تعریف و تفاوتهای نگرش سیستماتیك و سیستمیک
با مقایسه تفاوتهای نگرش سیستمیک و سیستماتیک بحث را شروع می کنم وامیدوارم در این بین نکات ضروری به خوانندگان انتقال یابد.![]()
سیستماتیك یعنی منظم. یعنی تابع یك سیستم از پیش تعریف شده. یك چهارچوب و ضوابط خاص ولی دید سیستمیك یعنی نگاهی جامع و كل نگر. وقتی به صورت جامع به سیستم نگاه میكنیم بسیاری از چیزهایی كه قبلا ندیده بودیم را میبینیم. چیزهایی كه دائما با سیستم ما در تعامل هستند و بر آن اثر میگذارند
در دید سیستماتیک روش عمده ما روش تحلیلی است. روش تحلیلی در واقع روش تقلیلی است و میگوید كل چیزی جز جمع اجزا نیست.
با اینکه محتوی بسیار مهم است، رابطه بین اجزا بسیار مهمتر است و این تعامل و رابطه است كه باعث میشود كل بزرگتر یا مساوی و یا كوچكتر از مجموع اجزا شود. گوناگونی بسیار مهم بوده و اساس كمال است. ولی نه گوناگونی افسار گسیخته، بلكه آن نوع از گوناگونی كه این آحاد در مسیر توسعه یاد بگیرند كه علیرغم تفاوتهایشان با یکدیگر هم نوایی كنند.
در سیستم معتقدیم كل از جزایی تشكیل شده و برای شناخت كل باید اجزا را جدا كرده و بشناسیم تا به شناخت كل برسیم در حالیكه دید سیستمی میگوید برای شناخت كل باید رابطه اجزا را بشناسیم. چون تركیب دو جز لزوما نتیجه دلخواه ما را ندارد. بازدهی دو گروه دو نفره اگر باهم یك گروه شوند برابر با بازدهی چهار نفر نیست. یا كمتر یا بیشتر یا حتی مساوی است. كلر و سدیم هر دو برای سلامتی انسان ضرر دارند ولی تركیب اینها نمك طعام است كه بودنش برای بشر حیاتی است.
دید سیستماتیک معتقد است باید اجرا را بهبود دهیم تا كل بهتر شود ولی دید سیستمی معتقد است باید رابطه اجزا را بهبود بخشیم تا كل بهتر عمل كند. مثل مونتاژ كامپیوتر که لزوما یك پروسسور جدید روی مادر برد قدیمی كارایی خودش را نشان نخواهد داد.
در نگرش متعارف چیزی داریم به اسم نرمال. هر چیز خوب و صحیح و سالم و استاندارد و تعریف شده را نرمال مینامیم كه وقتی سیستم رفتارش از این چهارچوب خارج شد میگوییم سیستم مشكل دارد و در آن صورت به دنبال راه حلهایی برای رفع كردن آن میگردیم.
در نگرش سیستمی مسئله را جور دیگر تعریف كرده و جور دیگر نیز حل میكنیم. مشكل در دید سیستمی در اصل آینده نامطلوب مستتر در وضع موجود است و اگر تغییری در سیستم ندهیم میرود كه پیش بیاید.
به عبارتی دیگر آینده در زمان حال جاری است. چون خوب میدانید كه آینده ای وجود ندارد كه بخواهیم به آن برسیم یا کشفش کنیم بلكه آینده را ما امروز میسازیم و در اصل امروز ما آینده خود را خلق میكنیم. پس اول باید تصمیم بگیریم و تعریف كنیم كه آینده مطلوب چیست و بعد از آن نظامی را بیافریم كه بتواند به آن مطلوب تحقق بخشد. به عبارتی ساده تر تعریف وضع مطلوب و ابداع وسائل تحقق آن.
در نرم دوست داریم وضعیت تغییر نكند و اگر تغییر كند بد است چون میخواهیم از نرم خارج نشود ولی در نرماتیو و رویكرد سیستمی با توجه به اینكه تغییرات محیط را درك میكنیم و مسیر تغییرات را میبینیم اگر تغییر نكنیم دچار مشكل میشویم به عبارتی ساده تر در نرم ساخت داری مهم است در نرماتیو ساخت آفرینی.
مشکلات جوامع انساني و سازمانها روز به روز پيچيده تر و حل آنها نيازمند تفکر بهتر است . موارد فراواني وجود دارد که تلاش مديران و مسئولان براي حل يک مشکل ، فقط باعث تسکين آن شده و پس از مدت کوتاهي ، وضعيت مانند قبل شده يا منجر به ايجاد مشکلاتي بزرگتر و بدتر گرديده است . رويکرد سيستمي ، مدعي ارائه روش براي برخورد اصولي تر با پيچيدگيهاي دنياي کنوني است . هدف اين نوشتار ارائه مطالبي در زمينه تفکر سيستمي (Systems Thinking) است. هدف تفکر سیستمی ، بهبود درک ما از ارتباط عملکرد هر سازمان با ساختار درونی و سیاستهای عملیاتی آن ( و نیز سیاستهای عملیاتی مشتریان ، رقبا و تامین کنندگان ) است تا از این درک برای طراحی سیاستهای مؤثر اهرمی ، استفاده کنیم. البته عناوين مختلفي در اين زمينه وجود دارد که از جمله مي توان به رويکرد سيستمي (Systems Approach) ، ديناميک سيستم (System Dynamics) و تحليل سيستمها (Systems Analysis) اشاره نمود. گرچه عناوين فوق تفاوتهايي با يکديگر دارند، اما در بسیاری موارد آنها را به جاي يکديگر نيز به کار مي برند
ادامه مطلب


