890. یک سال فعالیت در کالج نیونهام، دانشگاه کمبریج.
1896. انتشار کتاب سخنگوی مجلس نمایندگان.
1918. آغاز نگارش کتاب دولت نوین.
1933. ارایه‌ مجموعه سخنرانی ‌هایی در واحد مدیریت اجرایی کسب و کار در دانشکده‌ اقتصاد لندن (که امروزه واحد ارتباطات صنعتی نامیده می ‌شود). درگذشت.

زندگی و دوران شغلی
فولت که در خانواده ‌ای معمولی در ماساچوست متولد شده، متخصصی برجسته است که در سن 12 سالگی از دبیرستان فارغ ‌التحصیل شد. او در آکادمی تایر در بوستون و کالج رادکلیف در ماساچوست تحصیل کرده است. در 20 سالگی او به یکی از زیرشاخه‌ های دانشگاه هاروارد به نام انجمن زنان تحصیلکرده پیوست. در سال 1880 و در حالی که او دانشجویی 22 ساله بود، به مدت یک سال در دانشگاه کمبریج انگلستان تحصیل کرد و سپس برای گذراندن دوره‌ فوق لیسانس به پاریس رفت. پائولین گراهام ، فولت را شخصی جامع‌ الاطراف می ‌داند و به این نکته اشاره می‌کند که او در رشته‌ های حقوق، اقتصاد، مدیریت دولتی و فلسفه در هاروارد، و رشته ‌های تاریخ و علوم سیاسی در نیونهام تحصیل کرده است. در کمبریج، فولت مقاله ای را ارایه کرد که بعدها آن را به نخستین کتابش با عنوان سخنگوی مجلس نمایندگان تبدیل کرد. این کتاب آنقدر تأثیرگذار بود که در اکتبر 1896، تئودور روزولت آن را در نشریه‌ ارزیابی تاریخی آمریکا مورد بررسی و ارزیابی قرار داد.
زندگی خانوادگی فولت با مشکلات زیادی همراه بود. پدر فولت که وی احساس نزدیکی زیادی به او داشت، در دوران نوجوانی فولت از دنیا رفت. فو‌‌لت با مادرش که زنی معلول بود سازگاری نداشت. وی از دوران کودکی مجبور بود کارهای مربوط به رفت و روب منزل را انجام دهد.
سرانجام فولت خانه‌اش را ترک کرد و همراه با دوستش ایزوبلا بریگز ، اطاقی را اجاره کرد. در خلال 30 سال بعد از آن، ایزوبلا همواره با ارتباطات اجتماعی خویش پشتیبان و کمک مهمی برای کارهای فولت بود. وقتی ایزوبلا در سال 1926 از دنیا رفت، فولت هم زندگی خانوادگیش و هم نزدیک ‌ترین دوستش را از دست داد. پس از یک سال او دیم کاترین فورس را ملاقات کرد که یک زن انگلیسی فعال در زمینه‌ جنبش‌ های زنان و دختران بود. فولت به انگلستان نقل مکان کرد و در چلسی با فورس هم خانه شد.

فولت یک مددکار اجتماعی
انتظار می‌ رفت فولت استاد دانشگاه شود اما فعالیت‌ های داوطلبانه‌ مددکاری اجتماعی را در شهر بوستون شروع کرد و بسیاری از تدابیر و ابتکاراتش را عملی ساخت (و البته در مواقعی مزایای مالی خوبی نیز به دست آورد). در مدت 30 سال، او با جدیت به کارش ادامه داد و اثبات کرد مدیری نوآور است که دستاوردهای عملی او شامل استفاده از مدارس به عنوان پایگاه‌های آموزش اجتماعی و حفظ و بازیابی افراد پس از اتمام دوران تحصیل در مدرسه بود. این ایده‌ فولت بود که به الگویی برای دیگر شهرهای ایالات متحده تبدیل شد.
فولت در مدارس بوستون، مراکز فنی و حرفه ‌ای ایجاد کرد و به عضویت شورای تعیین حداقل دستمزدها در ماساچوست منصوب شد. از سال 1924، او به طور مرتب مقالاتی را پیرامون سازمان‌ های صنعتی در کنفرانس‌ها و نشست‌ های شورای مدیریت منابع انسانی و پرسنلی ارایه می ‌کرد. به طوری که وی به یک مشاور مدیریت تبدیل شده بود و بسیاری از فعالان در عرصه‌ کسب و کار خواهان استفاده از مشاوره‌ های او درباره‌ مشکلات سازمانی و روابط با منابع انسانی بودند.
فولت ضمن دادن مقالاتی به کنفرانس رانتری و انستیتو ملی روان‌ شناسی صنعتی همچنین در سال 1933، مجموعه سخنرانی ‌هایی را به واحد تازه تأسیس مدیریت اجرایی کسب و کار دانشکده‌ اقتصاد لندن ارایه کرد. در اواخر سال 1933، فولت به آمریکا بازگشت و در 18 دسامبر همان سال و در سن 65 سالگی از دنیا رفت.


تفکر کلیدی
کتاب دولت نوین فولت که در سال 1918 به رشته‌ تحریر درآمد، حاوی مجموعه مباحثی پیرامون موضوع دموکراسی به عنوان یک فرآیند و پروسه‌ مهم دولتی است. فولت از طریق این کتاب، به عنوان فیلسوف سیاسی شناخته شد. با توجه به اینکه کتاب فولت بیشتر مبتنی بر تجربیات مددکاری اجتماعی او بود و نه تجربه ‌اش در سازمان ‌های صنعتی اما بعدها از ایده‌ او در محیط‌ های کسب و کار نیز استفاده شد.
این کتاب نمایانگر تفاسیر فولت از روند تکامل اجتماعی است و متن آن مؤید آن است که «دموکراسی جمعی» و رسیدن به آن اهمیت زیادی در قبال ایجاد تحولات اجتماعی دارد. این نوع دموکراسی به عنوان فرآیندی پویا تعریف می ‌شود که از طریق آن تضادها و اختلافات فردی در قالب توافق های جمعی و گروهی از میان می‌ روند. بدین ترتیب، افراد یاد می‌گیرند که به دیدگاه‌ های دیگران احترام بگذارند و خود را با نظرات دیگران وفق دهند و در عین حال به دنبال اهدافی خوب و بلند مدت باشند.
کارآیی فرآیند گروهی و جمعی، از طریق مرتبط ساختن عقاید مختلف افراد به منافع جمعی و کل گروه است. به اعتقاد فولت، یک اقدام مناسب در این زمینه، دستیابی به مستندات و استدلال ‌های مناسب در طول فرآیند مشاوره است. این امر نشان می‌ دهد که افراد در چه موقعیتی قرار دارند و بهترین روش برای دستیابی به اهدافشان چیست. در این صورت، تضاد و اختلاف به عنوان عواملی مثبت تلقی می ‌شوند. فولت معتقد است که تکامل اجتماعی فرآیندی مستمر و دایمی است که باید از طریق آن همیشه به دنبال دستیابی به اهداف مشترک بود.
در کتاب دولت نوین تصریح شده که فرآیند دموکراسی جمعی را می ‌توان به عرصه‌های اجتماعی نیز توسعه داد و آنها را از سطح محلات و شهرها به جامعه‌ ملل گسترش داد. فولت به یک روح مستقل جمعی اشاره می‌کند که ایجاد ارتباطات اجتماعی میان افراد را توسعه می ‌دهد.
کتاب تجربه‌ خلاقانه نیز در سال 1918 نوشته شد و تمرکز آن نیز بر دموکراسی است که در آن از مثال ‌ها و نمونه‌ های حوزه‌ کسب و کار برای تشریح عقاید مطرح شده، استفاده شده است. کتاب مدیریت پویا – مجموعه مقالات ماری پارکر فولت و کتاب آزادی و هماهنگی هر دو به طور همزمان منتشر شدند. کتاب آزادی و هماهنگی شامل شش مقاله است که فولت آنها را در سال 1933 نوشته بود و محور اصلی همه‌ آنها، سازماندهی کسب و کار بود.
آثار فولت در حوزه‌ کسب و کار، موجب اشاعه‌ دیدگاه‌ های اجتماعی او به فضای صنعتی شدند. از نظر او، مدیران صنعتی با همان مشکلات مدیران حوزه‌ های اجتماعی دست به گریبان هستند از جمله کنترل شرایط اجتماعی، قدرت، مشارکت اجتماعی و تضادها و اختلافات. آخرین آثار فولت انسانی متمرکز بر مدیریت از یک منظر انسانی هستند و در آنها از یک رویکرد نوین روان‌ شناسی در قبال پرداختن به مسایل میان افراد و گروه‌ ها استفاده شده است. او کسب و کارها را ترغیب کرده تا ببینند گروه‌ ها چگونه شکل می ‌گیرند و چگونه می ‌توان انگیزش و تعهد کارکنان را افزایش داد. مشارکت همگان در فرآیند تصمیم‌ گیری، بر فعالیت ‌های بنیادی شرکت‌ ها تأثیرگذار است. از نظر فولت، قدرت و مدیریت گروه از طریق همکاری و تعامل، مسیری روشن به سوی پیشرفتی است که همگان از آن منتفع خواهند شد.

دیدگاه‌ های فولت پیرامون قدرت، رهبری، اختیار و کنترل
فولت معتقد است که مسئولیت مدیریت، باید تمام فعالیت ‌های کسب و کار و نه صرفاً رأس سازمان را دربربگیرد. میزان اختیار و مسئولیت ‌پذیری باید در همه‌ سطوح اشاعه یابد. همه‌ افراد باید تا حدی مهارت ‌های رهبری را فرا بگیرند و این امر تنها محدود به رهبران یا مدیران سازمان‌ ها نیست. نقش مدیران ارشد به ایجاد هماهنگی میان اختیارات در هم شکسته و مسئولیت ‌های متنوعی بازمی ‌گردد که باعث می‌ شوند سازمان در قالب یک گروه عمل کند.

چهار اصل اساسی سازمان ‌ها از نظر فولت
فولت چهار اصل را مشخص کرده است که باید برای ایجاد هماهنگی در سازمان ‌ها و مدیریت اثربخش آنها مد نظر قرار داد:
• هماهنگی، شامل برقراری ارتباط میان تمامی عناصر است.
• هماهنگی باید از طریق تماس مستقیم صورت بگیرد و از طریق ارتباطات مستقیم میان تمامی افراد مسئول عملی شود. این امر باید بدون توجه به جایگاه آنها در سلسله مراتب سازمانی یا موقعیتشان در واحدهای کاری باشد.
• هماهنگی باید از همان مراحل اولیه آغاز شود و دربرگیرنده‌ تمامی افرادی باشد که مستقیماً در کار درگیر هستند. همچنین این امر باید از ابتدای آغاز یک طرح و تدوین سیاست‌ها و خط‌ مشی ‌های اجرای طرح مد نظر قرار گیرد.
• هماهنگی باید فرآیندی مستمر و مبتنی بر این باور باشد که ایجاد هماهنگی و اتحاد میان افراد موضوعی دایمی و مستمر است.

ماری پارکر فولت در یک نگاه
بستر پیشرفتی تکاملی
تفکرات فولت در زمان خودش پیشرو بودند و هنوز هم می ‌توان آنها را در بستر پیشرفت‌ های تکاملی اجتماعی یافت. او در عصری زندگی می‌ کرد که تحولات اجتماعی یا تکنولوژیکی هنوز در ابتدای راه خود بودند. همچنین خسارات شدید به جای مانده از جنگ جهانی اول، مؤید نیاز به تلاشی قاطعانه برای ایجاد یک نظم اجتماعی بود که به دلیل جنگ عملاً از میان رفته بود. به طور همزمان، جنگ فشارهای شدیدی را بر آمریکا و انگلستان وارد کرده بود. این امر باعث شد که افراد بسیاری روی به حوزه‌ مدیریت بیاورند. نتیجه‌ این امر طرح بسیاری از ایده ‌ها در سطوح بین ‌المللی و شکل‌ گیری جامعه‌ ملل بود. فولت همانند دیگر نویسندگان هم عصر خود، سعی می ‌کرد تغییراتی را پیش ‌بینی کند که در آستانه‌ عملی شدن قرار داشتند. نگرش او کاملاً منطقی بود. هر چند که او شاید نمی ‌دانست روزی این نگرش ‌ها زیربنای پیشرفت‌ های اجتماعی را شکل خواهند داد .

برگرفته از : سایت میثاق مدیران

+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 14:53 |

مصوبات و بخشنامه ها سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور



  اخبار و اطلاعات                               مصوبات و بخشنامه ها سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور
  نشريات و فرم ها
  شوراها و ستادها
  سيستم هاي عملياتي
  MBO
  تحول اداري در كشور

بخشنامه شماره 88882/100 مورخ 4/7/1386 موضوع پورتال مردم
دستورالعمل امتيازات و اولويت هاي بكارگيري نيروي كارشناسي و تخصصي شاغل شركت هاي طرف قرارداد
فرم نظارت بر اجراي طرح تكريم مردم و جلب رضايت ارباب رجوع در دستگاه هاي اجرايي
بخشنامه نشاني هاي اينترنتي فارسي با پسوند(.ايران)
بخشنامه و فرم جديد درخواست بازخريد يا بازنشستگي
ساماندهي وضعيت استخدامي كاركنان قراردادي و نيروهاي شركتي
لزوم استفاده از كاغذ معمولي و چاپ تك رنگ در مكاتبات و گزارش هاي اداري
فرم تجديد نظر شده حكم قرارداد و تمديد قرارداد استخدام پيماني
اصلاح آيين نامه استخدام پيماني
بخشنامه و فرم حكم تجديدنظر شده كارگزيني
سند فرابخشي(ويژه) بهينه سازي تشكيلات دولت و ايجاد دولت الكترونيك (مصوب ستاد برنامه چهارم توسعه)
اصلاحيه بخشنامه واگذاري امور خدماتي(ارائه خدمات آبدارخانه و نامه رساني داخلي)
ضوابط و ويژگي هاي سيستم تداركات و خريد
بخشنامه اعتبار سنجي مراكز و موسسات مجري آموزشهاي كوتاه مدت كاركنان دولت
دستورالعمل اجرايي ماده 144 قانون برنامه چهارم
بخشنامه واگذاري امور خدماتي(ارائه خدمات آبدارخانه و نامه رساني داخلي)
بخشنامه واگذاري امور خدماتي(تايپ متون فارسي و لاتين)
بخشنامه واگذاري امور خدماتي(نظافت و تنظيم فضاي اداري)
نشاني هاي هماهنگ اينترنتي براي پورتال هاي استاني
آيين نامه نظام ارزيابي استراتژيك كشور
ضوابط ايجاد و بهره برداري از مراكز آزمون استاندارد مهارتهاي هفت گانه فن آوري اطلاعات
ضوابط و ويژگي هاي سيستم بودجه
نظام جديد ارزشيابي كاركنان دولت
ضوابط و ويژگي‌هاي سيستم تعمير و نگهداري تأسيسات، تجهيزات و ماشين‌آلات
ضوابط و ويژگي هاي سيستم نقليه
تصويب نامه هيئت وزيران در خصوص سنجش رضايت مردم و ارزيابي عملكرد دستگاه هاي اجرايي در طرح تكريم
سرفصل ها و عناوين اطلاعات پورتال استاني و حداقل ضوابط و ويژگي هاي آن
لزوم همكاري دستگاه هاي اجرايي با سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور در ايجاد پورتال

كتب برنامه تحول در نظام اداري كشور
(ويراست دوم)



برنامه تحول در نظام اداري كشور
منطقي نمودن اندازه دولت(1)
اصلاح ساختارهاي تشكيلاتي دولت(2)
اصلاح نظام هاي مديريتي(3)
اصلاح نظام هاي استخدامي(4)
آموزش و بهسازي نيروي انساني(5)
اصلاح روش هاي انجام كار و توسعه فناوري اداري(6)
حفظ كرامت مردم در نظام اداري(7)

صفحه اصلي تماس با مديريت سايت نقشه سايت English
تاريخ بروز رساني: 15/12/85

+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:2 |
 

دانلود رایگان پاورپوینت باموضوع مدیریت


بسمه تعالي

سازمان مديريت و برنامه‌ريزي کشور

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

http://www.mporg.ir/fanni/T/arshive_html/StrategicManagement.htm

+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در یکشنبه بیستم آبان 1386 و ساعت 13:52 |
 
 ۱۲۰نكته در مديريت برديگران
 

 

1- قاطع،امامهربان باشید.

2- جدی ،امالطیف باشید.

3- در انجام كارها روي شيوه‌اي خاص تأكيد نكنيد. شايد كسي بتواند از مسير كوتاه‌تر و بهتري شما را به مقصد برساند.
4- توجه داشته باشيد دانش و تجربه، هيچ كدام به تنهايي رهگشا نيستند، مثل اكسيژن و هيدروژن كه از تركيب معيني از آنها هواي تنفس ما تأمين مي‌شود، مي‌توان با آميختن دانش و تجربه، راهكارهاي حياتي و استثنايي خلق كرد.
5- به خاطر داشته باشيد رعايت استانداردهاي محيط كار در كارايي كارمندان مؤثر است.
6- با فرق گذاشتن بيهوده بين افراد گروه، انگيزه كاري آنها را از بين نبريد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 14:29 |
 
ترجمه ی مطالب مرتبط با کتاب Management اثر R. W. Griffin، سال 2005، (8th Ed)
 

 
 

اطلاعیه ها
مرتبط با بخش 1 كتاب
مرتبط با بخش 2 كتاب
مرتبط با بخش 3 كتاب
مرتبط با بخش 4 كتاب
مرتبط با بخش 5 كتاب
مرتبط با بخش 6 كتاب
مرتبط با بخش 7 كتاب
مرتبط با بخش 8 كتاب
مرتبط با بخش 9 كتاب
مرتبط با بخش 10 كتاب
مرتبط با بخش 11 كتاب
مرتبط با بخش 12 كتاب
مرتبط با بخش 13 كتاب
مرتبط با بخش 14 كتاب
مرتبط با بخش 15 كتاب
مرتبط با بخش 16 كتاب
مرتبط با بخش 17 كتاب
مرتبط با بخش 18 كتاب
مرتبط با بخش 19 كتاب
مرتبط با بخش 20 كتاب
مرتبط با بخش 21 كتاب
مرتبط با بخش 22 كتاب
مرتبط با ضمائم كتاب

ترجمه فارسي و پیوند به نسخه ی انگلیسی فايلهاي نمايشي با فرمت پاورپوينت براي استفاده در تدريس

 

+ نوشته شده توسط علیرضا امینی در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 14:6 |